22-08-2015

دوکتور ص. سعیدي

ما و ادامۀ شرارتهای پاکستان: قسمت دوم
22-08-2015

دوکتور ص. سعیدي

ما و ادامۀ شرارتهای پاکستان: قسمت دوم



(درسه قسمت)

اصطلاح جاسوس و نوکر اجنبی هم  ازین تذکر عام مستثنی نیست.   
جاسوس  با فهم کلاسیک یک مفهوم منفی بوده و به شخص  اطلاق می شد  که با مخفی کاری و عمل خلاف نورمهای اخلاقی و خلاف وطندوستی در خدمت منافع و مصالح اجنبی و دشمن  قرار گرفته و به  صورت سِری  با دادن اسرار کشور و یا برای تحقق تطبیق برنامه های دشمن کار میکند و ازین بابت امتیازات مادی به دست می آورد. 
درین راستا کتگوری فاش کردن اسرار دولتی حساس  و سِری به دشمن و یا اعمال خراب کارانه به اساس اشارات و هدایات دشمن پرداختن را جواسیس اجرا ء  میکنند.  که همان بازی متخلف و دست و پیگرد قانون مطرح است. اما در مشخصۀ که من به ان تمرکز دارم  که آنرا بس خطرناک میدانم همان حالت است که مجریان این اعمال خراب کارانه و دشمنانه  از قطار افراد مسلط بر حاکمیت کشور اند که این حالت را حالت مافیایی مینامند. حالتیکه در 15 سال اخیر بر کشور مسلط بود.
مجریان اعمال دشمن،  جواسیس و اجیران شان را  جواسیس  ونوکران عقیدتی و جواسیس کسب امتیاز مادی و در موارد ترکیب هردو  تشکیل میدهد. اما یک مشخصۀ دیگر عصر ما همانا حالت خاص کشور ماست  و آن اینکه:
بخش از اتباع کشور های خارجی  خصوصاً با اصلیت و تابعیت پاکستان و ایرانی در ظرف امکانات ۴۰ سال قبل و خاصتاً ۱۵ سال اخیر توسط  میدیای  و استخبارات این کشور یعنی ای اس ای  پاکستان و سپاه پاسداران  ایران  توانسته اند در کشور ما این عمال و اتباع و جاسوسان خویش را افراد و شخصت های مطرح سیاسی افغانی ساخته  و از موضع یک افغان وظایف ضد افغانی خویش را اجرا میکنند.  مبصرین و کارپوهان ؟!  سیاسی مشهور کشور ساخته شده اند و در عرصه های  مختلف کشور مسلط  ساخته شده اند.
این عناصر دشمن و جاسوس و امکانات وسیع مالی شان توانسته اند مقدسات کشور و ارزش های مارا مانند بیرق ملی، سرود ملی، زبانهای ملی، نام  کشور، استقلال و آزادی کشور، شخصیت های تاریخی و افتخار آمیز کشور به  شمول امان الله خان غازی و حتی مؤسس افغانستان احمدشاه ابدالی  را مورد سوال قرار داده.  به این ترتیب قصور و انتقام سقوط امپراطوری های ایران را از احمدشاه دورانی گرفته و علیه وی به تبلیغات زهر آگین پرداخته و میپردازند. عمال دشمن درکشور ما و دیموکراسی غیر تعریف شده و بی بندوبار توانسته اند هویت دینی و افغانی را  از تذکرۀ کشور حذف، بخش از معذوران را به سطحی نگری در مسأله خط دیورندلاین بی تفاوت و با افکار منحط قومی وادارند، به تفرقه های منحط قومی  دامن بزنند و عدۀ از معذوران را استادانه به این افکار فاشیستی و تعصب  در خلاف به آموزه های اسلامی و انسانی مبتلا، مریض ومعلول سازند.  و در موارد به بخش  از مقدسات و ارزش های ملی و تاریخی کشور متزلزل و بی باور سازند. دشمنان وطن و ستون پنجم شان توانسته اند با  تهمت و دشمنی در مورد  انتقام باداران دور و نزدیک شان دست کمک دادن و عملاً به صورت وسیع آنچه عزت  آنچه افتخار کشور و ملت ماست مورد سوال قرار داده و دهها افترا و  توطیه در زمینه نموده و دقیقا چنین میکنند که یک ملت  را  نه  کُش بلکی افتخارات اش را بگیر – عمل میکنند. دقیقاً اینها  درین راستا سیستماتیک و دشمنانه کار وسیع میکنند.  نشر برنامۀ خبرنگار به نام قادری از رادیو تلویزیون بی بی سی در مورد تفاهمنامۀ «ډیورند لاین» که درآن آقای قادری خبرنگار تلویزیون  با لهجۀ ایران افتراء و اغواگری های کاذب را درین مورد نشر و عوامفریبی میکند ازین سلسله دسایس دشمن علیه مردم ما  و کشور ماست.  آقای عبدالجمیل جلیلی دیپلومات سابقه دار افغانی که فعلاً در امریکا زندگی میکند  در نشست با من گفت که وی نقشۀ ای  ضمیمۀ  تفاهمنامۀ «ډیورند لاین»   را در وزارت خارجۀ وقت افغانستان دیده است که به قلم سرخ شخصاً توسط امیر عبد الرحمن خان اصلاح شده. در اسناد تاریخی امده است که امیر حد اقل  در دو سه مورد اعتراض داشته است که این همان نقشه ای نیست که  سرتیمار دیورند برای وی نشان داده بود و بلاخره نقشه و خط به نام «ډیورند لاین»  که باید درظریف سه سال (۱۸۹۳-۱۸۹۷م) کار خود را در روی زمین تکمیل میکرد هیچگاهی کار خویش را تکمیل نه کرد و دهها حقایق ناگفتۀ دیگر که به صورت استادنه  تحریف و به خور بیننده داده میشود و در دید اول میبینیم در نقشۀ ارایه شده کدام قلم خوردگی به قلم سرخ امیر دیده نمی شود. چیزی را که شاهد زنده  یعنی جناب عبدالجمیل جمیلی  تأکید دارد. 
 
در چنین شرایط  و با چنین زمینه سازی های وسیع  و پلان شده  تصادفی نیست که پاکستان وقیحانه مطالبات بلند بالای را از جانب افغانی دارد. پاکستان دقیقا میخواهد که: خط «دیورندلاین» نهایی شده و حتی بخش از مناطق دیگر کشور ما را  نیز  درین مرحله از خود سازد، آبهای طبیعی  افغانستان  را  کماکان  در خدمت  و استفادۀ  خود داشته و به  صورت دوامدار به کشور شان  جاری باقی بماند(آب در کوزه وما تشنه لبان میگردیم)، راه ترانزیتی پاکستان، عبور و مرور وسایط آن بدون گمرک به اسیای میانه از طریق خاک افغانستان برای پاکستان تضمین کردد، رابطۀ افغانستان با هند محدود شود، برای طالبان، یعنی ملاصاحب محمد عمر  که دوسال قبل کشته شده ویا مرده  یعنی برای ای اس ای در حاکمیت  افغانی قدرت سیاسی داده شود،  در انتصاب افراد مهم کشور برای پاکستان سهم داده شده و نظرش مورد نظر گرفته شود.
این مطالبات چندی دیگری که بعد در برنامه های بعدی مطرح خواهد شد  و در برنامه های بزرگ پاکستان بزرگ  به صورت منطقی اما ناروا  بعداً مطرح خواهد شد. 
شواهد و منطق سخن نشان میدهد که حاکمیت ایران  نیز درین راستا در مواردی از پاکستان عقب نه مانده که بحث روی آن  خصوصاً در رابطه به تهاجم فرهنگی ایران در افغانستان و تقسیم عملی بعضی مناطق کشور به لبنان دوم  تفاصیل مستقل میخواهد. در مجموع نه ایران و حتی هند هم درین راستا در تقلیل تشنج  در روابط افغانستان با پاکستان چندان علاقمند نبوده و هریک به نحوی مطالبات خویش را دارند.
کشور هند درین میان جوانب مثبت خیر و نیک  زیادی در رابطه به افغانستان داشته در مقایسه به پاکستان و ایران   کشور هند منافع مشترک زیادی با مردم افغانستان داشته که باید به آن توجه بیشتر شود.  درین راستا  بنابر به فتنه های پاکستان جانب افغانی از مکانات هند در بهتر شدن وضع کشور ما افغانستان استفادۀ لازم نه کرده  و در مواردی جانب افغانی حتی فریب دسایس و فتنه های پاکستانی را خورد است. پاکستان با تمام نیرو تلاش خواهد کرد و کرده  است  تا افغانستان  از وابستگی یکجانبۀ افغانستان  در راه بحری  از پاكستان  رهايي نيابد و بندر چاه بهار ایران فعال نه شود.
 
در چنین شرایط اوضاع و احوال منظور از بیان حالت پریشان و مشکل  کشور  و مردم ما  برای چه و هدف ازین تمرکز و بحث برای چه و چه هدف را دنبال و تتعقیب میکنم؟
آیا به تصویر کشیدن وضع صرف به ذات خود هدف است ویا هدفی خاصی مثبتی را تعقیب دارم؟ اگر چنین است که است و هدف مثبت را تعقیب دارم این هدف و مقصد چیست و برای تحقق آن چه باید کرد؟
بلی افغانستان  ومردم ما در حالت بس دشوار، مشکل  و حتی مهلک قرار دارند.  در چار دهۀ اخیر قربانی دادند و جنگ های نیابتی دیگران  به پیش بردند ویا هم زمانیکه توانستند  ازین بازی ها و جنگ دیگران چیزی  برای خود داشته باشند در موارد رهبران و زعمای تحمیل شده برایشان به حق ملت خیانت کردند و فرصت های زیادی طلایی غیر قابل تکرار عصر  به فنا داده شده و در مواردی به فنا داده میشود.
رهبران و شخصیت های ملی قابل قدر به انواع مختلف توسط عمال خارجی و این منابع دشمن در داخل و خارج از کشور به مشکلات مختلف مواجه شده به بهترین صورت از صحنۀ سیاسی خارج شده و یا سر به سلامت نمی برند. مثال های خورد و بزرگ درین راستا آنقدر زیاد است که ضرورت به به ذکر مثال مشخص نیست. به یقین های هدفمند شخصی های ملی مطرح ما جز این منافع دشمن ضد افغانی است. شخصیتهای که میتواند درموارد مانع تطبیق برنامه های دشمنان درکشور میشود ویا میتوانند ملت را آکاهی لازم دهند ویا به طرف خیر دعوت و تنویر کنند، از طرف این منابع دشمن به انواع مختلف از بین برده شده و علیه شان تا سرحد ترور توطیه صورت میگیرد.
در چنین شرایطی  و در چنین شرایط دشوار ضرورت  است تا ملت  با احتیاط و درایت کامل خدمتگاران خویش را شناخته و با درک عُمق و بُعد تمام مسایل مربوط به سرنوشت کشور و فتنه و شرارت های دشمن پی برده و با مواضع رسا و قاطع از خدمتکاران خویش متحدانه دفاع نموده  و مشترکاً کار نمایند.  راه و انتخاب دیگر وجود ندارد. 
چنانچه گفته  آمدیم کار برای وطن خواهان اصلی و اولاد صالح و خیر خواه این وطن  است که درین شرایط سخت و دشوارحقایق را با منطق آن چنان عام و وسیعاً پخش و نشر و به همه هموطنان و انسانان خیر خواه برساند تا  مردم ما از حالت سرگیچ  کننده  خارج شده، به عمق قضایا بیشتر وارد شده و در  تمیز دوست و دشمن  با  داشتن قواعد روشن،  معلومات کافی و منطق سخن راه خویش را روشن ساخته  و مشترکاُ ادای رسالت  وکار کند. ( الساکت عن الحق شیطان اخرس – ساکت کننده از بیان حق مانند شیطان گنگ است. حدیث).
 
میدانیم وضع چنین است که  قسماً  در بالا تشریح کردم  و در مواردی دزد و صاحب خانه هردو صدا میزنند دزد  دزد! 
در چنین شرایط  باور قطعی دارم که ما به اتکاء به الله  تعالی  و درعالم اسباب به  درایت، پیگیری  و خستگی ناپذیری اولاد صالح وطن  باور داشته  امید واریم که اازین  مرحلۀ  دشوار نیز خارج خواهیم  گذشت. افغانستان و مردم آن درموارد زیادی با وجود ضیاع فرصت های طلایی عصر. دیگر در مرحلۀ دیگر قرار دارند.  یک مسلمان در مطابقت  به نص آیۀ ( ولاتقنطوا من رحمت الله  -  از رحمت الله تعالی نا امید نه شوید)  راه خویش را  به پیش خواهد گرفت و ما باید این کار بکنیم. انتخاب دیگر وجود ندارد. 
باید دقت کرد که منظور ازین  بحث  صرف  و صرف منفی بافی  و دادن روحیۀ نا امیدی نیست بلکی دادن تصویر دست و یافتن راه حل درست است.
حقایق وضع موجود را ولو درد ناک است باید به صورت عینی درک کرد. درک درست  و تصویر درست ما را  به  راه بیرون رفت و حل  درست مسایل  وقضایای پیچیده کمک  اساسی میکند.

پایان قسمت دوم

   تیلفون: ۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب