22-08-2015

دوکتور ص. سعیدي

مــــا و ادامۀ شرارتهای پاکستان
22-08-2015

دوکتور ص. سعیدي

مــــا و ادامۀ شرارتهای پاکستان



(درسه قسمت/ قسمت اول)
 
حوادث چار دهۀ اخیر که اکثریت مردم ما  آن را به چشم سر دیدند مردم  ما را  و لو به قیمت گزاف  اما حد اقل  تجربه کار و آبدیده کرد. (اگر خانه سوخت اقلاً دیوار هایش  پُخته شد.).  کشور و مردم ما  اعمال و کردار افراد، اشخاص، گروه ها،  احزاب سیاسی و حاکمیت های مختلف  را همراه با روش ها و عمل کرد های  همسایه های دور و نزدیک،  دوستان و دشمنان به شمول دشمنان در لباس دوست را  تجربه کردند و حد اقل با دادن قربانی های بزرگ  جهان دیده،  تجربه کار و آبدیده شدند.
خورد و بزرگ ما،  تحصیل کرده و بی تحصیل ما  تا حدی زیادی پختگی  سواد خوبی سیاسی دارند. مردم  ما تا حدی زیادی به عمق اکثر قضایا و بازی های صادق و غیر صادق، خدمت و خیانت  جوانب مختلف ‌ذیدخیل  و شرارتها  دوامدار پاکستان  پی برده و درد آن را به چشم سر مشاهده و به گوشت و پوست خویش لمس کردند.  و این پروسه  هنوز هم   ادامه دارد. 
ای اس اس  یعنی پاکستان در ادامۀ شرارت و فریب صریح  خویش  شخصی را یعنی ملا محمد عمر اخونزاده  را که  قرار معلومات خود شان  دوسال قبل وفات کرده و یا توسط ای اس ای  کشته شده  حد اقل دوسال  از قبر فتوی مرگ و قتل مردم افغانستان را صادر میکرد  و به این ترتیب  پاکستان از جهان و افغانستان امتیاز میگرفت.   
درین راستا  به یقین ما قربانی  منافع کشور ها  و بازی های خورد و بزرگ  منطقه و جهانی شدیم  و در بازی ها و جنگ دیگران قربانی دادیم و این  پروسه هنوز هم  ادامه دارد. 
برای بعضی ها ممکن  تعجب  آور باشد که ما حتی  قربانی سیاست امنیت دولت و زمامداران کشور عربستان سعودی و اسرائیل و منافع نفتی کشور های منطقه و بخش از کشور های دیگر جهان شده و برای تجارت سلاح و مواد سوخت شان قربانی  داده ایم و این پروسه هنوز که هنوز است، ادامه دارد. 
زمانیکه کشور های بزرگ جهانی نفت خویش  را  از شرق میانه، سعودی و بخش از کشورهای عربی  با حکومات متحابه ای شان تضمین و توافق  کردند برای حکمای این کشور های عربی گفته شد که اگر با ما تجارت کنید و نفت خویش را در اختیار ما قرار دهید و از ما سلاح بخرید ما امنیت شما و بقای شما را در قدرت سیاسی  کشور شما تأمین و تضمین  میکنیم.  حکومت عربستان سعودی  بخاطر وجود تشنج  و خطرات  بقای خویش در منطقه  در دوسه سال اخیر سلاح های مدرن به ارزش بیش  از  ۶۴ ملیارد  دالر تنها از امریکا خریداری کرد و به ادامۀ همین سیاست است که کاندید ریاست جمهوری از حزب جمهوریخواهان امریکا  آقای دونالد ترامپ  میگوید که:  بدون حمایت ایالات متحدۀ امریکا دولت به نام عربستان سعودی وجود  داشته نمی تواند. (۱۷/۰۸/۲۰۱۵).    
به همین سلسله وبا همین ارتباط بود که دربخش  تلاش برای فروکش کردن مسأله فلسطین از سرخط مطبوعات، تقلیل تهدید نیرو های جهادی علیه کشور اشرائیل، کم کردن فشار علیه  فرمانروایان کشورهای مطیع در شرق میانه  و نفت خیز و از جمله  درحمایت از حاکمیت عربستان  و کار برای بقای شان در حاکمیت  به زور سرنیزه، ضرورت بود تا نیرو های جهادی و کار زار جهادی این کشور ها  در سالهای هفتاد قرن گذشته  باید با اجرای مانور های قبلاً سازمان داده شده  از منطقه تکلیف کم کنند.  یا از بین برده شده و یا  برای شان در محل  دور تر از محلات نفت خیز جهان در مقام  اول  دور تر از کشور سعودی، اردن، امارات، قطر  و دورتر از کشور اسرائیل  میدان  کار  زار جهادی یافت شود و شد.  
در پهلوی این  درقسمت سرکوب بی رحمانۀ ملت و بخش از نیرو های جهادی غیر قابل مهار  درین کشور های عربی در آن  وقت و همین حالا هم  از نیرو های نظامی  بی رحم  پاکستان استفاده شده و میشود.  درین عملیات و سرکوب افراد و گروه های غیر قابل مهار برای حکومات  شان  و درین میان سرکوب ملت مسلمان این کشور های عربی رهبران و استخبارات  نظامی و نظامیان  مطرح و ارشد  پاکستان به شمول جنرال ضیاء الحق، جنرال مشرف، جنرال  پاشا و .... نقش مستقیم حضوری  درین کشورها در مدت های زمانی مختلف  داشته اند  و دارند.  نظامیان پاکستان  در مسلمان کُشی این کشور های عربی  بی رحمانه کار کردند، پول اندوختن و این پروسه ادامه دارد.
قرار اطلاعات مطبوعات جهان  درزمانیکه  پروسۀ  صلح قطر بین افغانستان و طالبان آغاز گردید درآن زمان جنرال پاشا رئیس استخبارات نظامی  اسبق پاکستان  در قطر به حیث مشاور کار میکرد. تصادفی نبود که این پروسه هم در پهلوی سایر عوامل دیگر ناکام ساخته شد. 
چنانچه گفته آمدیم بخش دوم اجندای  جهانی همانا یافتن کار زار جهادی برای نیرو های جهادی غیر قابل مهار برای حکومات عربی بود. لذا  میدان کار زار جهادی باید  در محلات دورتر از محلات نفت خیز جهان  تهیه شد و درین  پروژه ها خونین  باز هم پاکستانی ها و نظامیان شان به حیث مجری  عمل کرده اند و میکنند.
درتطبیق این برنامه  سوق  و رفتن گروه بن لادن به سودان و از آنجا به  پاکستان و یا افغانستان  امر تصادفی  نبود که  همه با سهم فعال پاکستان صورت گرفت. درین برنامه اهداف تهدید و مهار کردن کمونیزم  و سقوط کمونیزم  و مبارزه علیه ایران نیز جای و مقام خاص  خود را داشت که درتحلیل نهایی نقاط ستراتیژیک اسیای میانه و نفت و گاز آن برای برنامه های  اقتصادی نیم قرن بعد مطرح بود و است. درین زمینه به ویدیوکلپ های خانم هیلاری کلنتون کاندید ریاست جمهوری فعلی امریکا، اظهارات اخیر جنرال دارنی  رئیس اسبق استخبارات نظامی پاکستان در مصاحبۀ  با  شبکۀ تلویزیونی الجزیره درلندن و اظهارات جنرال مشرف و صدها سند دیگر میتواند   این حقایق را  به صورت  واضح و روشن مستند سازد.  
پاکستان یکی از مهره های عمدۀ این پلان ها شد و در صدور ترور با نیروی  نظامی شش صد و پنجا هزار نفری خویش حاضر به هر عمل در مقابل پول و تطبیق برنامه های روشن و سِری خویش ادامه داد و به خون و بربادی مردم بی گناه منطقه  و افغانها ادامه داد  واین پروسه  هنوز که هنوز است ادامه دارد.  اظهارات  جنرال مشرف در کتاب خویش ثابت میسازد که با دادن پایگاه های نظامی در شمسیه  و دیگر مناطق پاکستان به نیرو های نظامی غربی در مقابل پول نزدیک ترین همکاران  و همپیمانان خویش را با خانم های شان در جوال ها انداخته و فروختند. برعلاوۀ دیگر به کتاب ملاعبدالسلامی ضعیفی سفیر سابق طالبان در پاکستان مراجعه که لوچ و برهنه  با بسیار بی شرمی از جانب نیرو های نظامی پاکستان به فروش رسید.
من تعجب میکنم و بار ها  منطق سخن را هم تشریح کرده ام  که در جنگ،  شرارت و فتنۀ  جاری در افغانستان منافع پاکستان، حاکمیت عربستان سعودی و بخش کشور های دیگر تضمین میشود،  پس چطور سیاست مداران و حکام افغانستان از زعمای این کشور میخواهند تا در تأمین صلح در افغانستان مساعدت کنند. این مطلب را ابتدایی ترین منطق قبول کرده نمی تواند و قبول هم نه کرد که این کشور ها مارا در تأمین صلح در کشور ما مساعدت کنند و مساعدت هم نه کردند.
توقع  مساعدت در امر صلح در کشور ما  ازین حکام که منفعت  شان در جنگ و خون ریزی در افغانستان بود واست، ساده گی و خامی سیاسی بیش نبوده  و نیست.  این حالت  به صورت واضح عدم فهم الفبای سیاسی قواعد بازی  کار زار سیاسی  را از جانب این حکام درین  عرصه  ثابت میکند.
اصل مسأله درین است که منافع این زمامداران، حُکام و جنرالان  در ادامۀ جنگ درکشور ما  است. 
نظامیان پاکستان، عربستان سعودی  و ... توانستند از طریق سودان  و بعد افغانستان ترور و دهشت را وسیله ای  برای مهار کردن  خطر ایران، خطر روسیه  و کمونیزم  و درین میان پُر کردن جیب های  جنرالان پاکستان  و اهداف شومی ستراتیژیک علنی و سِری خویش  به کار برده و سازماندهی  کردند و میکنند.
در چنین شرایط  افغانها و مردم بی گناه منطقه و افغانستان قربانی دادند واین پروسه  به نحوی  ادامه دارد. بلی پاکستان  با بدست آوردن فرصت نان خویش را در تنور داغ  پُخت و در کار زار جهادی ضد کمونیزم  با استعمال وسیلۀ  دین از گاو غدودی به مردم افغانستان نیز رسید. به این ترتیب  بعضی از تاجران دین، قوم و سمت در افغانستان نیز  به قیمت خون، بمب، خرابی، دود،  باروت  به مردم افغانستان  نیز ملیونر شدند اما ازین کثافت لقمۀ بزرگ را  پاکستان برداشت و  جیب های جنرالان پاکستانی پُر شود.
در نتیجه تلاش صورت گرفت و تمام  چینل ها و شبکه های  استخباراتی  و نظامی  شان چنان فعال ساخته شدند  تا برسرملت  افغان افراد بی کفایت، فرمانبردار به منافع خارجی و جاسوس مسلط شده و در نتیجه  در بازی و فریب آغاز شده میلیارد ها دالر (۱۰۴ ملیارد دالر ) و پوند های زیادی پول کشور های خارجی  به نام افغانستان از جیب مالیه دهنده گان این کشور ها گرفته شده  و به نام افغانستان  و حقوق بشر و کمک های انسانی،  دیموکراسی  و ... حیف میل شدند.  قرار احصایه های معتبر جهان  صرف بیست فیصد این کمک ها در افغانستان مصرف و بقیه به جیب آن خارجی های رفت که بر وضع کشور ما مسلط بودند و استخوانی هم به دهن حکام بی کفایت افغانی رسید و این پروسه ادامه دارد. 
مردم ما و مردم بیگناه منطقه قربانی دادند و فرزندان مردم بی گناه جهان درین بازی اینطرف ویا آنطرف قربان شدند و این  پروسه هنوز که هنوز است ادامه دارد.
جنرالان پاکستانی در پهلوی  جیب پُر کردن و تحت نامه مبارزه علیه تروریزم هر حرکت ملی، مترقی و آزادی خواهانۀ  پشتون و بلوچ را با بسیار بی رحمی سرکوب و سر به نیست کردند و این تراژیدی هنوز هم  هنوز است، ادامه دارد. 
ملاهای  ای اس ای  چون ملا فضل الرحمن و .... جهاد افغانستان را بقای پاکستان خواندن و به این ترتیب  خلاف تمام  ارزش ها و اموزه های دین مقدس اسلام  به قتل و غارت در کشور ما فتوی دادند و این پروسه ادامه دارد.  
برای فریب جهان نظامیان پاکستان به نام عملیات نظامی علیه تروریستان در بخش از مناطق پاکستان  اول عُمال و گماشته گان آی اس ای را  از محل خارج و باز به  عملیات نظامی نمایشی به قتل و غارت مردم بومی و هر آن شخص و شخصیت  دست زدند که از آن تصور ضد  حاکمیت پاکستان وجود داشت.
بحث و اسناد درین راستا انقدر وسیع اند  که  ایجاب بحث وسیع مستقل را میطلبد.  از صدها سند یکی را مثال می آوریم:
زمانیکه  در مصاحبۀ اخیر تلویزیونی تلویزیون الجزیزه با  جنرال دراني رئیس اسبق ای اس ای در مورد  بازی دوگانۀ کثیف، ضد انسانی پاکستان که منجر به قتل و غارت انسانهای بی گناه و افغانها میشود خبرنگار الجزیره از جنرال درانی  ميپرسد که مرتکب آن شده است  در جواب میگوید. نمی خواهم مطالب را بگویم  که  بعداً علیه من در محکمه استفاده شود، بخش اخلاقی اعمال خویش را نفیه نموده و میگوید که در بازی تیاتر و سرکس اگر بازی کنی نتواند بر دواسپ در عین وقت اسپ دوانی کند درین صورت جای برای چنین بازی کنی  در سرکس و تیاتر نیست.  جنرال درانی با تبسم اضافه  وافاده میکند که در کار شان جانب اخلاقی مطرح نبوده و اگر فرصت پیدا کند عین کار را خواهد کرد و خود را بازی کن میداند که در مطابقت به پلان داده شده عمل متناسب کرده است و .....
کار مستند سازی بازی های دوگانۀ کثیف علیه مردم ما و مردم بی گناه منطقه  درین راستا و ارایۀ  این اسناد  به جامعۀ جهانی و محاکمۀ جنایت ارتکاب یافته علیه افغانستان و مردم بی گناه  چه از لحاظ مسلط ساختن عُمال پاکستانی و یا هم بی کفایت در کُرسی های حساس مسلکی وامنیتی و کشفی  و بالاخره تأمین عدالت در قسمت تقلبات و تخلفات وسیع صورت گرفته در کشور ما  در توان  ادارۀ  ناتوان  افغانی  بس دشوار  و در مواردی نا ممکن است  تا به نتایج متناسب خوبی نایل شد. با تأسف این حالت و این پروسه دربخش زیادی موارد هنوز هم  ادامه دارد. 
مصروف ساختن عدۀ از حُکام افغانی حتی  صالح و خیر خواه  درین سیستم وجود داشته باشند چنان به  مسایل غیر از وظایف اصلی شان و تمرکز اجباری  شان در مسایل امنیتی و نجات سر و خود مصروف ساخته شدند که حتی حاکمیت  جدید افغانی به زعامت  داکتر محمد اشرف غنی و داکتر عبدالله عبدالله هم کاری مؤثری  درین  راستا  تا  هنوز  کاری مؤثر وملموس کرده نتوانند. 
محسوس است که کار دیپلوماتیک و استخباراتی  افغانی اکثراً  به افراد به اساس روابط  میراثی، خانواده گی  و روابط جیبی و شخصی  سپرده شده و اساس ضوابط و توانایی های  افراد  در مقام های بعدی و فرعی قرار گرفته که  در نتیجه دولت افغانی بلی دولت در مجموع وظایف خویش  را اداء  نه کرده و نظر به وضع موجود مشکل  کما کان ادامه دارد.  
عملاً در پهلوی ناتوانی افراد حاکم،  ستون پنجم و جنگ اعلان ناشدۀ پاکستان علیه افغانستان و افغانها  چنانچه گفتیم آمدیم ادامه پیدا کرده و این بازی کثیف پاکستان با تمام وقاحت  و با تمام  ابعاد و انواع مختلف  آن ادامه دارد.
در مواردی ستون پنجم  دشمن  بر محلات بس مهم قدرت سیاسی مسلط شده، عدۀ مزدورانه و عدۀ معذورانه مصروف تبلیغات وسیع زهر آگین علیه مقدسات و ارزشهای افغانی بوده و عدۀ هم در بخش مطبوعات مصروف برنامه های وسیع  به شمول برنامه وسیع تهاجم فرهنگی اند و عدۀ  هم به  برادرکشی و خرابی وطن حتی تحت نام ها و اندیشه های مقدس  کار میکنند.  به این ترتیب  این افراد و حلقات عملاً مانع اعمار مجدد کشور و جامعه شده و کارد به استخوان رسیده است.  به این ترتیب عدۀ عمدی و عدۀ معذورانه بدون درک ابعاد کار خویش  در خدمت اهداف دشمن قرار گرفته اند. دین مقدس اسلام را که دین رحمت برای عالمیان  است به جهان و جهانیان با عمل کرد خویش  به  دین ارهاب و رعب متهم ساخته اند  و به نام دین به جنایت دست میزنند.  انفجار های اخیر ماه اوگست در شاه شهید کابل و دهها مورد دیگر به هیچ وجه  نه جهاد بوده می تواند و نه جهاد است. عملیکه به قتل انسانهای بی گناه و حتی اطفال در خواب منجرشده  عمل شنیع، ضد اسلامی وضد انسانی بیش نیست و چیزی بیشتر ازین  بوده نمی تواند و نیست.    
در چنین شرایط با سیاست مصالحۀ سیاسی که  اصولاُ باید  سبب  و وسیلۀ کشیدن افغانها از وسیله بودن دشمن شوند نیز مانند ابزار سیاسی و فریب  به کار گرفته شد و در موارد با  فهم غلط ازین  سیاست، نظر و مفکورۀ  عالی انسانی و دولتداری خوب به بد راهه کشانیده شد و به این ترتیب به تراژیدی ملت مظلوم ما ادامه داده شده است.  بخشی از جانب مخالفین مسلح نیز با لجاجت در زمینه  پرداخت، بدون پيشکش کردن راه حل عملی و ممکن عملاً اسیر در چنگ دشمن یکسره به کار بُرد سلاح تأکید دارند و مؤثر و سازنده در توقف برادر کشی و خانه خرابی افغانها نه مطرح نه کرده اند.
منظور ما ازین بحث و قال ومقال چنین  هم نیست که گویا مخالفین مسلح باید سلاح به زمین گذاشته و تسلیم حاکمیت کابل شوند. اما جُستن راههای عملی و منطقی قابل قبول  که منجر به  تفاهم بین الافغانی شود و موجب حد اقل قربانی شده و نجات وطن و مردم ما را موجب  گردد و  وظیفۀ اسلامی و انسانی  نیز است تا حال به صورت محسوس به پیش برده نه شده و درپیش گرفته  نه شده. به یقین یکسره  تأکید کردن  به سلاح،  تفنگ  و انتحاری عمل حرام  و ضد آموزه های اصیل اسلامی میباشد.  
درین میان  چنانچه گفته آمدیم جواسیس دشمن به صورت صریح  در مواردی موفقیت هایی داشته و توانسته اند  بر وضع  مسلط  حتی  شخصیت های ملی و وطن خواه  کشور را با  پروژه های خوب  اقتصادی و سیاسی کشور به  انواع مختلف  حتی تا سرحد ترور و گذاشتن بمب های مقناطسی با شکست، خرابی  و مشکلات جدی مواجه سازند. برنامه تطمیع هم در مواردی در عدم پیگیری قضایا توسط بعضی وکلای پارلمان  و .... در بخش از موارد محسوس می بینم.  حتی کار های خوب اجرا شده و برنامه های نسبتاً خوب روی دست گرفته شده در بخش سکتور خصوصی با مشکلات زیادی مواجه شده و مجبور به رکود و فرار سرمایه و تاجر میشوند.
قابل توجه خاص درین امر این واقعیت است که بخش از مشخصه  های امروزی عصر ما  در مورد جاسوس  که آنرا میتوان مشخصۀ جدید خواند این است که  تفکیک خاین و خادم  را مـغشوش  شده است.
لذا سوال مطرح میشود چطور میتوان جاسوس دشمن، خادم و خاین  را شناخت و چطور تفکیک  کرد تا خادم را تأیید و فریب دشمن را نه خوریم.
جاسوس کیست و چطور میتوان آنرا شناخت؟
بدون  رفتن به قاموس های بزرگ  تفسیر و تشریح ابعاد و معانی  این لغت و اصطلاح  چنین است که: ضرورت به تذکر میدانم که  از  لحاظ معنی و تحت اللفظی معنی هر لغت ثابت است  که سیاه  سیاه و سفید سفید است. اما  معنی و یا معانی اصطلاحی  خصوصاً  اصطلاحات سیاسی در طول تاریخ  متفاوت  گردیده و تصادفی نیست که سفارش میشود که باید هر قاموس و فرهنگی  باید حداقل در هر سی سال از سر چاپ و تجدید نظر شود.
مسلم است که بعضی لغات و خاصتاً اصطلاحات سیاسی در طول زندگی خویش معانی و ابعاد مختلف را احتوی میکنند.  به این ترتیب سیاه در معنای اصطلاحی و در سیاق جملات  مختلف دارای معانی اصطلاحی مختلف  با ابعاد مختلف تعبیر و تفسیر میشود.

پایان قسمت اول
د. صلاح الدین « سعید افغانی»                                                                                                             

۲۱/۰۸/۲۰۱۵
تیلفون: ۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب