09-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

مبارزات انتخاباتی مواضع - ایران و پاکستان!
09-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

مبارزات انتخاباتی مواضع - ایران و پاکستان!


(در دو قسمت – قسمت اول)


بزرگی و خوردی ، قوت و ضعف احزاب وسازمان ها، حرکات سیاسی وشعار ها و کمپاین های مبارزات انتخاباتی در پهلوی سایر عوامل اصلی و فرعی دیگر به محتوی شعارها ونسخه های مطرح شده که خواست و صدای برحق ملت را برآورد ومنعکس میسازد و یانه، مربوط ومنوط است. 
برخورد غیر فعال، همراه با ترس و سازش کارانه موجب میشود که مردم در برابر برنامه های شخصیت های مطرح درانتخابات موضع گرفته رساء نتوانند. 
تحلیل های موجه درمورد پیروزی حرکت آقای مودی وحزب وی در انتخابات اخیر در هند بعداز چندین دهه حاکمیت حزب کانگرس در هند هم درهمین برخورد رساء ، روشن و قاطع آقای مودی درمسایل مطرح درکشور وجامعـﮥ هند بود که به ملت فرصت داد درمورد جناب مودی و حرکت اش تصمیم روشن بگیرند و وی را به قدر ریاست وزعامت کشور برسانند. 
اینکه تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری جناب عبدالله عبدالله در انتخابات ریاست جمهوری ۱۱۹۳ مطرح میکنند که پاکستان درقبال افغانستان سیاسیت روشن دارد اما افغانستان درقبال پاکستان سیاسیت روشن نداشته و تأکید دارند که کمیته وکمسیون را مؤظف خواهند کرد که مشاکل خویش را خاصتاً با پاکستان حل خواهند کرد و چندان به صورت روشن پیشکش ومطرح نمی کنند که این مشکلات ومعضلات را چگونه حل خواهند کرد، یکی از دلایل وعدامل اصلی و مرکزی این نوشته است. 
تشکیل کمیسیون ها و بکار گیری متخصصین این کشور ها ضرورت است وباید درین راستا درمسایل مسلکی با این متخصصین مسایل را مطرح ومشوره کرد اما به هیچ صورت حتمی نیست که دربعضی مسایل ومطالب مطرح بین ما و همسایگان و خاصتاً با کشور پاکستان درچنین حالت زار که کشور درآن قرار دارد، پاکستان حاضر باشد با ما مانند یک کشور مساوی الحقوق وذی حقوق حقه معامله و برخورد نماید. عوامل این حالت غیر عادلانه زیاد اند که یکی آنرا وجود رهبران جهاد در کشور پاکستان درمراحل وحالات مختلف زندگی شان را میتوان یکی از عوامل چنین نگاه وروش تحقیرانه و وغیر عادلانهء مراجع معیین استخباراتی کشورهای همسایه و خاصتاً پاکستان درقبال شخصیت های سیاسی و کشور ما نموده و از مجبوریت ها ما سوء استفاده نموده و مینمایند. 
اعتراض بر عدم واضح بودن پالیسی حاکمیت سیزده سالـﮥ جناب حامد کرزی و حاکمیت اش درقبال پاکستان نیز درهمین چوکات مطرح و به نحوی مطرح میشود که گویا این عدم روشن بودن پالیسی جانب افغانی سبب اصلی مشکل باشد درحالیکه عوامل مختلف از جمله توانایی های فعلی ما را وادار میسازد که حل بعضی مسایل را برای ایجاب ایجاد پیش زمینه های مناسب را میطلبد و هست موارد که نه خواهد گذاشت ما به حقوق حقهء خویش بنابر مجبوریت های فعلی ما استفادهء لازم نمود. تصادفی نیست که در فرصت های بس تنگ ودشوار پاکستان فشار وارد کرده ومیکند تا بخش ازمسایل و مطالب را باگرفتن انگشت افگار ما در شرایط دشوار مطرح و به میل ایشان حل کردن میخواهند. درپهلوی سایر عوامل راکت پراگنی های متواتر پاکستان درین آواخر نیز درین سلسله تحریکات پاکستان بوده میتواند. 
عدۂ خاصتاً از تیم داکتر عبدالله عبدالله به مناسبت های مختلف مطرح میکنند که: ما وحکومت افغانی درقبال پاکستان نمی دانستیم ونمی دانیم چه میخواهیم واما پاکستان میداند ازما چه میخواهد و ....تأکید دارند که با ایجاد کمیته ها وکمیسیون های بخصوص این مطالبات را شناسایی وبا خاصتاً با پاکستان آنرا هرچه زودتر حل خواهند کرد و.... 
به فهم وتحلیل ارایه شده در پایین به صراحت ثابت خواهد شد که چنین اعتراض یک اعتراض غیر وارد و نادرست است. 

ما میدانیم که همسایگان ایرانی و پاکستاني ما میدانند که موضوع از چه قرار است و چگونه از مجبور های ما دارد سوء استفاده میشود؟ 
اینکه درافغانستان جنگ نیابتی نې بلکی جنگ منافع و مصالح است به صورت روشن واضح و قسماً هردو کشور همسایه وجهان میداند. 
پرداختن به حل موضوعات متعدد و بدون درنظر داشت اولویت ها و مجبوریت های امروز ما به نفع ما نیست. درین مرحله ما به جمع و جور کردن خود و استقرار معیین سیاسی و نظامی داریم. طرح وپرداختن به گرفتن بعضی حقوق ومطالبات ما درین مرحله با وجود برحق بودن موجه نیست و مشکل را میتواند به نقص ما حل واز مجبوریت های ما سوء استفاده صورت گیرد. 
درین میان بحث همه جانبه ایجاب میکند که ما همچنان با درنظر داشت انصاف نه تنها از جوانب منفی بلکی از جوانب مثبت روابط ما به همسایگان صحبت و بحث داشته باشیم. 
برماست مازمانیکه از نصف خالی گیلاس بحث میکنیم از جانب پُر و مثبت گیلاس نیز بحث داشت. 
برماست درین مبحث در همه چیز سیاهی نه دید و (دُوُم ایند گلوم – Doom and Gloom) و درهمه موارد سیاه نه اندیشید. 
برماست از ملت ومردم در پاکستان و ایران که با مردم افغانستان نان خویش را نصف کردند چشم پوشی نکرد. 
برماست که توهین، تحقیر، استفادهء سوء، بی عدالتی ها و تجاوز های برعلیه افغانها در ایران و پاکستان، اعزام جبری شان به جبهات جنگ ایران و عراق، آذربایجان، سوریه، کشمیر و به برده گرفتن شان در داش ها ومزارع درایران و پاکستان که تا امروز ادامه دارد نیز صحبت، بحث و کار تنویری کرد.
برماست فراموش نکرد که ازمساعدت های مالی جهانی حُکام و جنرالان پاکستان صرف بخش بسیار کوچک آنرا به مردم ما داده وبقیه را خود حیف و میل کردند. 
برماست از استفاده های سوء از افغانهای مجبور، فامیل ها واطفال شان و سازمانهای سیاسی شان که به اجازه و یا هم بدون اجازۂ شان از طرف عمال حاکمیت در ایران و پاکستان برای اهداف استراتیژیک شان مورد سوء استفاده قرار میگیرند مطالب و مستندات نوشت وبحث کرد. 
برماست از آشتی ملتها و حل منازعات بین کشور هابا استفاده از تجارب نیک بشری مانند حل مسایل بین جرمنی بعد از هیتلرو فرانسه (بعد از جنگ دوم جهانی) و ... به طور عادلانه نوشت و بحث کرد. 
اما درین نوشته و بحث تمرکز به همـﮥ این مطالب و ارایـــﮥ راه حل جامع ممکن نیست و از حوصلـﮥ خوانندۂ دلتنگ و سخت گیر امروزی خارج است. لذا درین نوشته مجبوراً با تمرکز به بعضی جوانب وواقعیت های عینی پرداخته و به این متمرکز خواهیم شد که شناخت جانب افغانی درمورد همسایه ها وجود داشت ومشکلات موجود از عدم شناخت جانب افغانی از مطالبات همسایه نه بوده بلکی ماهیت بعضی از ین مسایل مطرح است و حل بخش ازین مطالب هر قیمت به هیچ وجه قابل قبول بوده نمیتواند ونیست. 
با کمی دقت برنامه های حل منازعات بـیـن افغانستان ایران و خاصتاً افغانستان پاکستان ارایه شده توسط تیم های انتخاباتی یک از دوکاندیدان ریاست جمهوری افغانستان به صورت دقیق و منطقي با برنامه های خیانت به وطن ما افغانستان همراه است و من آنرا ذیلاً مستند سازی ومستند خواهم ساخت: 
شناخت ما از حاکمیت ایران وبرنامه های آنها درقبال افغانستان: 
ایران درگذشته و خاصتا در ۱۳ سال گذشته خواسته وتوانسته در رابطه به افغانستان و منطقه موفقانه بخاطر اهداف و منافع خویش عملاً کار کند. ایران خواسته که ۴۸ کشور حاضر درافغانستان و در رأس امریکا را در افغانستان چنان خسته سازد که امریکا ومتحدینش توان و جرئت رفتن وحمله بر ایران را از دست بدهند. هدف روشن.
ایران میخواهد تا مذهب و فهم خویش را از دین اسلام درجهان واز جمله در افغانستان توسعه داده و به صورت وسیع ترویج کند. هدف روشن.
ایران نمی گذارد افغانستان به منابع طبعی خویش از جمله آب طبعی و دریا ها دسترسی پیدا کند. جانب ایرانی حتی برای رسیدن به این هدف و بخاطر حمایه ویافتن توجیه به عمل کرد غیر فعال خویش درقسمت تولید برق افغانستان را مساعدت کردند و خواهند کرد که برق از خارج وارد افغانستان شود، برنامه های تولید برق از باد وآفتاب در افغانستان روی دست گرفته شود و از آبهای و دریا های سرحدی حتی مطابق به نورمهای بین المللی استفاده ببرد.
ایران در راستای ناکام ساختن سایر پروژه های تولیدی از جمله سمنت و سایر تولیدات که ایران میتواند به افغانستان وارد کند درعمل موفقیت های زیادی داشته و دارد. هدف روشن.
ایران عظمت وافتخارات تمدن آریانا وآرین زمین را که درآن حوزه ای تمدنی درواقعیت بلخ و بخدی و بخارا وسمرقند و ... وشخصیت های برخاسته ازین مرز و بوم بوده و جایگاه خاص فراموش ناشدنی خویش را دارند، به ایران سیاسی امروز خلاصه کند ومیداند و تصادفی نیست که چندین سال رئیس جمهور امریکا سال نو شرقی مربوط به حوزه تمدنی ما را چندین سال به مردم ایران امروزی رسماً تبریک گفته اند. هدف ونتایج واضح 
ایران میخواهد عظمت و تفوق خویش را در افغانستان و کشور های حوزه ثابت ساخته، فرهنگ و کلتور خویش را که اکثر فرهنگ وکلتور حوزهﮥ مشترک تمدنی نیز است به نحوی توسعه دهد که افتخارات آن صرف و صرف به محدودۂ سیاسی امروز ایران باشد. درین راستا با هماهنگی کار در بُعد های مختلف با استفاده از نیرو های داخلی، افغانهای مهاجر موجود در چار دهــﮥ اخیر در ایران و منابع مالی و بلاخره ضعف داخلی افغانها وافغانستان استفاده کند. تطمیع و تهدید افغانها در سطوح مختلف رسمی و غیر رسمی و حتی پرداخت پول به بوجی به دفتر جناب حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، و حق السکوت های وسیع بخاطر تحقق عدم فعال ساختن مراجع دولتی در موارد که ایران عدم فعال بودن جانب افغانی را میخواهند، اهداف، وسایل و نتایج روشن که ایران په آن متوصل (متوسل) شده ونتایج مطلوب به نفع خویش نیز دارند. اهداف ووسایل روشن وواضح.
حال که این همه را میدانیم. نمی دانم چه چـیـز درین راستا روشن نیست که تیم جناب داکتر عبدالله عبدالله کاندید انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳، حالا با ساختن کمیته و کمیسیون های اختصاصی درین عرصه میخواهند آنرا روشن وحل نمایند؟ مسلم هست موارد یکه مشترک کار کرد و توافق مفید متقابل با به دست آوردن حقوق حقــﮥ جانب افغانی به آن نایل شد. این زمانی به صورت مؤثر ممکن است که ما خود را جمع و جور نموده ، حیثیت ووقار خویش را با پیشکش کردن زعامت مشروع متمدن و قوت خویش کار خستگی ناپذیر نماییم تا افغانها و بخش از رهبران شان دیگر آن مهاجران گم نام، بی نام و نشسته ومنتظر در عقب دفاتر مراجع استخباراتی این همسایه ها بخاطر بدست آوردن امتیاز و مساعدت های مالی نیستند و ازخود موجودیت، مشروعیت و قوت دارند. 
تشکیل کمیته ها متخصصین روابط با کشور ها در سطوح اکادمیک و مسلکی، شناخت منافع مشروع دیگران و خود، شناخت خطوط سرخ غیر قابل عبور دیگران وخود کاری است مطلوب وضروری اما کار استثناییکه تیم داکتر صاحب عبدالله عبدالله بصورت حتمی توسط آن قناعت همسایه های وایران را حل وایران را راضی سازد برایم روشن نیست. ما به هرقیمت حل این منازعات را نباید بخواهیم. تمرکز به ین مسأله که در ظاهر کلام مشکل ندارد اما چه حلی سخن مرکزی است؟ 
به فهم من ما درموارد زیاد مشکلات اقتصادی، سیاسی و ساختاری داخلی داشته که موجب شده تدابیر به نفع افغانستان ومردم ما بنابر نو پاء بودن و عدم استقرار که قسماً توسط همسایه ها به صورت دوامدار برای آن کار میشود و دامن زده میشود، کار وتغییری اساسي آنی و قاطع درین راستا از دست ماساخته نه خواهد بود ونیست. یگانه کار جمع و جور کردن وقوی ساختن خویش ونیرو های امنیتی ما ونهادینه کردن دست آوردهای شکنندۂ ماست که باید بصورت پیگیر روی آن کار کرد. به انتخابات رفت و سرنوشت خویش را به دست خویش رقم زد. 
وماعلینا الا البلاغ المبین 
دردوقسمت / پایان قسمت اول 
تیلفون: ۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

 


 

دوکتور صلاح الدین سعیدی – سعید افغاني ۰۴/۰۶/۲۰۱۴

 

 

مبارزات انتخاباتی مواضع - ایران و پاکستان!


(دردوقسمت – قسمت دوم)

 

واما پاکستان: باز هم همان جوانب دیگر که در بالا به آن اشاره وتذکر داشتیم یکبار دیگر ملت و مردم این کشور ها را باید و باید از حُکام ونظامیان که جزء به منافع و مصالح خویش نمی اندیشند، از هم جدا مورد مطالعه قرار داد. مسلم که درین بحث منظور ما از پاکستان همان حُکام و پالیسی سازان اصلی – ستابلشمنت و ساختار های استخباراتی نظامی پاکستان (ای اس ای ) است که به صورت دوامدار مسأله نظامی، روابط با هند و کشمیر و روابط با افغانستان مربوط وظایف کاری شان بوده و حکومت ملکی در آن تأثیر گذار وپالیسی ساز اصلی نیست ونمی باشد. تصادفی نیست که با تغییر نظام های ملکی درپاکستان ، پالیسی آن کشور در رابطه به افغانستان تغییر نه کرده ونمیکند. 
دولت ها وحاکمیت ها پاکستانی درین عرصه های عملاً به اجرای کارهای میپردازند که نظامیان برای شان وظیفه میدهند. به طور مثال وظیفــﮥ اساسی و فعلی صدراعظم پاکستان مانع شدن رسیدن افغانستان به سلاح هندی و روسی است. حکومت نواز شریف همین اکنون تلاش دارد حتی با نشست های همه جانبه با هند و روسیه به بسیار مهارت مانع رسیدن چنین توافقات به نفع افغانستان شود. 
پاکستان از همان ایجاد خویش (از ۱۹۴۷م ) تا حال موضع دشمنانه و خصمانه در قبال دولت و ملت افغان داشته و مردم پاکستان و امر صلح منطقه را به خطرات جدی مواجه ساخته و خواهد ساخت. 
پاکستان افغانستان مستقل ومتکی به خود را دیده نمی تواند و ملت افغان را آرام نه خواهد گـذاشت. حد اقل ۱۳ سال گذشته حاکمیت جناب حامد کرزی با وجود تلاشهای از لحاظی تاریخی وسیاسی بی سابقهء وی این را بدون اندکترین تردید ثابت ساخت که پاکستان دو رویانه عمل کرده وخواهد کرد.

عـلـت: نیروی نظامی ۶۵۰ هزار نفری پاکستان زمانی مطرح بوده میتوانند که پاکستان از جهان وامریکا حمایت مالی داشته باشد و این زمانی مطرح شده میتواند که درمنطقه تشنج و ترور باشد. لذا صدور ترور سرمایه است برای جنگ و ادامـﮥ تجارت پا کستان .
پاکستان در سرزمین بیگانه ایجاد شده و پاکستان این رامیداند که درصورت بوجود آمدن افغانستان مستقر ومتکی به خود مسأله ارضی افغانستان مطرح میشود وپاکستان میداند که درموضع و حالت ضعیف حقوقي وقانونی قرار دارد. 
حین تقسیم هند برتانوی در پهلوی خط « ډیورند لایـن» خط اداری هند برتانوی وجود داشت. درخط اداری هندی برتانوی صرف پیشاور و قسمت از دیره جات شامل بود. 
این مناطق پیشاور و قسمت از دیره جات هم به اساس تفاهمنامه وقرارداد گندمک که به صورت غیر مشروع با یعقوب خان رها شده از هشت سال زندان وحشتناکه پدر و حواس باخته درگندمک امضاء شده بود. افغانستان کشور یکه استقلال خارجی نداشت و تحت تهدید بود یک شخص حواس باخته را از زندان رها میکنند و با وی (یعقوب خان) قرار داد گروی (لیز) گندمک میپیوندن و امضاء شد. 
به این ترتیب در صورت تقسیم هند وازبین رفتن یک طرف گروی (هند برتانوی وجانب انگلیسی ) باید مناطق گرو (لیز) شده واپس به مالک اصلی یعنی جانب افغانی مسترد میشد. واگر در تقسیم هند تقسیم آنکشور مطرح بود آنهم بصورت غیر قانونی همان هند تقسیم میشد که مناطق در خط اداری هند شامل بود. در خط اداری هند آن وقت مناطق شرقی « ډیورند لایـن» شامل نبود و چنانچه مکرر گفتیم صرف پیشاور و بخش از دیره جات شامل بود. 
این مسأله که حدود افغانستان تاکجابود و کدام سرزمین های را شامل بود اسناد زیاد وجود دارد اما برعلاوۂ جوانب حقوقی و قانونی مسأله که تفصیل زیاد و روشن به صورت فنی ومسلکی صورت گرفته میتواند حتی در ادبیات ملت هم به صورت روشن و واضح این حدودشرقی افغانستان وسرزمین افغانها روشن موجود بود وهست. 
مارگله نام محل است در عمق پاکستان امروزی درآنطرف خط « ډیورنډلاین». لنډۍ نوع از شعر مردمی است که سینه به سینه نقل شده، نویسنده و شاعر آن نیز معلوم نمیباشد. دریک لنډۍ پشتو میخوانیم که:
ترمارگلې به درسره یم – په هندوستان کې دې خدای مل شه مسافره. (لنډۍ)
معشوق به عاشق درحال سفر خویش به هندوستان که همسرحد ما قبل از تقسیم هند برتانوی بود صدا میزند و میگوید تا منطقــﮥ مارگله همرایت خواهم بود. در هندوستان الله تعالی همرایت – پشت و پناهت باشد. 
در جای دیگر معشوقه خواست خویش را چنین بیان میدارد: 
یار به پرې نږدم هندوستان ته – داخپل پـیـزوان د مارگلې به کنډاو ږدمه (لنډۍ)
معشوق خویش را به هندوستان نه خواهم گذاشت. پیزوان – زیور بینی خویش را به دهنــﮥ مارگله خواهم گذاشت.
زمانیکه سفیر انگلیس (الفنستون ) به مناطق افغانی ودارالحکومه افغانی فرستاده شد وی در یادداشت های خویش واپس به ملکــــﮥ بریطانیا (بریتانیا) در راپور ویادداشتهای خویش مینویسد: 
من اوراق و اسناد سفارتی خویش را به پادشاه افغانی در دارالحکومــــﮥ زمستانی این شاه در بالا حصار پیشاور پیشکش کردم...
بعد که بحث های برتوافقات دوجانبه آغاز و تفاهمات صورت گرفت ملکـــﮥ بریتانیا به جانب افغانی ۲۰۰۰ تفنگ هدیه داد. و شاه افغان به جانب انگلیسی مینویسد ومیگوید که: معاهده بخاطر به امضاء رسید که شما توافق کردید که سواحل بحری ما را غرض نداشته باشید. درنتیجــــﮥ این توافقنامه درآنطرف مارگله در جانب ومنطقــــﮥ (پنډی) یک کوه وتپـــﮥ بزرگ است که درآن بیرق افغانستان استاده بود. 
دیده میشود که کشور مریکاء به زور خویش قدرت واستقلال سیاسی خویش را از انگلیس میگیرد اما اما برای پاکستان به اساس فرمان هفت دهه قبل از جانب انگلیس وقت آزادی داده شده تا وظایف را در منطقه ایفاء کند. 
پاکستانیکه نام آن توسط شخص در انگلستان تعیین وانتخاب گردید و گذاشته شد وآن شخص بعد از وفات حتی حق دفن شدن در پاکستان را نیافت. 
واما اگر این اسنادو شواهد تاریخی را عـدۂ اساس نه گفته مسایل حقوقی بعدی را اساس میدانند که به صورت مسلم مطابق به اسناد حقوقی بعدی نیز خط « ډیورند لایـن» به صورت حقوقی ازهمان آغاز محکوم به بطلان و فسخ است. درصورتیکه درهمان آغاز باوجود نواقص جدی و اساسی روی کاغذ پذیرفته شود بعداً اقدامات وپروسیجرهای حقوقی و عملی وجود داند که به یقین این سند را باطل ساخته است. 
« ډیورند لایـن» ادامـــﮥ از تفاهمنامه لیز (گروی ) گندمک در حال از جانب امیر عبدالرحمن خان امضاء شده که مردم آنرا تاحال حتی درنام هم قبول نه کردند و آنرا « ډیورند لایـن» وبه نام شخص اجنبی مسما کرده ومینامند. 
سرتیمار ډیورند وزیر خارجــــﮥ انگلیس برای هند برتانوی درحال به افغانستان سفر میکند که سند ونقشــــﮥ ضمیمـــﮥ تفاهمنامه« ډیورند لایـن» را مانند ادامـــﮥ گروی خط (لیز) گندمک درهند صرف به زبان انگلیسی تهیه دیده و عساکر خویش را در قسمت شرقی و هرات اافغانستان به صورت فزیکی حاضر میکند، پسران کاکای امیر عبدالرحمن خان تحریک و امادۂهء تاجگیری درشمال افغانستان اند و قیام های درشمال علیه امیر آماده و روس های مطالبات ارضی در بدخشان دارند و سرنوشت تراژیک امیر شیرعلی خان و امیر دوست محمد خان نیز به امیر عبدالرحمن خان باز گشته از یازده سال تبعید از آسیای میانه نیز معلوم است. 
سرتیمار دیورند به کابل حضور به هم رساند و برای امیر عبدالرحمن خان مطرح میکند که یا امضاء کند ویا هم به جنگ اماده گی بیگیرد. درچنین شرایط امیر برسند مجهول(نقشـــﮥ روی کاغذ د دهها مورد مجهول که در ظرف سه سال ۱۸۹۳-۱۸۹۷ باید ازجانب کمیسیون روشن میشد وکمیسیون کار خویش را تمام نه کرد و امیر حد اقل در سه مورد اعتراض داشت که این همان نقشـــﮥ نیست که دیورند به وی نشان داده بود... ) صرف متن انگلیسی وضمیمـــﮥ آن که توسط امیر با قلم سرخ اصلاح شده (متن به قلم سرخ اصلاح شده را جناب جمیلی کارمند وزارت خارجــــﮥ افغانستان که فعلاً در امریکا است – دیده است) مجبور به امضا میشود. قیام های اعتراضی وسیع مردم واز جمله قیام های خونین مردم بـنـو در مناطق مغصوبه توسط پاکستان، به صورت خونین سرکوب، حتی دربار امیر از موضوع خبر نه شده و نشست بعدی که دایر میشود با اعتراض شخص اول نظامی دربار مواجه شده و نشست درباری هم بدون نتیجه با خارج شدن امیر ازنشست دربار ختم میشود. صد ها هزار شخصیت ملی و سیاسی ودولتی از همان آغاز تا ایندم مخالف این تفاهمنامه« ډیورند لایـن» که قرار متن خود این تفاهمنامه ساحهء نفوذ دوجانب را روشن میساخت، چیزی بیش نبود. بعد از سال ۱۹۴۷ در تقسیم هند به صورت یکجانبه جدا ساختن مناطق عظیم افغانستان را از بدنهء اصلی به وصورت متواتر ملت رد کرده و نه پذیرفته. 
حکام که هم سکوت کرده اند از لحاظ حقوق بنای حقوقی به چیزیکه از ابتدا باطل است باطل میباشد. خلاف پرسیجر های حقوقی سند در مجامع بین المللی ثبت نه شده پرسیجر های حقوقی مراعات نه گردیده و درعمل حدود و محلات این تفاهنمامـــﮥ ساحـﮥ نفوذ افغان و انگلیس وقت روشن نه شد. حتی درین سند آمده که جانب انگلیسی مالیه این مناطق تحت گروی را جمع و به جانب افغانی سالانه مبيردازد و حق ورود سلاح به جانب افغانی از مناطق تحق تأثیر هند انگلیسی به اساس این تفاهمنامه به جانب افغانی داده میشود و حتی زمانیکه امیر میخواهد درین مناطق عملیات نظامی کند باید به جانب انگلیسی خبر بدهد(آیا اگر این مناطق مربوط هند برتانوی میبود به جانب امیر افغانی چنین صلاحیت داده میشد؟) و بالاخره در پارلمان شورای هفتم افغانستان این تفاهمنامه با چار تفاهمنامــﮥ دیگر لغو و فسخ شد (راتیفکشن نه گردید). به این ترتیب از لحاظ حقوقی به این سند نقطـــﮥ پایان گذاشته شده و لغو وفسخ شد. 
درطول موجودیت هفت دهــﮥ پاکستان و در چار دهـــﮥ اخیر وبلاخص در ۱۳ سال اخیر هزاران هزار شخصیت ملی و خیر خواه پشتون و پلوچ از جانب عُمال پاکستان نابود و به صورت شنیع ترور، کشته و شهید ساخته شده اند. 
در ۱۳ سال اخیر تحت نام مبارزه با تروریزم بیشتر از ۱۵۰۰ رهبر ملی و خیرخواه پشتون و بلوچ به شهادت رسیده ویا هم به صورت مرموز نابود و سربه نیست شده اند. 
رهبران موجود پشتون وبلوچ که در پاکستان وجود دارند هریک از چندین حملـــﮥ تروریست و خطرجانی سر به سلامت برده اند و به اتفاق همه شان در نشست های های خصوصی به انواع مختلف اظهار داشته اند که اگر ای اس ای پاکستان خواسته باشد ما در یک لحظه نابود وسربه نیست میکند. 
محمود خان اڅکزی از چندین حملـــﮥ تروریستی سر به سلامت برده و عاملین ترور مستقیماً بعد از دستگیری توسط طرفداران این شخصیت ملی اقرار کرده اند که از عمال ای اس ای پاکستان بوده و گماشتگان این سازمان جهنمی اند. 
در چنین شرایط تعیین کمیسیون و حل مشاکل به صورت صورت اساسی با پاکستان که توسط تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری جناب داکتر عبدالله عبدالله به آن تأکید میشود یعنی چه و چه چیز را درقبال دارد؟
آیا در مورد چیزی مانند مستندات جناب پروفیسور هاشمیان که ‌ذیلا چند سطر از نوشتــﮥ شان را خدمت شما می آورم و نقل میکنم چیرې دیگر بوده میتواند؟ 
داکترسیدخلیل الله هاشمیان بتاریخ 12می 2014 تحت عنوان دورنمای بهار سیاسی در افغانستان مینویسد: «... مـحقق... در آغاز انتخابات (۱۳۹۳) بدعوت (آی – اس – آی) بپاکستان رفت. جناب شما اعلامیه اول محقق را درماه اکتوبر 2013 که دلایل عدم تائیدخودرا ازداکترعبدالله نشرکرده بود، حتما خوانده اید، پس چرا بعدازچندصحبت ودیداربین عبدالله ومحقق ، محقق با تیم عبدالله همکارشد ومعاونیت اورا پذیرفت؟ دلیل آن اینست که محقق شرط گذاشت تا در صورت برنده شدن، «خط دیورند» برسیمت شناخته شود ! همه افغانها باید تصوراتی دربارۀ مسافرت محقق بپاکستان دریک موقع حساس، بعد ازاشتراک رسمی او با تیم عبدالله، داشته باشند. پس اجازه بدهید من معلومات خود را بخدمت تان بعرض برسانم : هدف این مسافرت این بود تا محقق ازپاکستان تقاضاکند که برای برنده شدن داکترعبدالله درانتخابات کمک کند وتعهد بدهد. پاکستان جواب داد: بچشم وبیک شرط که شما خط دیورند رابرسمیت بشناسید- پاکستان میداند که پشتونها بشمول طالبان هرگز خط دیورند را برسمیت نمی شناسند، اما عبدالله ومحقق که قبلا جوالهای دالرازامریکا وایران گرفته وبه وطنفروشی سابقه و عادت دارند، برای تامین اهداف پاکستان مساعد میباشند. لهذا به محقق وعده دادکه نه تنها برای برنده شدن شما کمک میکنیم، بلکه طالبان رانیزحاضر می سازیم تا باشما صلح کنند وبافغانسنان برگردند، بشرطیکه حکومت شما خط دیورند رابرسمیت بشناسد. محقق درین باره با داکترعبدالله تلفوئنی تماس و صلاحیت گرفت که چنین تضمینی رابپاکستان بدهد. آیا هموطنان ما، باچنین تعهدی که محقق بپاکستان داده، همنوا میباشید ؟؟؟ 
من ازجزئیات منصرف وبکلیات پرداختم تاهرافغانیکه این نوشته رامیخواند ازحقایق آگاه شود. مقال خودرادرهمینجا بپایان میرسانم. و اذعان دارم که مردم افغانستان حق وصلاحیت دارند زعیم و رهبرخود را خودشان با دادن رای انتخاب کنند. اعلحضرت مرحوم شیرعلیخان وقتی اولین قرطاسیۀ رسمی دولت افغانستان راچاپ میکرد، در حاشیۀ محراب ومنبرنوشته بود " دولت علیۀ خداداد افغانستان" . بلی این دولت واین کشورخداداد را الله تعالی (ج)خودش تاامروز نگه داشته و شاید صدها عبدالله، محقق و سگبازدیگر، و صدها هاشمیان ورسول وامثالهم درزیرخاک این سرزمین بخاکسترتبدیل شوند، اما این دولت خد داد هنوز زنده وجاودان خواهد بود. انشاالله وتعالی- ومن الله التوفیق – 
خدمتگارافغانستان – سیدخلیل الله هاشمیان E-MAIL : afghanmirror3@yahoo.com 
اگر چنین زد و بندخاینانه وجود دارد آیا این خیانت به مادر وطن رانباید افشا وملت را به آن آگاه ساخت؟ 
به یک چند تفاهم وتوافق دیگری نیز تلگرافی میپردازم:
اگر کمیسیون داکتر عبدالله عبدالله ویا هرتیم تفاهم بخاطر توافق و حل به هرقیمت مسایل با پاکستان طرح کند که برای جانب افغانی راه تجارتی (کرودیور تجارتی ) به بحر میدهد آیا این طرح قابل است؟ 
وآیا درست خواهد بود که جانب افغانی قبول کند و گویا این مسأله را نهایی سازد؟ 
به تحلیل و برداشت من اولاً خیانت به مادر وطن از صلاحیت این دولت و این کمیته ها نیست و این حق ملت. دوم بحث ما بر سر رسیدن به بحث و یا بدست آوردن کدام هدف ومفاد اقتصادی و سیاسی نیست. نه هم درصورت همه پرسی این بحث ما است. این همه دلایل و جوانب مختلف دارند. ضرورت است تا سوابق تاریخی این مسأله روشن شود. 
از لحاظ حقوقی که در همان آغاز باطل است دلایل زیادی وجود دارد. اینکه بعداً در شورا هفتم راتیفکیشن و تصویب نه شد این تفاهمنامه باطل شده. 
مسأله مراجعه به ارای عامه اصلا فریب دیگر است. موضوع بحث ما این نیست که کی با کی میخواهد زندگی کند تا رای عامه معلوم شود. موضوع بحث امروزی این است که اول باید روشن شود که این خط یعنی دیورند لاین مشروع وقانونی است ویا خیر؟ بعد از روشن شدن این بحث بعداً بحث مطرح است مانند نوعیت نظام و کی با کی میخواهد زندگی کند ویا نمی کند که ریفراندم و همه پرسی شود. همه پرسی شود که خیانت به مادر وطن شود ویا نه شود؟ همه پرسی شود که مردم مزراشریف با تاکستان میخواهند یکجا شوند ویا هم با ازبکستان و ... این همه پرسی های و مطرح شدن آن درموارد زیاد جای دارد اما نه درین مرحله ونه هم درین زمان. 

برماست تا به انتخابات رفت و به حاکمیت مشروعیت داد وخود را قوی ساخت.
انتخابات در عالم اسباب یگانه وسیلـﮥ انتخاب است. ایجاد و یا بازگشتاندن حاکمیت ها به زور سرنیزه، جبر و اکراه ناروا و غیر شرعی به نفع دشمنان و درخط اول به نفع پاکستان است. به نفع باکستان بخاطریکه پاکستان کسیرا میخواهد در افغانستان مسلط سازد که برای منافع پاکستان کارکند نه به نفع ملت و افغانستان. 
اگر الله تعالی بخواهد دریک (کن فیکن )همه مشکل حل میشود. اراد‌ه و انتخاب ملت مسلمان را باید ارج گذاشت، ودرین انتخاب وشهادت دادن باید حقجو و حق انتخاب کننده بود، در حاضر و ناظر بودن الهی در هر حال و هر لحظه اندکترین شک و تردید مجاز نیست و آنرا باید به صورت دوامدار درنظر داشت. 
نص شرعی وهدایت اسلامی را باید فراموش نکرد که گفته: من مشی مع ظالم لیعینه و هو یعلم أنه ظالم فقد خرج من الاسلام . رواه الطیرانی. ترجمه: کسیکه با ظالم - جهت تأيید وی – دریک راه رفت ووی میداند که این شخص ظالم است به تحقیق از اسلام خارج شده. آنچه در خرابی وطن، کشت خون و عاملین و مجریان آنرا باید درچشم و ذهن مجسم ساخت. 
با درنظر داشت این نص شرعی و با ارایهء مستندان فوق که ذکر نمودیم بر هر مسلمان، شخص رسالتمند و شخص وطن دوست است که در ادای رسالت تعلل نه نموده و برای انتخاب درست و برحق رسالت خویش را در برابر عقیده، دین، وطن و ملت اجرا کند. 
نباید صرف انتقاد کننده وشکوه کننده بود بلکی باید به صورت فعال با قبول دسایس مغرضین و فتنه گران ادای رسالت وشهادت حق کرد و نه گذاشت برنامه خیانت به وطن و مردم فرصت عملی شدن را پیداکنند.
برماست تا کسیرا انتخاب کنیم که مشکل افغانستان را به صورت عینی شناخته و راه حل وتوانایی های حل مسایل مطرح کشور را داشته باشد. برای انتخاب کافی است به مناظرۂ مؤرخ اول اپریل سالجاری جناب اشرف غنی احمد زی در تلویزیون طلوع صورت گرفت: 
درین برنامه به صورت علمی و عملی درمیابیم که برای افغانستان اقتصاد بازار آزاد با بکار گیری روش های اقتصاد مختلط به حیث وسیله برای رسیدن به بازار آزاد، بلند بردن ظرفیت های رقابت آزاد، ظرفیت های فنی و مسلکی و ایجاد بستر های حقوقی برای بازار لجام زده شده توسط قانون به صورت مستند، مستدل و عملی طرح های بزرگ افغانستان مستقر و قوی پیشکش شده و استدلال میگردد. از منابع مالی افغانی و اصلاح سیستم اداری با چنان قوت وقدرت بحث و طرح های عملی ارایه میگردد که واقعاً امیدوار کنند وتوانایی های خاص تقدیم کنندهء این برنامه را نشان میدهد. از نظارت مردمی و پایین بردن اداره به محلات وتصمیم گیری های معقول محلی و درعین حال از ادارهء سالم مرکزی چنان به قوت استدلال میشود که هر عقل سلیم باید آنرا بپذیرد. اصلاحات معقول اداری و کم کردن مصارف بی جا وادارهء مدر که با مصرف کم ووقت کم دست آورد بیشتر بدست آید مسایل ومحتوی این برنامه را تشکیل میدهد.
به فهم و شناخت من این برنامه های عملی و تعهد عملی آن اند که انشاء االله مشکل افغانستان را حل وفصل کرده و تراژیدی مردم افغانستان وحتی منطقه و خطر صلح جهانی را ازین ناحیه برطرف کرده میتواند. 
این هدف با توافق به هر قیمت باپاکستان و راضي ساختن به هر قیمت پاکستان نا ممکن است و نه هم عملی. عملی بخاطر نیست که اگر برای یک لحظه قبول هم شود که خیانت قبول خط دیورند دریک لحظه پذیرفته شود پاکستان به این در برنامه های بعدی خویش اکتفا نه خواهد کرد. پاکستان برنامه های وسیع ترازآن را دارد که عدهء یامزدورانه و یاهم با تعصبات قومی و لسانی میخواهند تن به چنین خیانت به مادر وطن نهد وجفای به ملت ما، کشور و مادر وطن کنند. 
باید دقت و ادای رسالت نمود و نه گذاشت دشمن و عمال داخلی آن به اهداف شوم خویش برسنـد.


وماعلینا الا البلاغ المبین
دردو قسمت پایان قسمت دوم 
تیلفون: ۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب