09-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

انـتخـابـات ۹۳ و طـرح هـای صلح و امـنـیـت!
09-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

انـتخـابـات ۹۳ و طـرح هـای صلح و امـنـیـت!

نفسِ این مسأله که درافغانستان انتخابات وانتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی برګذار و برپامیگردد و انـتـقـال قدرت سیاسی درنتجــﮥ آن صورت میګیرد بـذات خویش کار مثبت است. اینکه هست موارد زیادی که کم و کاستی های عمدی ، سیستمی و عینی به محتوی این پروسه تأثیر منفی دارد، نیز مشکل، اعتراض و ملحوظ است قابل دقت که موجه بودن آن نیز به جایش باقی است. 
اینکه درافغانستان احزاب سرتاسری قوی وجود ندارند وحاکمیت کابل از لحاظ وظیفه در۱۳ سال گذشته درین پروسه مساعدت مثبت و ادای رسالت نه کرد واقعیت تلخ است که درنتیجــﮥ آن مردم با وجود شنیدن برنامه های کاندیدان، بیشتر به شخصیت های کاندید بیشتر توجه دارند. 
دیده شد و شنیده میشود که درقسمت امنیت، صلح و استقرار برنامه های اکثریت قریب به اتفاق کاندیدان ریاست جمهوری ۹۳ به نحوی مشابه اند و یا دربرخی موارد نسخه های تاریخ زده وجود دارد. 
برنامــﮥ مصالحه وتفاهم سیاسی اکثریت کاندیدان ریاست جمهوری ۹۳ درواقعیت تکراراست از برنامه های حاکمیت ۱۳ سالــﮥ جناب حامد کرزی که درین عرصه. برنامـــه ها و روش هایکه در هفت سال ویا هم ۱۳ سال ګذشته ګرفته شده عملاً نتوانسته به این وطن، مردم آن ومنطقه صلح، استقرار وامنیت آورده بتواند. 
روش های روی دست ګرفته و عملی مصالحــﮥ سیاسی ۱۳ ساله حاکمیت (هفت سال ګذشته از اعلام مصالحهء سیاسی توسط حاکمیت جناب حامد کرزی میګذرد) درعمل ثابت کرد که روش های غیر عملی، غیر قابل قبول ودر واقعیت برنامه های تسلیم و اندماج جانب مقابل بود. عملاً دیده شده که عوض کار برای عتماد سازی که سر آغاز موفقانه برای کار بعدی شده میتوانست اصلاً وجود نداشت ویا عملاً در اکثر موارد صادقانه نبوده و ازین پروسه به شکل افزاری استفاده شده است. نتایج این روشها در عمل درمقایسه به وقت سپری شده و درتناسب به تلاش های مادی و معنوی به مصرف رسیده بس ناچیز و اندک بوده است. 
شورای عالی صلح بیشتر از همه عوض اینکه مانند ثالث بالخیر ادای رسالت میکرد وپُــل رابط وتماس میشد، با بودیجــﮥ بس هنگفت ممثل پالیسی یک طرق قضیه یعنی دولت جناب حامد کرزی بود وهست. 
این وبخش از عوامل دیگر نتیجه و کار درین عرصه را به بـُـن بست مواجه ساخته و روش های رسیدن به صلح مستقر اصلاً نابکار از آب درآمد. به این ترتیب ازفرصت های غیرقابل تکرار طلایی عصر استفادۂ درست به نفع مردم، ملت، کشور و امر صلح اتخاذ و درعمل اجرا نه شد. 
با وجود این نتایج تقریباً ناچیز و قریب به صفر ما با تعجب درمیبابیم که در برنامه های اکثریت کاندیدان ریاست جمهوری ۹۳ تقریبا عین پالیسی وپیش شرطها در برنامه های صلح کاندیدان ریاست جمهوری ۹۳، برای ادامــﮥ پروســﮥ صلح ومصالحــﮥ سیاسی تکرار میګردد و ابتکار عمل درزمینه وجود ندارد. به این ترتیب و با تأسف به صورت منطقی و به یقین ګفته میتوانیم که این برنامه های کاندیدان ریاست جمهوری ۹۳ درعرصــﮥ مصالحــﮥ سیاسی، مانند ۱۳ سال ګذشته به صلح، تفاهم ، مصالحــﮥ سیاسی به مفهوم واقعی کلمه و استقرار درافغانستان ومنطقه منجر نه خواهد شد. 
همانگونه که مطابق به تحقیقات معتبر در ۱۳ سال گذشته از هردالر و پول وارد شده از خارج (قرضه ویا مساعدت) به نام افغانستان صرف ۱۵ الی ۲۰ فیصد آن درین کشور به مصرف رسیده و متباقی توسط خود خارجی ها و همکاران داخلی شان حیف و میل ویا به واپس به حساب های بانکی آنهایی انتفال شده که زمام امور را در دست داشتند. کمپنی شخصی سـوپـریـــم امریکايی، کابل بانک، غضنفرگروپ و ..... مثال های برملا شدۂ این تخلفات اشکارا وجفا به حق ملت افغان و مالیه دهنده گان جامعــﮥ جهانی است.
دولت جمهوری اسلامی افغانستان نتوانست این مساعدت ها وقرضه ها را هماهنګ وتنظیم بهتر نماید. نتوانست قوانین کاری وهماهنګ کننده و کنترول کننده درین راستا به تصویب برساند. شراکت جانب افغانی بنابر بی کفایتی ویا هم شراکت در تخلف ویا اقلاً اخذ حق السکوت ها غیر قابل تردید است. 
مطابق به عدالت گریه ها و ناله های عدۂ از حکام افغانی زمانی حد اکثر ۱۵٪ در مسؤلیت شان تخفیف آورده میتواند که به صورت صریح گناه خویش را قبول و در اصلاح امور به کار های عملی مؤثر بپردازند وتأکید نداشته باشند که خدمات شایان به مردم افغانستان واین وطن اجرا کرده اند. 
شواهـد نشان میدهد که مسؤلین درحاکمیت کابل هم خطا ها، غلطی و شراکت درجرم و تخلف را مرتکب شده اند و یا با داشتن امکانات ومسؤلیت ساکت ماندن و حق السکوت های بزرگ گرفته اند (آقای فطرت کابل بانک) و حال که کارد به استخوان ورسوایی رسیده باز هم در تلاش فریب اند و به تمدید حاکمیت وحمایــﮥ حیثیت از دست رفتــﮥ خویش در تلاش فریب ملت و جامعــﮥ جهانی اند. 
وعظ ها،نصیحت ها و آرزو های مندرج در برنامه های کاری انتخابات ۹۳ مانند آغاز کار ونیت برای امر خیرو نیک امر ضروری و خوب اند اما برای انجام کار درعالم اسباب برعلاوۂ نیت و ارادۂ نیک راه ها ووسایل رسیدن به امر خیر و نیک ونسخه های علمی و عملی در پهلوی فهم مسلکی و تقوی سیاسی را میطلبد وایجاب میکند. 
تفاصیل ارایه شده درزمنیه از جانب کاندیدان انتخابات ۹۳ قناعت بخش نبوده، ضعیف وتکرار مطالب اند که دریک دهــﮥ اخیر بار ها وعده داده شده اما تدبیر وعمل مؤثر و نتیجه همراه نداشت. 
درخصوص امنیت و قبل ازتفکر و تعمق برراههای رسیدن به امنیت، استقرار و صلح کامل و شامل ضرورت است تا بر عوامل تفرقه، نفاق و شقاق عدم امنیت و عدم استقرار متمرکز شده و با شناخت درست وعینی واعتراف به وضع خوش آیند ویا نا خوش آیند، مطلوب و نا مطلوب اعتراف کرد و برای رسیدن به امنیت و استقرار، صلح و تفاهم نیک فکر و تعمق نموده و با پیشکش کردن برنامــﮥ درست، متناسب، معقول وعملی بعد از بدست آوردن مهر صحه کسب مشروعیت توسط ملت به تطبیق آن پرداخت. 
چنانچه گفته آمدیم وباید بگویم که مشکل افغانستان ومسایل مطروح کشور ما یک حالت ومشکل غیر قابل حل نیست. مشکلات کشور ما با عقل، منطق و فرصت دادن به افراد خبیر کشور حل شدنی است و ما میتوانیم به مدارج بلند حل مسایل ومشاکل برسیم. مردم ما استعداد های زیادی دارند که عاطل و باطل افتاده و همانگونه که در سپورت با عدم برخورد به شیوه های جنگ سرد و غیر سیاسی درکوتاه ترین وقت به مدارج بلند رسیدم و راه های که مردم دیگر در چندین دهه سپری کرده بودند ما دریک دهه سپری کردیم. این استعداد و توانایی در مردم ما وجود دارد که در دیگر عرصه ها به موفقیت های بزرگ برسیم. 
علم ثابت کرده که برخورد عینی وواقعبینانه به مسایل و پدیده های نامیمون موجود درجامعه سبب تقلیل رنجهای خواهد شد که بعداً بدوش خواهیم کشید. از همین حالا باید به وضع به صورت عینی نگریست. 
بار ها گفته ایم که به شرایط مناسبیکه حال به صلح رسیده میتوانیم درصورت تأخیر و عدم توان دیدن حقایق تلخ درحال حاضر بعداً مجبور به قبول وضع و شرایط بدتر خواهیم شد. 
به یقین مانند سایر پدیده های اجتماعی بی امنیتی و عدم استقرار عوامل مختلف دارند که بعضی ازین عوامل اساسی و بخش ازین عوامل فرعی و غیر اساسی اند. عوامل مؤثر درین وضع دریک کتگوری دیگر میتوانند به عوامل داخلی و عوامل خارجی، خارج از توان ما تقسیم گردند. 
قبل از بحـث روی همــﮥ ایـن مسایـل مستقیم به برنامه و طرح خویش درمورد راه های رسیدن به صلح، تفاهم سیاسی، استقرار وامـنـیـتی میـپردازیم. راههایکه آنرا عملی، علمی، مؤثر و کار در چوکات آنچـه ممکن و مقدور است، میدانیم وآنرا مانند طرح ذیلاً پیشکش میکنیم:
بارها گفته ایم مصالحـﮥ سیاسی بدون دولتداری قوی ومدرن قرن ۲۱ که محور اصلی آن مردم باشند، ممکن نیست. 
ضرورت است تا حاکمیت قانون، دیموکراسی وآزادی به مفهوم واقعی کلمه و اقتصاد بازار آزاد کنترول شده توسط قانون با ایجاد ظرفیت های رقابت آزاد و .... ایجاد حاکمیت که توسط توسط مردم، برای مردم و درخدمت ارزشهای مردمی در مطابق به ارزشهای عام قبول شدۂ بشری باشند، ممکن وضروری میباشد. اکثریت مردم ما مسلمان اند و ارزش یک مسلمان نیز درمسایل اساسی کاملاً مستند وروشن است. 
آنچه امروز در کشور اوکراین میگذرد که دولت منتخب توسط مظاهرات و خشونت های خیابان ها و قیام های سرکها منجر به سرنگونی حاکمیت منتخب میشود نیز عکس قضیه و قابل قبول نیست. وضع در مصرکه دولت مشروع ومنتخب آقای مرسی با براه اندازی کودتای خونین آقای سیسي سرنگون میشود و در صد ها مورد ازنام و ابروی دیموکراسی سوء استفاده صورت میگیرد، تخطی های است که با دیموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان اصلاً مطابقت نداشته و درموارد زیاد شرم و لکــﮥ سیاه به نام دیموکراسی و بشریت چیزی دیگری نیست و بوده نمی تواند. 
کارنامه های سیاه جورج بوش (پسر) وجنایات وی درعراق وافغانستان ثبت تاریخ ننگین این اداره وحاکمیت است. 
شعار های چپي ستالینستی که توسط جورج بوش (پسر) سرداده شد«کسیکه با ما نیست با دشمن ماست. ....» و در دهها وصد مورد تخلفات وعدول از جادۂ انسانیت جنایات نابخشودنی اند که تفسیر و تشریح آن زیاد است.
درین عرصه تلاشهای مقدماتی ونیم بند آقای باراک آوباما که خود آنرا نیز (پریماچور) و ناپخته خوانده، برای صلح جهانی و تلاشهای ایشان برای جلوگیری از تقابل تمدن های مختلف جهان درموارد زیادی بنابر سقوط دادن پُل های عقبی در سیاسیت های حاکمیت های قبلی آن کشور هابخش عوامل عینی دیگر و مسایل اند که به یک دیگر ارتباط داشته و مسلماً که بر پروســﮥ صلح و امنیت درافغانستان و منطقه ارتباط مستقیم دارند. عواملیکه به سبب آن تراژیدی بشری درجهان، آزار و آذیت ملت من ادامه دارد.
اما واپس و مستـقیم به نسخـﮥ مصالحــﮥ سیاسی و روش های رسـیدن به صلح، استقرار و ثبات درکشور ما افـغـانستان:
صلح وتـفاهم نیک ضرورت عصر ماست و هرعـقـل سلیم و انسان خیر اندیش خواهان آن است. الله تعالی صلح را خیر گفته (والصلح خیر). 
درکشور ها و جوامع مختلف جهان از جمله به صورت شکسته و ریخته درافغانستان شخصیت ها، احزاب، سازمان ها و گروه های وجود دارند که برای مسایل مطروحـﮥ کشور وجامعه برنامه ها و نسخه های را روی دست دارند و داشتند. 
این نسخه ها برای حل مسایل و معضلات موجود به صورت عینی باوجود تفاوت های سلیقوی معین بیشتر از پنج شش بوده نمیتوانند. اما با آن هم باید بصورت عینی قبول کرد که راه حل ها نزد بعضی از حلقات وشخصیت هابیشتر از آن اند که ما ویا عقل سلیم قبول کرده میتواند. یکی امارت اسلامی را راه حل میداند و دیگر سکولاریزم و دیگر سیستم سیاسی فدرالی و دیگر حاکمیت مرکزی و دیگر هم تغیر نام و ....... 
این اندیشه ها و افکار افراد خادم، معذور و مزدور ، خوب و بد خارج از ذهن و خواست ما وخارج از آرزو و موافقت وعدم موافقت در چوکات احزاب، سازمان ها، گروه ها، افراد و جهات درافغانستان ویا خارج از افغانستان برای کشور ومردم ما وجود دارند که طرح های خویش را درکشور و جامعـﮥ ما مطرح و در صدد عملی کردن آن اند. 
بخش ازین افراد خیر، علمی و عملی میاندیشند و بخش دیگر خرابکارانه، دشمنانه، اجیر ، مزدور اجنبی و غیر عملی اندیشند و نمی خواهند افغانها اصلاً باهم مشترک کار و مشترک « اتـــن » کنند. 
با بخش ازین انسانها و گروه های بدون از دست دادن اصول وهویت خویش و بدون عبور از خطوط سرخ میتوان کنار آمد و با بخش ازایشان جز راه جنگ و تشدد چارۂ دیگر وجود ندارد. در صورت تشدد ضرورت است که برای آن نیز آمادگی لازم داشت. آنها باید بدانند که در صورت تخلف غیر قابل قبول ما توانایی دفاع از خود را داریم. 
درکشور ما نیز که ازین قاعدۂ عام مستثنی نیست، این گروه ها، کتله ها ویا هم احزاب وسازمان های مختلف یا درموافقت با منافع ومصالح ملت افغان وکشور اند و با به ضدمنافع ومصالح کشور ومردم ما. یا دوست اند ویا دشمن، یا در حاکمیت اند ویا خارج از حاکمیت که نیرو های خارج از حاکمیت یا در صفوف دشمن قرار دارند ویا در صفوف اپوزیسیون (مخالفین سیاسی با برنامه های غیر از برنامه هایکه حاکمیت اما رسیدن به این برنامه ها را خواهان اند.). ما اکثر ساده سازی کرده افراد و گروه ها را درجامعه به دوکتگوری تقسیم میکنیم: موافق و دشمن وبه این ترتیب واین تقسیم با موافق دوستیم و خط کشی میکنیم که دشمن را یا به نام دشمن آشتی ناپذیر طبقاتی و یا هم راستی و چپی نابود کردن میخواهیم. به مفاهیم و محتوی اپوزیسیون و یا مخالف سیاسی چندان توجه نمی کنیم و یا هم آنرا از یاد میبریم. 
اما باید قبول کرد که درجامعــﮥ ما حزب اسلامی، جمعیت اسلامی، حرکت طالبان، جویچه ها وفروع مختلف طیف ماویویستی و لینینی دیروز، احراز و کتله های دیموکرات و احزاب قومی ، لیبرال ها و کنزرواتیف و احزاب فرقه ایی و ....... وجود دارند. کسانیکه که درین حلقات و چوکات ها و مصروف کار اند برای تطبیق نسخه های خویش برنامه های را روی دست دارند که این برنامه ها یا مشروع ویا غیر مشروع اند. بعضی ازین کتله ها ، گروپ ها، سازمانها و برنامه های آنها درموارد مختلف درست و بعضی دیگر با برنامه و روش های نادرست و حتی غیر منطقی عمل کردن میخواهند و یا به آن مجبور ساخته میشوند. درین عرصه هستند و شرایط آنها را نیز وادار ساخته که برای رسیدن به اهداف خویش از طروق مسالمت آمیز ، دیمکراتیک، قانونی و انسانی امکانات ندارند و بخاطر عدم امکانات رسیدن مشروع وقانونی به اهداف وتحقق اهداف مشروع خویش، مجبور ساخته میشوند به روش های عدم اطاعت و تمرد بپردازند. تمرد وعدم اطاعت هم در مراحل مختلف خویش قرار گرفته، به مظاهرات و اعتراضات مسالمت آمیز ومتمدن و گاهی هم به شورش گری میرسند. اینکه این شورش گری، ترور و دهشت هم ازجملــﮥ تلاش های مشروع برای رسیدن به اهداف سیاسی درسیستم های غیر دیموکراتیک موجه ومقبول است ویا خیر؟ بحث است جداگانه اما درگذشتــﮥ ما و دیگر جوامع بشری وجود داشته و دارند. درین عرصه تاریخ مبارزات مردم که چطور مبارزات مسلحانه را به مبارزات غیر مسلحانه جهت داده و برای امر خیر با وجود گذشته های تشدد شان به گِــرد میز مذاکره نشسته اند بحث های طولانی وجود دارند. 
اما در تاریخ جوامع مختلف بشری بودند وهستند مراحل که نیروها وسازمان های مختلف سیاسی با وجود مراحل مختلف تشددو مسلحانه درحیات سیاسی شان وارد مراحل معین دیگر شده اند و دست از تشدد برداشته و وادار به نشست گِـرد میز مذاکره گردیده ومجبور به اعتراف متقابل شده اند. اگر سازمان ها درین عدم اطاعت خویش بدون دلیل ادامه داده و سبب کُشت وخون، خرابی و تباهی غیر ضروری شده، منافع و مصالح کشور های وملت خویش را درنظر نه گرفته مانند حرکات وسازمان های یاغی و باغی به شرارت دوام داده و باوجود فرصت های نیک ازآن استفادۂ مثبت نه کرده اند مانند سازمان های یاغی وباغی باقی مانده و به تدریج به انهدام ونابودی محکوم شده اند.
اما بخش دیگر ازین سازمان ها با تعمق دروضع، منافع و مصالح کشور وترحم به مردم خویش به نشست های مفید و تفاهیم نیک و مفید سیاسی پرداخته به تدریج به سازمان های آزادی بخش ملی و خیر خواه مبدل شده و درتاریخ کشور و جامعه خدمات ماندگار نموده اند.
با چنین برخورد و با چنین فهم از مسایل تلاش برای نشست گِــرد میز مذاکره باقبول موجودیت متناسب تفنگ وپیوستن آن با قلم و تفاهم خیر همراه ساخته وبا وجود تفاوت های درنسخه ها برنامه برای رسیدن به امر خیر ، راه تفاهم معقول و قابل قبول بدون گذشت از هویت خویش به مذاکرات مبادرت ورزیدند وبه این ترتیب زندگی سیاسی را متمدن ساخته اند. این متمدن سازی زندگی سیاسی به هیڅ صورت گذر از اصول نبوده و خیانت به شهدا و گذشتگان درین راه نیست. این روش است که نزد ملت و الله تعالی قابل قبول و پاداش است. 
مصالحه و مفاهمـﮥ سیاسی به صورت عمده همین متمدن ساختن زندگی سیاسی است که به جای تفنگ و ټانک، منطق، زبان و قلم سخن بگوید و انتخاب به ملت تعلق بگیرد. 
ما میتوانیم به یک دیگر تشریح و توضیح کنیم که برنامه ها و نسخه های این ویا آن گروه، حزب ، سازمان ویا شخصیت هاو افراد برای مسایل مطروحـﮥ کشور چرا درست و یا چرا نادرست و غیر موجه اند. ما باید درین مرحله ودرین مورد که به راست وسفید بودن سفید خویش اطمینان داشت و بر بر حق بودن آن معتقد باشیم ودرآن سخن وتردید نداریم. درست نیست که ما بخاطر اینکه لقب دیموکرات؟! بودن از ما حذف نه شود چنانچه بعضی های توصیه میکنند، باید به حق و موضع بر حق بودن آن معتقد باشیم. 
این حق ما است که توصیه کنیم و دیگران را هم به این نسخه های خویش معتقد سازیم. 
این حق ماست درانتخابات آزاد وشفاف به ملت بگویم که این ویا آن سازمان و برنامه ها را چرا انتخاب کنند و یا نه کنند. 
اما حق نداریم و مشکل درزمان آغاز میشود که ما بخواهیم این نسخه هــای خویش را بر دیگران به زور تـفـنگ و کارد تحمیل کنیم. اگر الله تعالی بخواهد که همه کس هدایت شوند برای الله تعالی کدام کار مشکل نیست به یک (کـن فــیکــن میشود) وبه یک اشاره ضرورت است. برای الله تعالی آسان است وما هم مکلفیت بردن مردم را به جنت نداریم. این انتخاب به خود شخص تعلق دارد که در روشنی احکام الهی و نصیحت علماء و روحانیون تکلیف و انتخاب خویش را روشن سازد و از عواقب آن جوابگو باشد. 
باید به برحق بودن راست و سفید خویش باور داشت. این درست نیست که گفته شود من این را سفید میدانم اما دیموکرات؟! ام باشد ممکن سیاه باشد. چنین برخورد درست نیست. 
اما در مرحلـه وزمانیکه درعقب و گِــرد میز مذاکره به مفهوم مصالحــﮥ سیاسی مینشینیم و درمورد مسایل کشور به تفاهم وقواعد برای توافق وحد اقل ها به توافق میرسیم، حق نداریم بگویم که اول قانون اساسی ما را قبول کن، دست آورد های ده سال گذشتـﮥ مارا قبول کن، امارت اسلامی مارا قبول کن، سیاسیت اقتصادی مارا قبول کند، سیاسیت کدری مارا قبول کن، موضع ما رادرقسمت جوانان، زنان و کودکان قبول کن و ... بعد با شما مذاکره و مفاهمه خواهیم کرد. چنین مطالبات مطالب از مرجع غیر اصلی است، قبل ازوقت، غیر معقول و نادرست است. مرجع مشروعیت دهندۂ این و دیګر مسایل مهم کشور ملت است. درین تفاهمات صرف باید زمینه سازی شود تا ملت سخن اصلی را داشته باشد. درین راستا انتخاب یک مسلمان خوب روشن است.
درین تلاش ها وتفاهمات مشکل اساسي برنامه های دولت امروزی کابل و برنامه های کاندیدان ریاست جمهوری ۹۳ افغانستان درین است که مراحل، قدم ها و مطالبات وموقع مطالبات، مرجع مطالبات یا مغالطه شده ویا از مرجع مناسب و لازم صورت نمی گیرند. 
ضرورت این چیست که قبول و عدم قبول قانون اساسی افغانستان از جانب طالبان مطالبه شود؟ این صلاحیت ملت است وچرا باید آنرا از حرکت طالبان مانند پشرفت مذاکرات درمیان ګذاشت و مطالبه کرد؟ 
اصل افغانیت، اسلامیت و اصل منافع ومصالح کشور وملت و اصل افغانستان کامل، باید اساس قرار داده شده وبه همین اصول تفاهمات آغاز شود تا در مسایل اساسی کشور ملت در یک انتخابات آزاد وشفاف تصمیم بګیرد. 
مذاکره ومفاهمه و مصالحــﮥ سیاسی نه گذشتن از اصول است و نه هم تسلیم شدن و نه هم به صورت حتمی قبول نسخـﮥ جانب دیگر. 
مصالحه و مفاهمـﮥ سیاسی نه تلاش برای اندماج وهضم جانب مقابل ونه هم قبول اینکه تو مرا کوته والدار بگو ومن تو را حوال دارد. 
مصالحه ومفاهمــﮥ سیاسی تقسیم غنایم هم نیست و نه هم ملت و گذشته را گروگان گرفتن . 
هدف از مصالحــﮥ سیاسی چیست؟ وآیا میتوان تمام جوانب درگیر را به میز مذاکره و تفاهم سیاسي کشاند؟ 
هدف از مصالحـﮥ سیاسی به مفهوم واقعی کلمه زمینه سازی برای حاکمیت ملت و در موضع و مقام اصلی و تصمیم گیرنده گی قرار دادن ملت است و در غیاب ملت تصمیم نه گرفتن است. 
هدف از مصالحـﮥ سیاسی زمینه سازی برای استقرار وحاکمیت بر قلب هاست. 
هدف تجرید افراد خرابکار و دشمن وراندن شان از بین مردم است. 
هدف از مصالحـﮥ سیاسی تمام نیرو ها وحلقات و ملت را برای امرخیر و تصمیم خیر به نفع منافع و مصالح کشور بسیج کردن است.
آیا با چنین هدف و با چنین برنامه میتوان عدۂ از مخالفین مسلح را که همین حالا به اهداف ضد افغانی و ضد وطن و کشور ما میجنگند و به برادر کشي و تباهی ما را مواجه میسازند، میتوان به صلح و تفاهم نیز راضی ساخت؟ جواب دریک کلمه منفی است. 
درین صورت باید این افراد، اشخاص و گروه ها با پیشبردن مذاکرات صلح معقول و براه اندازی دیگر برنامه های مردمی و فعال ساختن راستین انستیتوت های دیموکراسی در عالم اسباب و از جمله با برگذاری انتخابات آزاد، شفاف وسرتاسری درمطابقت به قوانین خوب زمینه های این را به صورت وسیع آماده ساخت تا دشمنان وطن فرصت های شان محدود شده، برنامه های ضد مردمی شان و خود شان از مردم تجرید و درصورت لجاجت وعدم اطاعت از قانون سرکوب شوند. 
این به صورت مؤثر زمانی شده میتواند که ما به مسأله دیموکراسی و انستیتوت های آن، حاکمیت قانون و مصالحــﮥ سیاسی به مفهوم واقعی کلمه برخورد درست، عینی و روش را در پیش گیرم که هموطنان و نیرو ها مجبور افغان درکشور های بیگانه و خاصتاً پاکستان را از چنگ واسارت دشمنام مردم افغانستان با عمل کرد هوشیارانه و عدم احساساتی، رهایی داده و زمینه های سوء استفاده از افغانهارا برای آی اسی ای و دیگر نیرو های دشـــمــن با عقل، منطق، برخورد سلیم و مدبر، محدود ساخته و به امکانات دشمن خاتمه بدهیم. 
شواهد ثابت ساخت که این هدف با برنامه ها روش های هفت سالــﮥ موجود حاکمیت جناب حامد کرزی و اکثریت برنامه های صلح وامنیت تعداد زیادی از کاندیدان موجود ریاست جمهوری ۹۳ افغانستان برآورده نمی شود. 
درین راستا به شدت ضرورت به تجدید نظر وبه پیروی از روش مطابق به طرح موجودما عاجلاً ضرورت احساس میشود تا با ګرفتن مشروعیت آن از ملت صلاحیت تطبیق آنرا بعد از پیروزی در انتخابات ۹۳ داشته باشیم. این روش واین برنامه جرئت و تصمصیم قوی سیاسی میطلبد. 
درین راستا جزیپات دیگر نیز وجود دارد که باید برآن کار بیشتر صورت گیرد و درموارد با تغییر بخش از شرایط بخش از نسخه ها نیز درتوافق به حالت وضع تغیر و تکمیل گردد. وما توفیقنا الا بالله. حسبنالله نعم المولی ونعم الوکیل.


پـــایـــان 
دوکــتـور صلاح الـدیـــن سعــیـدي – سعـیـد افغـانـي 
از شـورای علـمی مرکز مطالعات ستراتـیـژک افغان 
تیلفون:۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸ Email:strategicstudies@yahoo.com

 

 

 

 

نظرات شما

علم
هالند

با تشکر فراوان از جناب دکتور صلاح الدین سعیدی که بیشتر مطالب تخصصی مطابق نیاز جامعه را بخورد علاقمندان میدهند.راستی امنیت وصلح باید فور مول های منطقی وعملی داشته باشد واین امنیت سقف وسیع برای تطبیق تمام ارزش ها باشد منهای امنیت تمام شعار ها محل برای اعراب ندارد مثلا..ما شعار رفاه اجتماعی را سر دهیم.آیا رفاه بدون توسعه ورشد اقتصادی ممکن است ویا رشد وتوسعه اقتصادی در فضای نا امن ممکن است نه خیر.لذا پیشرفت وتوسعه امنیت مشروط به امینت است.به همین تر تیب وقتی شعار عدالت اجتمغاعی را سر دهیم باید از حاکمیت قانون مطمئن باشیم چون عدالت منهای حاکمیت قانون ممکن نیست ودر یک بستر نا امن وآشوب زده حاکمیت قانون هم نا ممکن لذا اینجا هم شرط عدالت وحاکمیت قانون صلح وامنیت است. مطلب خیلی درست واموزنده بود

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب