09-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

نمونه های از عصر خفتګی وتخطی!
09-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

نمونه های از عصر خفتګی وتخطی!

میګویند آنکه خواب است میتوان وی را بیدار کرد، اما آنکه نمی خواهـد بیدار شود، بیدار کردن وی مشکل خواهـدبود.
میګویند افراد دارای مواضع یا موافق اند، یامخالف ویا هم ممتنع. درجملـﮥ مخالف یا به اساس منطق خود ویا هم به اساس لجاجت ، پیش داوری، تعصب، خلاصه معذور بودن است. نوع دیګر مخالف همان مزدور است که ګماشته شده منطق سخن برایش مهم نیست، هدف تعین است و برای آن تلاش رسیدن به هر قیمت را دارد. آنکه مخالف حق است و تا حال به درک موضوع درست نه رسیده ولی در اساس تعهد به حق دارند و درین راستا با خونسردی عملی میکنند و بدون تعصب وخشک سری هرګاه به حقیقت پی ببرند موضع درست ګرفته و علم بردار حق میشوند، انسان های خوشبخت اند. 
اما آنکه مأمور و دشمن است هرچه استدلال کنید، نتیجه نه خواهید ګرفت. بخش از مشکل اساسی کار است. 
تمرکز اساسی ما بر آنهای باید باشد که مخالف است و درمخالفت به نحوی صادق است که با وجود غلط بودن موضع اش به درست بودن آن باور دارد. کار تنویری به ګونه افراد را اساس و بخش مهم کار تنویری وادای رسالت باید پنداشت.

میګویند هست تعداد از قواعد، قانونمندی ها، فرمول هاو نتیجه ګیري ها درعلوم سیانسی (اګزکټ ساینس) که درهرزمان درست، بجا و نتیجه قطعی دارند. یک جمع یک دو است.
اما بخشی از قواعد، قانونمندی ها، فرمول ونتیجه ګیري ها درعلوم اجتماعی نظر به زمان و مکان و تغییر مواد خام این قواعد و قانونمندی ها میتوانند متفاوت و دربخش موارد دریک مکان وحالت درست ودرزمان و مکان دیګر درست نباشند. درین راستا میتوان صد ها مثال زنده بیاوریم اما من به آن مثال های تمرکز خواهم کرد که مستقیماً به جامعــﮥ ما وزمان امروزی ما ارتباط دارند و درموارد هم سخت آزار دهنده است و کارد را به استخوان رسانیده. مشکل زمانی دردناک است که عدﮤ از پیشتازان و مشعل داران کشور نیز به همان ساز درین بهبوحه و طلاتم میرقصند و نا خود آګاه و یا هم آګاهانه برای اهداف محدود خویش منافع و مصالح علیا کشور وجامعـﮥ مارا اغماض میکنند ویا هم به خواب رفته، وعصر را خفته اند ویا هم نمی خواهند بیدار شوند. 

اګر در زمانی جنګ دوم جهانی و مقطع های معین جوامع بشری نان، خانه، لباس شعار بود که میلیونها انسان کرﮤ زمین را مانند اولویت ها به عقب خویش میکشاند، زمانی هم رسید که مردم دیګر تنها هر نانی، هر خانه ای و هر لباسی را نمی خواستند و دیګر نان، خانه و لباس با کوالیته وکیفیت بهتر و در پهلوی دهها مطالبـﮥ دیګر انسانی ومدنی با اولویت مطرح میکردند. اینکه بازهم عدﮤ درهمین محدوده باقی ماننده و کماکان همین شعار را محکم کرده اند به یقین عصر خفته اند.
مشکل زمانی خطرناک وغیر قابل فهم میشود که وسایل و عقاید دید اشتی ناپذیری طبقاتی، اساس پرولتاری دید به جامعه، تنظیم بهتر وګویا عادلانـﮥ؟! روابط با وسایل تولید، رهبری کارګری جامعه، انقلاب های ملی ودیموکراتیک، راه رشد غیر سرمایه داری، درس های از کمون پاریس مبنی براینکه کارګران در سرکوب از بین بردن سرمایه داران و بورژوازی پیګیر نبودند و لذا ناکام شدند، و تعاریف طبقاتی دولت واینکه دولت وسیلهء فشار طبقاتی است و ....... دهها نظر و مقوله و دستوریکه درنیتجـﮥ جنایات در کشور شورا های شوروی وکشور های های اقمار آن و تحت همین ایدلوژی های جنایات بشری غیر قابل عفو در تاریخ کشور ما نیز صورت ګرفت. عدهء با نیت نیک وصادقانه قربانی چنین اندیشه های جنایت کار شده و مرتکب جنایت شدند. درین میان و دربررسی ګذشته عدم تفکیک تخلفات از لحاظ مسوولیت اخلاقی، ایمانی و وجدانی، سیاسی و جزایی و در بررسی آن ګذدشته ها از جنایت ارتکاب شده در حق مردم افغانستان صرف یک ګوشـﮥ کوچک آنرا ګرفته و از خون شهیدان وطن به نفع اهداف سیاسی استفاده بردن واقعاً بی مزده و نګاه خورد کننده به مطالب و تاریخ کشور است. 
مسلم این است که حاکمیت موجود در ظرف ۱۳ سال ګذشته نه تنهای لطمـﮥ جبران ناپذیر به نام دیموکراسی و اقتصاد بازار آزاد زد بلکی اینکه با برداشتن یک معطع کوتاه تاریخ جنایات ۴۰ سال ګذشته بازهم سوء استفاده نموده وبرای اهداف انتخاباتي و محدود خویش از هر وسیله مشروع و نامشروع استفادهء تهوع آور میکند.
دولت در۱۳ سال ګذشته آنهایکی به صورت صدریح تخلف کرده و جانیان جنګی بودند و هستند اما درمعامله به حاکمیت قرار داشتند نه تنها که مورد پیګرد قرار ندادند بلکی تمجید هم کردند. اما حال مکارانه از احساسات نیک مردم سوء استفاده کرد وعدهء هم خوب این ساز را خوش آیند یافتند و هدف حاکمیت را برآورده ساختند. ما میدانیم که این برنامه ها درصورت ضرورت ګپ ها وبرنامه های بعدی داغ شده در انتخابات سال آیندهء ریاست جمهوری با خود خواهد داشت. 

از جانب دیکر برای رسیدن به خوشبختی تعریف شدﮤ این ویا آن ګروه به فراموش کردن صفات رحمان و رحیم الله تعالی به صفات جبار و قهار تأکید دارند وبه این ترتیب با فهم غلط از دین وعقیدﮤ اسلامی و حکمت احکام آن، فهم درست از عقیده ندارند و عوض رحمت شدن برای عالمیان به بمب ګذاری و کشتن انسانهای بی ګناه میپردازند، به مقام والای انسانی احترام ندارند و عامل کشتن انسانهای بی ګناه میشوند، به مال و جان خود شان و افراد معصوم عملاً تعرض میکنند، به عمق دین رحمت عالمیان پی نمی برند و به این ترتیب دین را هیولای خطرناک برای بشر معرفی نموده و سبب تنفر به دین میشوند. ، واقعاً از دین اسلام آګاهی درست ندارند، تاریخ زده شده اند، منحرف میاندیشند و عصر را خفته اند
آنکه جهاد مقدس مردم افغانستان و قربانی شان را احترام، ګرامیداشت و قابل افتخار ندانسته و با استکبار و تعصب برخورد نموده و درین راستا به خون پاک شهدای راه آزادی و عفت توهین دارند درواقعیت چشم های شان را مواضع نادرست دیروز و امروز شان و اندیشه های منحط قومی، سمتی و سیاسی پوشانده درموارد کور اندیشانه، فهم درست از مسایل ندارند و به لجاجت ادامه داده مطمیناً تاریخ زده شده و عصر را خفته اند. 
اینکه سازمان ها و تحرکات معین سیاسي مراحل مختلف حیات خویش را سپري مینمایند و از مراحل که به تعبیر معین به دهشت زني و ترور مصروف بودند و درمراحل با عمل خویش سازنده عمل میکنند و به سازمان های عملی آزادی بخش ملی و رهایی بخش مبدل میشوند که قبل از ادعا به اعمال شان ارتباط دارد نیزمطالب و شواهد مشخص در تاریخ معاصر جوامع بشری دارند. عدم توجه این انکشاف و در در تخریب کاری و بمب ګذاری و حملات خود کش ادامه دادند به جز به نابودی این سازمان ها به چیزی دیګر نه خواهد انجامید. همچنان آنهایکه از یک حرکت سیاسی خارج از ساختار دولتی و خود جوش درمراحل مختلف مبارزه و جهاد برای آزادی و استقلال جنګیدن پول و سلاح از کشور ها و راه های مختلف بدست آوردند جوابګوی مراحل معین از انکشاف شان بود اما زمانیکه درنتیجه به قدرت سیاسیي رسیدند و ساختار های مختلف دولتی واداری خویش وکشور را اعمار کردن ادعا دارند وزارت دفاع، داخله، امنیت و وزارت مالیه دارند. درین رأس و درمجموع اداراه وساختمان این ادارات به دست خود شان بوده و آنرا بیش از یک دهه رهبری و اداره میکردند. برای ایجاد، انکشاف و تداوم آن ملیارد ها وبیلیون ها دالر و پوند از جامعـﮥ جهانی به نام قرضه ها و کمک های بلاعوض دریافت کردند، خون هزار ها هزار هموطن را در ساختار و حمایه آزآن ریختند، چګونه میتوانند درین مقطع زمانی خلاف تمام ادعا ها وعمل کرد های خویش درخواست داشته وعمل کنند. از صد ها مثال تخلف مقامات دولتی فعلی چند مثال می آمورم:

- آقای حامد کرزی ريیس جمهور کشور و رییس ادارﮤ دولتی که خود وزارت مالیه و بودیجه دارد وهمه مسایل مالیه وبودیجه را رهبری میکند و دیګر آن فرد و شخصی درکوه ها و محلات قبل از به رسیدن قدرت سیاسی نیست، چطور میتواند از ګرفتن پول های به صورت غیر قانونی، در خریطه ها و غیر مشروع به عنوان اینکه کارشان را آسان ساخته، کتابچه مصارف دارد و درمورد به آقای جورج بوش درزمان مسافرتش به امریکا خبر داده و ... موضع شرم تاریخی، عملی جرمي، خلاف نورم های دولتداری را مرتکب شود و آزان دفاع کند. حد اقل حالت عصر خفتن است. عصر یکه درکوه بودی تا عصر یکه در ریاست جمهوری است فرق میکند. 
- آقای تورن اسماعیل وزیر آب و برق وقبل از آن والی و ... که درصف اول با جناب حامد کرزی رییس جمهور کشور قرار دارد و صلاحیت های فوق العادهء حتی خارج از قانون (قانون منم) را در هرات درمورد ګمرکات و مالیه و ..... عملی کرد و درموارد زیادی مانند تخلف کار دست اول از قانون درین بخش عمل کرده وجزء اداره و دولت حاکم است. حاکمیت که دراساس در صدها مورد شهرت و سوابق کاری افراد تحصیل کردﮤ مسلکی نظامی را ګرفتند و عوض آن عکس های افراد داخل سمت، حزب و ګروپ خویش را در ادارات امنیتی با جعل داخل ساخته و ملیارد ها ملیارد پول جامعـﮥ جهانی را حیف ومیل کردند وحالا واپس میخواهند به همان عصر دورﮤ قبل از حاکمیت سیاسی تنزل کنند؟ اظهارات ، سوال، موضع (مصاحبه تورن اسماعیل وزیر آب و برق با مجله آلمانی) و موارد است که به صورت مسلم وواضح وزیر دولت خلاف تمام نورم های دولت داری و عقل سلیم است ودیده میشود که عصررا خفته است. این مصاحبه به صورت واضح دلیل مستند و به موقع سوق جناب شان به تقاعد باعزت و پرداختن و تمرکز شان به امور عبادت درکنج مسجد ودعا درحق ملت که خداوند این ملت را از شر معذورین، دشمنان و مأمورین دشمن رهایی بخشد. 
بحث (الف) تخلف از قانون و بحث (ب) دفاع خودی بحث های بس جالب و حساس حقوقی اند. درقانون موارد است که نه کردن کاری که باید شود وکردن کاری که باید نشود هردو تخلف ومورد پیګرد عدلی قرار میګیرند.
الف: تخلف از قانون : معاون څارنوالی افغانستان میګوید، به افغانستان کسی موتر ضد مرمی وارد کرده میتواند که امررییس جمهور را داشته باشد. عجب قانون وقانونیت زمینه ساز برای فساد اداری که وارد کردن و عدم وارد کردن امتعه به یک کشور عوض تنظیم شدن توسط قانون به امر ارګان اداری مربوط ساخته شود و مرجع عدلی وقضایی به آن استدلال هم کند. درین راستا عدم تمرکز مرجع قانون ګذاری به این امر مانند صدها مطلب دیګریکه که باید مرجع قانون ګذاری باید کلید حل میساخت، تخلف است از قانون که مرجع قانون ګذاری مرتکب آن شده.
وزیرمالیه کشور موتر های بس قیمتی را از مرجع کار قبلی خویش به محل کار جدید خویش با خود بدون پرداخت مالیه وګمرک حتی درمرجع اولی باخود میاورد و کاری را که مرجع قانون ودرقانون تعین شده تخلف نموده و به مرجع اولی که موتر های قیمتی به آن مربوط است هدایت میدهد تا اسناد روان کنند که وزرات مالیه از مالیات شان تنقیص کنند. این یک مثال خورد مانند سرکردﮤ مرجع مالیه ګیرندﮤ در یک کشور است که باید نمونه و سمبول برای دیګران باشد. ازین قبیل هزار ها هزار تخلف مراجع اداری (والی، وزیر، ريیس ګمرک، دفاتر ریاست جمهوری) از صدور همچو فرمان ها دیده وشنیده و اجرا شده که مرجع اداری از مراجع قانون ګزاری، عدلی و قضایی بالاتر عمل نموده و درموارد ایشان را تعویض میکنند. 
ب: بحث دفاع خودی بحث بس جالب وحساس است. کسی به خانــه ای کسی به صورت غیر مشروع داخل شد وصاحب خانه با استعمال قوه به شمول قوﮤ ناریه وسلاح به فیر مرمی متخلف را از پا دراورد، متخلف افتاد و ناتوان شد. درین صورت و با این عمل دفاع کننده به شخص متخلف وقاتل مبدل میشود. جناب جنرال .......... و همکاران در سالهای ۲۰۰۱ به صفحات شمال برای دفاع ازکشور؟! رفتند ومتخلفین؟! را دستګیر کردند که تا این مرحله مطابق به قوانین نافذ کشور و جهانی ادای رسالت؟! است و دفاع خودی که برای آن از وسیله قهریه و ناریه استفاده شد وتوجیه ګردید. اما به مجرد اینکه متخلف؟! را اسیر کرد وباز در کانتینر ها انداخت و قبل از محاکمه نسل کشي کرد و به دشت های لیلی و دیګر جای های به قتل عام پرداخت. این حالت همین مدافع و پولیس و نګهدارندﮤ امنیت؟! به قاتل و جنایت کار مبدل شد وباید مورد پیګرد عدلی و قضایی قرار ګیرد. اما چون به استاد کار نقل مانده خیرو خیریت و درظرف ۱۳ سال بهترین امتیازات در اختیارش است. 
مثال های از سینه بریدن های در افشار و دیګر مناطق کشور، رقص بسمل، زنده بګور کردن های، قتل های دسته جمعی در چاه آهوی پنجشیر، سقوط دادن های از بلندی های کوه، از هوا پیما پرتاب کردن ها به پلیګون های زندان پلچرخي زنده به ګور کردن ها، لواطت با مردان مسن وغیرمسن در پیش روی فامیل وعکاسی ها و مستند سازی ها، بمباردمان ها کور و کر، تصفیه های قومی و نسل کشی، ګور های دسته جمعی، و ....... از صدها تخلف که تحت ایدیولوژی های چپ و راست و دور ونزدیک، به نام حقوق بشر ونظم عدالت جدید ومبارزه علیه کفر و الحاد واین و آن در ۴۰ سال ګذشته همین انسان اشرف المخلوقات مرتکب شده و هنوز هم تراژیدی ادامه دارد. 
اما حاکمیت فعلی تمام این تخلفات درطول ۱۳ سال ګذشته را کنار ګذاشته، در پیګر متخلف جزایی اقدام لازم عملی نه کرد وحال که انتخابات ریاست جمهوری در پیش است استفاده سیاسی میبرد و از احساسات نیک مردم وخانواده های قربانیان جنایت سوء استفاده میکند. به یقین به اساس اصل نه کردن کاری که باید میکرد و کردن کاری که باید نمی کرد، اصول اخلاقی و سیاسی و وجدانی این دولت متخلف شناخته شده ودرمورد عدم دقت خویش فکر میکند که این بار باز هم بازی خواهد کرد و فریب خواهد داد اما به یقین و واقعاً عصر را خفته است. 
ما حق داریم از ګردن و ګریبان همان های بګیریم که قدرت سیاسی درکشور داشتند ودر زمان حاکمیت شان درکشور اعمال جنایت بار صورت ګرفته. ما حق داریم از ګریبان انهای بګیریم که حزب و سازمان داشتند و این حزب وسازمان جنایت وتخلف کرده. حافظهء تاریخ و قضاوت آن سخت بی رحم است. اما هرکه دریک حزب وسازمان و یا سازمان حاکم بود حتماً جنایت کار ومتخلف نیست.
. برخورد عام سازی به ګروه وکسانی که دریک مقطع زمانی ویا دریک لست کدام حزب و سازمان بودند تأثیر معکوس داشته به قوت، حرکت، جمع و جوش وهمبستګی این ګروه های دیروز قوت بخشیده و زمینه ساز سوء استفاده جویان را مساعدت خواهد کرد. استفاده جویان که ما دیدن وقوت شان را نمی خواهیم. با عام سازی نباید عملی کرد که این عام سازی و در یک جوال انداختن و تأثیر ناخوش آیند معکوس (کنتراپرودکتیف) که سبب تقویت شان شود، روی دست بګیریم. 

درین حالتیکه به اساس محاسبات دولت همه چیز از ظاهر امر در رابطه به انتخابات تحت کنترول دولت موجود است، کمیسیون به دست خودش، رنګ و قلم و صندوق به دست خودش، عسکر وپولیس و امنیت به دست خودش و امتیازات به دست خودش، پول های مشروع و غیر مشروع، بانکهای به تاراج برده شده و باقی در خدمت اش، مسأله امنیت و ...... سوال مطرح است که درین شرایط براه انداختن انتخابات ورفتن به انتخابات درست ومظهر ارادهء ملت و سبب تشکیل حاکمیت خواهد شد که از ارادهء ملت برخواسته و قوت ملت را به خود داشته و این کشتی و قایق تیتانیک را نجات دهــد؟ مسأله عقد پیمان امنیتی با امریکا و مسایل داخل دیګر کشور که محاسبات ظاهری نشان میدهد که دولت و حاکمیت عصر را خفته و هنوز هم فکر میکند که ملت را فریب خواهد داد. 
به یقین ملت ما بیدار است و باید دولت موجود بداند که به بازی های نپردازد که موجب اشتعال بیشتر آتش شده و خونریزی وبرادر کشي بیشترګردد. 
بر پیشتازان کشور ما ست تا پیګیر سالت خویش را اداء به ګرد خدمت ګاران خویش جمع شده و در هر قدم ملت را برای تصمیم ګیری درست و بیداری بیشتر مساعدت خیر نموده و صدای خویش را متحد و فشرده سازند. پایان 
 

دوکتور صلاح الدین سعیدي – سعید افغاني ۰۲/۱۰/۲۰۱۳

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب