08-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

خطاب به پارلمان و مسؤولین دست اول کشور!
08-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

خطاب به پارلمان و مسؤولین دست اول کشور!
همه روزه در مطبوعات کشور مطالب را میشنویم که با شنیدن بخش ازین مطالب و مواضع چنین برداشت، تصور واطمینان حاصل میشود که گویا در کشورما درزمام امور قحط الرجال است و یا کار به اهل کار سپرده نه شده وهمین هم یکی از دلایل عمدﮤ ادامـﮥ تراژیدی و عامل ادامـﮥ رنج وعذاب ملت ما و موجودیت خطر صلح جهانی درمنطقه میگردد. به یقین در داخل و خارج کشور وحتی در نظام حاکم؟! موجود افغانستان افراد و شخصیت های وجود دارند که هم مشکل را میدانند و هم راه حل آنرا. اما درسیستم قرار دارند که در صورت قدعلم کردن در برابر آن، مشکل این شخص اضافه شده و حد اقل و در حالت خوب از سیستم زنده وسالم افراز خواهد شد. 
درتاریخ پُر تلاطم بیشتر از سه دهــﮥ اخیر کشور مسایل زیاد است با دیددوباره به نواقص و خطای آن متوجه شده و آنرا حد اقل غیر قابل قبول میدانیم. اما ما درحال قرار داریم و باید به آن متمرکزی شد. ګذشته را نه خریده میتوانیم، نه پاک کرده میتوانیم و نه هم تغییر داده میتوانیم. حال و آینده مطرح است.درین حال و اینده مسایل زیاد اند که باید بهتر واصلا شود اما عوض عام ګویی های به دو موضوع مشخص حاضر مانند مشت نمونــﮥ خروار مختصراً متمرکز میشوم:
رئیس جمهور، وزیر، والی و یا شخص داست اول پست سیاسی واداره در حکومت شخص جامع الکمالات نیست و بوده نمی تواند. متخصصین فن دررشته های مختلف مطالب را چوکات بندي کرده و در اختیار شخص اول قرار میدهند و شخص اول اداره مانند اتوریتـﮥ سیاسی و مشروع در چوکات آن تدابیر گرفته، موضع میگیرد و حرکت میکند. 
مشخص تر: شخص اول کشور قبل از دیدار با گروهی (مثلا ملاقات چند روز قبل جناب حامد کرزی با دکانداران سرای حریق شده درکابل) ویا شخص با متخصصین فن (کم و بیش ۱۰۰ مشاور وزیر) نشسته مطرح میکند: با کی ها ملاقات دارد؟ چې مسایل مطرح خواهد شد؟ چه میخواهند؟ و من (ما) چه کرده میتوانیم ؟
جناب حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان با دکانداران مذکور چند روز قبل نشست داشت و وعده ها، سفارش ها و هدایات داد که در دولت داری به این نحوی برخورد غیر دقیق و قابل قبول نیست. مثال می آورم:
تکس و مالیه، اندازه، تعلیق و معافیت و عدم معافیت آن باید در قانون ذکرباشد و است. هیچ مرجع به جزء از مرجع قانون گذاری درین راستا حق تصرف را به شمول رئیس جمهور، بدون تصویب قانون (مانند کلید) ندارد. 
اصول دادن قرضه به تاجر، بانک و بانکداری شرایط آن روشن است. مداخلــﮥ خارجي به صورت غیر ستندرد به حالت کابل بانک منجر میشود واین مجاز نیست. 
مسأله نورم و ستندر د رمسایل امنیتی حریق و بیمه (انشورنس) و تدابیر مربوط مانند کلید سازی راباید روی کار کرد. 
اگر شخص اول کشور کار مدیر مبارزه با حوادث غیر طبعی و مدیر بانک را اجرا کند ، این روش خوب دولتداری نیست. و.....

مسأله دوم خبر عدم آگاهی شکایت سناتوران (پارلمان و شورای صلح ) ومسؤولین دست اول جانب افغانی از وظایف و استقامت اساسی کار شان است. عوض کار کلیدی تلاش دارند به امور خورد وریزه متمرکز شده، کمیسیون های پارلمانی به عوض مراجع عدلی و قضایی به عوض کلید سازی به حل وتصمیمی ګیری روی قضایای انفرادی مانند منازعات تصرف زمین بین دوشرکت و .... نشست های دارند و درین اواخر سناتوران افغان شکایت دارند که از رهایی( ۸- ۱۰ شخصیت) رهبر حرکب طالب به شمول ملابرادراز جانب پاکستان آگاهی ندارند. 
درپاکستان بیشتر از ۷۰ هزار مدرســﮥ دینی وجود دارد که مراجع دولتی پاکستان در آن امکانات وسیع دارند و هر زمانی که خواسته باشند، صدها شخصیت ومرد جنگی و مدبر مانند آقای ملا برادر، روی دست گرفته میتوانند و پاکستان درین پرچون فروشي و ایجاد مشکل برای مردم افغانستان، مردم مظلوم منطقه و خطر صلح جهانی تجربــﮥ کافی دارد. قرار تمام شواهد پالیسی سازان پاکستان نه پروای اسلام و نه هم حقوق بشر و آزادی را دارند، بلکی برای تحقق اهداق خویش منتظر وقت مناسبتر و سال ۱۳۹۳(۲۰۱۴م) اند. پاکستان جیب پُر میکند و تجارت به خون و باروت از جانب حکام نظامی و پالیسی سازان اصلی پاکستان و افراد شریر ادامه خواهد داشت. 
باید کاری کرد و پارلمان و مسؤولین دست اول ما و افراد خیر خواه دارای امکانات عملی باید کاری کنند که مشکل دراساس حل شود و کلید اساسی را تهیه بدارند. برای مثال چند مطلب ذیل که تمرکز این سناتوران ومسوؤولین امور را بران میخواهیم: 
اولتر از همه روشن ساختن اینکه مصالحه و تفاهم سیاسی با مخالفین مسلح و غیر مسلح چیست؟ 
ما در افغانستان کدام نوع نظام و دیموکراسی را خواهانیم؟ 
ما از جهان و جامعــﮥ جهانی چې میخواهیم و جهان از ما چه میخواهد؟ و .... مطالب اساسی وکلیدی. 

به فهم من آنچه در بیشتر از یک دهه درکشور ما تحت نام دیموکراسی، اقتصاد بازار آزاد، دولتداری و حکومتداری خوب ، سیاسیت کادری و سیاسیت منطقوی و قومی و بلاخره مصالحهء سیاسی صورت گرفته مفاهیم دقیق وحل کننده مسایل به صورت واقعی نبوده ونیست. اکثر مسایل به صورت غیر دقیق و ماستمالی شده و شکل غیر دقیق و نادرست مسایل روی دست گرفته شده و عملی شد. پروســﮥ فریب و عدم اعتماد ادامه دارد و سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴م) به سرعت نزدیک میشود. ما وقت برای ضایع کردن نداریم. نباید با ضایع کردن فرصت های بیشتر را به نظامیان پاکستان بیشتر مهیا کرد. از شکر رنجی های خورد و تفاوت سلیقه بگذرید و مسایل اساسی کشور وامر صلح عادل و شامل متمرکز باید شد. این خیانت و جفا را نباید به حق ملت افغان باز روا داشت. 
مصالحه و تفاهم سیاسی بی هویت سازی نیست. 
مصالحــﮥ سیاسی توافق به هر قیمت هم نیست. 
وضع کنونی در کشور چنین است که عـــدﮤ تاحدې درمورد نتایج تلاش های صلح نا امید اند و به رسیدن به توافق سیاسی کم باورو بی باور اند ویا مفاد شخصی خویش را تحقق آن نمی بینند. حالت يأس و ناامیدی مجاز نیست. مواضع خیر وامر صلح و تفاهم نیک افغانی را به مفهوم واقعی کلمه تعریف و بیان و منطق آن را عام ساختن ضرورت است. پارلمان کشور باید درین راستانقش محوری داشته باشد. 
مردم ما برحق ازین پنهان کاری ها و حالت سردرگمی حراس دارند. حراس دارند که معاملـــﮥ خاینانه سر ملت برای بقا در قدرت و یا رسیدن به قدرت به اساسی معاملــﮥ خاینانه بدون انتخاب ملت صورت نه گیرد. 
سناتوران و مسوولین دست اول عوض تمرکز به رهایی و عدم رهایی چند سرکردﮤ حرکت طالب باید به اساسی مسأله و برخورد پاکستان درین مسایل و حل اساسی این قضیه است. راه حل های کلیدی اساس است تا رهایی چندزندانی. مسایل دارای اهمیت کلیدی در مسایل مانند روشن کردن تعاریف، حدودو ثغور صلح و ماهیت برخورد همسایه های طماع افغانستان، جمع و جور کردن خود و .... و امر صلح کامل وشامل اساس سخن وکار است. 
باید متمرکز شد که موانع تفاهمات سیاسی و مشکلات آن کدام های اند و راه حل چیست؟ این مسایل باید به صورت کلیدی حل شوند تا بحث بر سرزندانی مشخص.
مصالحـه و مذاکرﮤ سیاسي که ما به آن سخت محتاج ایم و ضرورت داریم باید به صورت عمده مانند یک پروســﮥ اعتماد سازی، به این متمرکز باشد تا زندگی سیاسی متمدن شود. بجای تفنگ، باروت، تانک و انتحاری، اساس و انتخاب عقل، منطق و سخن انسانی برتریتب پیدا کند. لذا مصالحه و مذاکرﮤ سیاسی درواقعیت زمینه سازي برای گرفتن مشروعیت نسخه های خویش از مردم و انتخاب مردم. مردم ما مسلمان اند و انتخاب خویش رادارند. سناتوران و مسؤولین دست اول باید به مسایل کلیدی متمرکزی شوند.
مصالحه، توافق و مذاکرﮤ سیاسی نه هم فریب یک دیگر و نه هم تلاش برای ادغام یک دیگر. 
سازمان دهی وتمویل نشست های بین الافغانی توسط پارلمان افغانستان که ممد این پروســﮥ تفاهم سیاسی شود باید از جانب پارلمان افغانستان به صورت عمده مساعدت شود. 
کار وسیع و دوامدار برای نشست های بین الافغانی در داخل و خارج از کشور که حق انتخاب ملت را تعویض نه کرده و به جای ملت تصمیم نگیرند، ضرورت جدی است. 
مصالحه و توافق سیاسی نه هم بی هویت سازی یکدیگرونه هم قبول حتمی نسخــﮥ متقابل است. 
بحث و تمرکز بر قبول و عدم قبول نسخــﮥ یکدیگر در مرحلـﮥ اعتماد سازی و توافق برای انتخاب مردم عدم درک عمق مسأله است. پا فشاری درجای، محل و وقت و از جانب نامناسب است. مرجع قبول و عدم قبول نسخه مردم اند. وآنهای کې درنشست های بین الافغانی بنا بر ملحوظات مختلف گرد هم آمده اند مانند آغاز کار ضرورت و قابل فهم خواهد بود اما نمایندﮤ منتخب مردم نیستند. ضرورت است عُمق و بُعد این مسایل، حدود وثغور آنرا پارلمان افغانسنان روشن و به توافق برسند. 
اگر دیموکراسی و نظام دیموکراتیک حاکمیت مردم، توسط مردم و برای خدمت و پرورش ارزشهای مردمی است. اول اینکه ارزشهای افغانی با بخش از ارزشهای جوامع دیگر فرق میکنند و دوم اینکه مراعات ارزشهای معیین وتوجه به تفاوت این ارزشهای درموارد معیین را باید رعایت کرد و همان قسمیکه به نسخه های خویش معتقدیم که حق ماست، نباید آنرا بر دیگران دیگران تحمیل کرد. ما آرزو داریم دیگران با ما موافق باشند. اما آرزوی خویش را بردیگران تحمیل کردن خطا ست. مشکل در مرحلــﮥ اعتقاد به راست بودن و برحق بودن نسخه های خویش نیست. ما باید به راست بودن نسخه های خویش باور داشته باشیم. این است مسایل که باید پارلمان افغانستان به کلید سازی متمرکز شود ودرین راستا ابتکار عمل را بدست گیرد. 
باید درچوکات متمدن توافق کنیم که مازمانی حق تطبیق نسخــﮥ خویش را در مسایل کشوری داریم که مشروعیت آن نسخه را از ملت بدست آوریم. مردم ما مسلمان اند و انتخاب یک مسلمان واضح است. نقش عالم و روحانی درین راستا نباید تعویض کنندﮤ ملت مسلمان باشد. حی پیامبر اسلام محمد (ص) جانشین خویش را انتخاب نه کرد وسخن نهایی را به ملت مسلمان گذاشت. 
با درنظر داشت تحلیل کوتاه فوق آنهای که در مسایل مذاکره و مفاهمــﮥ سیاسی بر پیش شرط های غیر از پیش شرط افغانیت ، اسلامیت و انسانیت تأکید دارند، التیماتوم و تهدید را پیشه کرده اند و قبل از مراجعه به مردم در تلاش گرفتن مشروعیت نسخه های خویش از طرف های نسشته در کنفرانس و نشست افغانی اند به یقین خطا میکنند. این افراد و گروه ها عُمق مطلب را درک نه کرده اند. باید روشن شود که نشست بین الافغانی به مفهوم مصالحه و مفاهمـﮥ سیاسی دریک کشور به معنای تشکیل ائیلاف، اتحاد و حزب مشترک سیاسی و یا جبهـﮥ مشترک هم نیست. 
بشریت درقرن بیست ویک برای اندازه گیری و مشروعیت نظریات خویش که آنرا در سطح کشور عملی کردن میخواهد باید ازهمین وسیلــﮥ انتخاب و مراجعه به مردم کاربگیرد وامکان انتخاب دیگر مشکل ویا ناممکن است. الله تعالی درعالم اسباب درقرن حاضر همین را در اختیار ما قرار داده و انتخاب مسلمان روشن است که راه حق را انتخاب کند. 
باید برای این مسایل کار عملی صورت گیرد که درافغانستان قوانین خوب تصویب و بدون معافیت بر هرکس تطبیق شوند. 
مصالحه تطبیق عدالت وقانون برهمه یکسان است. تازمانیکه عدالت نباشد، صلح نیست. 
برای رسیدن این حالت باید پیگیرو استوار زمینه سازی کرد. این است کار پارلمان و دولت افغانستان.
اینها اند نمونه های از مسایل کلیدی که پارلمان – سناتوران و افراد کلیدی کشور باید به آن متمرکز شوند. 
این نه به گریه میشود نه هم به زاری و نه هم با تلاش غیر علمی. حسبنا الله نعم المولی و نعم الوکیل.

پایان بې پایان 
تیلفون:۰۰۴۴۷۸۸۶۴۷۴۶۳۸ mstrategicstudies@yahoo.co
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب