07-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

آیا حاکمیت کابل با مصلحت ګرایی وداع کرده ميتواند؟
07-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

آیا حاکمیت کابل با مصلحت ګرایی وداع کرده ميتواند؟

توبه و پشیماني کردن از ګناه  و تخلف به معنای تعهد به عدم تکرار آن، تلاش وعمل برای اصلاح خطا، اشتباه وتخلف،  تصحیح آنچه تصحیح شدني است و اخذ تدابیر وبرنامــﮥ عملی برای جلوګیري ازتکرار و ادامهء همچو اعمال آغاز خوب و قابل پاداش است. درهمچو حالات قبول و پذیرش تخطی به منظور تذکیه  و پاکي داوطلبانه که عملا برتریت معیین برخورد معتقدین با غیر معتقد به خالق این کون ومکان وصاحب روز عدالت را نشان میدهد، مطالب و مسایل اند جدا قابل دقت و ستایش.
این برخورد و رسیدن به این مرحله به صورت صادقانه و از عُمق ایمان به انتخاب راه درست و دست کشیدن از تخطی برای آغاز کار ضرورت و آغاز خوب است.  توبه و پشیماني  و قلبا تعهعد اصلاح به این مفهوم به معنای اصلی کلمه بوده و پذیرفتني است.
اما بردلهای الله تعالی عالم است و ما ظواهر را مبینیم.
همین جملــﮥ اخیر یکی ازمسایل اساسی برای ما انسانها است ودرین رابط سوالهای نیز مطرح میګردد که درمدت بیشتر از یک ده وقت ضایع شده و فریاد های مردم درین عرصه وعملکرد تخلفات صریح درین عرصه را میتواند درین  یکی دوسال باقی مانده دورﮤ زمامداری با همچو تعهدات ترمیم و تصحیح کرد و عملا شواهد درین راستا برصداقت این برخورد ګواهی میدهد ویا هم این تاکتیک دیګر باقی ماندن درقدرت به طریق و حیلـــﮥ دیګر است؟
و آیادرین مدت کوتاه حاکمیت امروز خواهد توانست تصحیحات درتخلفات صریح درسیاسیت کدری واداری ، اقتصادي و سیاسي که سبب این بُن بست شده و افغانستان دارد سیر قهقرایی میپیاید و درمحاسبات جهانی از کشور هفتم فساد  به کشور ششم تنزل کرده چیزی ازدست اش ساخته باشد؟
آیا با تمام اراده و صداقت آیا این حاکمیت میتواند و ظرفیت های مسلکی و مشروعیت وی را چنین فرصت و امکان خواهد داد که درین مورد تدابیر مؤثر اصلاحی درعمل اتخاذ کند؟
وی خواهد توانست دیګر انتصاب دیپلومات ها و چوکي های پُـردرآمد خانواده ګي  و حلقات مافیایی حاکم را براصول دولتداری مُدرن به اساس مشروعیت سیاسی و مشروعیت مسلکی ووفاداری به آرمانهای ملی و مردم  استوار سازد؟
آیا خواهد توانست درمسایل اقتصادی شفافیت لازم را برقرار و بستر های لازم حقوقی ایجاد کند که منافع و مصالح کشور اولویت پیدا کنند و سیستم چنان عیار ساخته شود که مانع تخلفات و عدم شفافیت های درمسایل اقتصادی کشور باشد؟
آیا خواهد توانست که سیستم ایجاد شود که عوض افراد سیستم عیار شده و قانون حاکمیت داشته و دست قوی حاکمیت قانون برهمه دست ها بالا باشد؟ درصورتیکه حاکمیت قانون به مفهوم معین حاکمیت به معنای حاکمیت اجرا کنندهء قانون پنداشته میشود و مجری قانون به معیار های روابط شخصی، خانوادګي و جیبي صورت ګرفته باشد، چنین حُکام میل و توانایی برای تطبیق درتوانایی این حکام خواهد بود؟  
و بلاخره درصورتیکه از مفاهیم دیموکراسی و کودکس های آن برداشت وتعابیر غلط شده باشد و مصلحت ګرایی درنظام دیموکراتیک به مفهوم درنظرګیری خواسته ها ومطالبات مشروع احزاب سیاسی برنده درانتخابات آزاد  و شفاف درنظر ګرفته نه شده، بلکی مصلحت به مفهوم نادرست کلمه و عوض  مصلحت نظام و مصلحت سیاسی به مفهوم مصلحت حلقات مافیایی، قومی ، خانوادګی ومعافیت های غیر مشروع دربیشتراز یک دهه عملی شده و به این ترتیب دیموکراسی و ارزشهای ها درنظر مردم منفور و ناکارآمد معرفی و تجسم شده، و به این ترتیب حالت غیرقابل قبول و ایجاد کنندهء مشکلات بزرګ درآینده های نزدیک ودورکشور و جامعهء جهانی  شده باشد و مصلحت ګرایی عملا دامن زدن به تفرقه های قومی و لساني و منطقوی دامن زده باشد و آنرا عملا چاق نموده و برای خانه جنګی های آینده عملا آماده کرده باشد، میتواند آنرا درین مدت کوتا اصلاح کند، خاتمه بدهد و به آن وداع صورت ګیرد؟
 
ما به صورت واضح میبینم که فرصت های طلایی از دست میرود. سال ۲۰۱۴ نزدیک شدني است و جوانب مختلف، کشورهای همسایه، سازمانهای و احزاب سیاسی مطرح با زمان بازی دارند و انتظار آنرا با اهداف خاص و امکانات وسیع خویش ، روز شماری میکنند.
 
توصیه میکنند و میګویند نباید بدبینی را اشاعه کرد، قلم بدستان درامرخیرو خوش بینی را باید  تشویق و ترغیب بدارند. بزعم شان ګویا قلم بدستان نباید زهر پراګني کنند و و... و اینک ګویا ما دیګر تخلف نمی کنیم و دست از مصلحت ګرایی برمیداریم و....
 
اما به یقین ودرعمل  چنین امید واری ها وجود دارد وامکانات عملی شان به ایشان چنین اجازه را خواهد داد تا از چرخ مافیایی  که خود ایجاد کرده اند و  براه انداخته اند،  بیرون شوند و یا برعکس آن عمل کنند؟ 
شواهد تاریخی و تجارب مشابه نشان داده که درهمچو حالات خود این مخالفین درصورتیکه درتعهد خویش صادق باشندومقابل چرخ مافیایی عمل کنند ازآن افراز شده و به بیرون پرتاب خواهند شد وچرخ مافیایی کماکان به فساد وتخلف ادامه داده.
شواهد نشان داده که این چرخ مافیایی ازخارج از سیستم قابل شکستن است تا از داخل. اما اګر درین راستا معجزه شود که تقریبا غیر ممکن است کار دیګر خواهد بود.
ما می بینیم که سیاست مصالحه و تفاهم سیاسی، اقتصاد بازار آزاد و دهها انستیتوت دیموکراسی به مفهوم غلط و جعل شده استفاده برده شده و این پروسه ادامه دارد و درموارد زیاد تصحیح و ترمیم عملا به نحوی ماستمالی شده و تدابیر برای فریب بکار میرود.
اګر واقعا درراستای تصحیح امور صادق اند باید زمینه این را مساعد کنند که احزاب قوی سیاسی  و جامعهء مدني رشد نموده و دردیموکراسی و نظام دیموکراتیک جایګاه خویش را داشته باشد.
درپارلمان و دولت احزاب سیاسی دارای سخن اساسي بوده و روابط شخصی وقومی و خانوادګي و جیبی به روابط همفکری وتوافق درنسخه ها برای حل مسایل کشوری سخن اصلی را داشته باشد.
انتخابات آزاد و شفاف صورت ګیرد وبرای این عملا تدابیر لازم ګرفته شده، تذکرهء تابعیت مدرن و دیګر اصول و قواعد تجربه شده درکشور ها وجوامع دارای سطح انکشاف مشابه کار ګرفته شود. انتخاباتیکه درنتیجــﮥ آن حزب برنده حاکمیت کند و حزب که ارای لازم را برای حاکمیت و مشروعیت نسخهء خویش بدست نه آورد قلبا قانع باشد که درین راستا تقلب اساسي صورت نه ګرفته وسیستم برای اجرای انتخابات آزاد و شفاف عملا تمام مساعی را به خرچ داده است و درنتیجه حاکمیت ایجاد شود که درآن حزب برنده و حزب بازند و تمام اتباع کشور حاکمیت خویش و ملت را درآن متبلور دیده و از آن خود بداند.
اما شواهد نشان میدهد که چنین تلاش صادقانه وجود ندارد و اکثریت مردم افغانستان و تحلیل ګران عینی ګرا میدانند که مسؤولین موجود این دولت و حکومتی و از جمله دررأس شخص اول ادارﮤ مبارزه با فساداداری آقای داکتر لودین خود تأکید دارد که ارادﮤ سیاسی برای محوی فساد اداری وجود ندارد. معنای دیګر این سخن این است که حاکمیت روابط مافیایی بر ادارﮤ کشور مسلط است.
تعجب آور این است آنهای که خود این سیستم وحالت را ایجاد کرده اند و خود عامل آن اند و درحالت خوب این حالت را  به اثر بی کفایتی و غیر مشروع بودن به میان آورده اند و عامل این وضع ناهنجار وغیر قابل تحمل شده اند شکایت دارند و ازآن ناراض اند وافاده میکنند که ګویا مرجع دیګر عامل آن است.
این فریب است و این غیر قابل قبول. افاده های افغانستان ګورامپراطوری های بزرګ و .... ازدهن کساني که به شانه ها ومیله های تانک شان  درافغانستان دیسانت شدند و برشانه های ملت مسلط شدند، واقعا تعجب آور و حالت مسخ بودن را نشان میدهد.
ما میبنیم و مسلم است که بخش از کشور های منطقه ،  احزاب ، سازمان های سیاسی مطرح مخالف حاکمیت موجود ادارهء جناب حامد کرزی با وقت بازی میکنند و منتظر سالهای بعد از ۲۰۱۴ اندو این حاکمیت فرصت های طلایی را از دست میدهد، توقع دیګر غیر از انتظار حوادث ناګوار را نمی تواند کشید.
بلی وضع ازین قرار و این و دهها سوال دیګر به صورت یقینی و منطقی نشان میدهد که این اقرار ها به تخلف و تعهد به بهتر شدن یک قدم دیګر درتلاش برای بقای قدرت به اشکال و انواع دیګر است و عملا از حیطه و صلاحیت این اداره تصحیح و وداع کردن به آن  عملا ممکن نیست. بلی این وداع درتناقض به ماهیت آنها بوده و ازین چرخ ایجاد شده خارج شدن برای شان تقریبا محال به نظر میرسد.  لذاباید منتظر حوادث بس ناګوار بود.
اګر اینها درین اقرار خویش صادق اند انتخاب و انتصاب افراد درپست های پُــردرآمد دولتی و سفارتخانه را باید معیاری سازند. اما انتخاب سفیرافغانستان درکانادا د دهها مقرری دیګر عکس این ادعا ثابت میکند.  
اګر اینها واقعــاً دراقرار و تعهد خویش صادق اند مفاهم مصالحــه ومذاکرﮤ سیاسی را نباید برای فریب و محوی یکدیګر وبه این ترتیب برای فریب و اغوای یکدیګر بکار نه برند.
اګر اینها دراقرار خویش صادق اند باید مسأله کابل بانک که بعد از افشاء شدن به تصفیه آن دیـر بعد تعهد کردند به صورت درست و عادلانه تصفیه نه کردند و نمی توانند واز غارت بردن پول ها و قرضه  های ګرفته شده به نام ملت افغان باید عملا واررسی و بررسی کنند. تمام شواهد نشان میدهد که چنین توانایی دروجود شان نیست و بوده نمیتواند.
اګر صادقانه اقرار دارند و عملا خدمت کردن و تصحیح اعمال غیر قانونی و نامشروع خویش را توقف دادن میخواهند باید درین راستا صادقانه دردهها مورد عمل کنند.
مردم افغانستان به کنه، عُمق و بُعد تمام اقوال و افعال آګاه اند و فریب نمی خورند. فهم، بینش و دانش مسلکی دارند و تجارب زیاد اندوخته اند. دیګر فریب نه می خورند.
از همه مهمتر ما یقین کامل داریم  وبیاد داشته باشید که  اګرحالا دست ملت به ګریبان شما جباران و متخلفین نمی رسد مرګ حق است و مزﮤ آنرا همه خواهد چشید و دردرګاه ایزد متعال از اعمال خویش جوابګو خواهید بود (..اینماتکونوا یدرککم الموت ولوکنتم فی البروج المشیده.- درهرجای باشید مزهء مرګ را چشیدني اید و لو اګر درقصر های محکم هم باشد. وماعلینا الا البلاغ المبین)
 
پایان

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب