07-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

دیموکراسی تقلبی و نقش مطبوعات درآن
07-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

دیموکراسی تقلبی و نقش مطبوعات درآن

بحق که افغانستان وجهان از ده سال قبل تغییرکرده وبه تعداد زیادی از وسایل اطلاعات جمعی درسطح ملی و بین المللی درمورد ادای رسالت مطبوعات و تحقق دیموکراسی و بلند کردن صدای ملت به نحوی ایفای وظیفه میدارند. همین حالا درافغانستان بیشتر از سي تلویزیون شخصي و بیشتر از ۱۵۰ رادیو و صدها نشرات چاپي  نشرات دارند.
بلی این یک دست آورد بزرګ پنداشته میشود و دست آورد هم است. اما عدم پیګیری درتطبیق قانون و عدم مراعات اصول و مقررات وموازین تجربه شده این موفقیت را نیز به چالش های جدی مواجه ساخته که بنیاد و اتوریتـﮥ دیموکراسي و جامعـﮥ آزاد را به صورت جدی خدشه دار ساخته و حتی مشروعیت  ومناسب بودن آنرا برای جوامع بشری مانند نظام و سیستم عادلانـﮥ ممکن بشری مورد سواد جدي قرار میدهد. بلی با بکار ګیری دیموکراسی تقلبی آن نقش را که باید مطبوعات درین راستا اداء کنند به علت موانع سیستمی وبرخې از عوامل دیګر نمی توانند اجرا بدارند. به همین علت است که عدﮤ تصور دارند  ونتیجه ګیری میکنند که این دیموکراسی و این آزادی مطبوعات و این اقتصاد بازار آزاد به درد نمی خورد وکارا نمی باشد. درحالیکه نقص اساسی درعدم تطبیق پیګیر اصول و موازین این مفاهیم و انستیتوت ها است نه درمبادي و محتوی ین انستیتوت ها. بلی بشریت همین دیموکراسی را با تمام کمبودی های معیین آن دارد که اګربه صورت دقیق، درست وپیګیر عملی شود، زمینه های خوب حاکمیت مردم و خدمت به انسان و انسانیت را ممد شده میتواند. 
من درین نوشته برخې ازین نواقص سیستمی را درپهلوی بخشې دیګر از عوامل که وضع نامطلوب را برکشور و جامعـﮥ ما مسلط کرده صرف دربخش مطبوعات می برمیشمارم وبیشترین بحث خویش راصرف درین رابطه خدمت تقدیم میدارم.
شواهد تاریخی ګواه است که  حضرت پیامبراسلام محمد مصطفی (ص) زمانی از مکه به مدینه هجرت کرد که درمدینه زمینـﮥ ایجاد حاکمیت اسلامی مهیا شده بود. به مفهوم اینکه پیامبراسلام  بعد از رسالت و بعثت تحت سلطــﮥ حاکمیت غیر زنده ګې نه کرده. این حالت بُعد وعمق و فلسفـﮥ عمیق خویش را دارد که برعلاوﮤ دیګر توانسته به صورت استوار و بدون تزلزل درخدمت اهداف مقدس وادای رسالت بس عظیم به صورت پیګیرو متین کار کند واستوار باشد. این بخش از زنده ګي پیامبر اسلام نیز به مشیت الهي د عالم اسباب به نحوی خود برای ما نیز الهام بخش است.
حالت عموم وبه شکل و صورت وسیع:
با تأسف و محاســـبــﮥ بس سادﮤ ومنطقی مسایل به صورت واضح درمیابیم که عدﮤ زیادی از مسؤولین درجه اول کشور به شمول شخصیت ها، ګروه ها  واحزاب سیاسی مطرح امروزی کشور به شمول آنهای که اتوریته های طبیعی نیز اند از دست  و تسلط شبکه های استخباراتی خارجې ذیدخل و سخت مصروف وطماع به افغانستان و سرنوشت آن، درقدم اول پاکستان وایران ګذشته اند.
این حالت ودوسیه های اوپراتیفی و استخباراتی این مسؤولین و افراد مسلط براریکـﮥ قدرت درافغانستان  وبخشې از قوماندانان جنګی بنابر عوامل مختلف سبب و تحت سلطه ماندن و تأثیر منابع استخباراتی غیر ، خاصتا پاکستان و ایران کما کان ادامه دارد.
عدﮤ بنا بر تهدید، ضرورت به شفاخانه و تداوی، عدﮤ بنابر بودن فامیل های شان درین کشورها وعدﮤ هم به با خبری از سرنوشت ملابرادر( یکی از رهبران طالبان که بعد از حاضرشدن به مذاکر به جانب افغانی از جانب پاکستان دستګیر و تاحال لادرک است)، ملاعبیدالله (وزیر دفاع طالبان – درزندان پاکستانی کشته شد. )، ملاربانی(رهبر طالبان درکابل دروقت حاکمیت اوشان. زهرداده شد ودرپشاور وفات کرد.) ، ملابُرجان (وزیردفاع طالبان که بعد از اظهارات حمایت از داکتر نجیب درقسمت سروبی از جانب پاکستان کشته میشود.)، رئیس اتحادیه ژورنالستان افغانی که درمکروریان کابل سال ګذشته به طورمرموز و بنابربعضی روایات ازجانب منابع ایرانی، ترورو کشته میشود. تیزاب پاشی وقصد قتل نویسنده وتحلیل ګر توانا ګشور آقای رازق مأمون به اشارات منابع ایرانی. وسرګذشت های  صد ها و هزار های ګم نام دیګرافغان که به این ګونه قربانی شده اند درادامهء این تراژیدي مردم ما تأثیرات بس مرګبار روانی و زمنیه سازی برای درخدمت ماند اجنبي ګذاشته است.  
این حالت سبب شده که عدﮤ همین حالا هم به صورت عینی وضع را دیده وترس دارند که اګر درمسایل جانب افغانی وخدمت به وطن و جانب دفاع از ناموس وطن عدالت را بګیرند به سرنوشت فوق مواجه خواهند شد و یا کُرسی های دولتي که به قدرت رساندیه شده اند  ازدست شان ګرفته خواهد شد.
ازلحاظ سیاسی و درعصر امروزی افتضاح بیشتر و بالاترسیاسی ازین نیست که شخص اول دولت اعتراف میکند که بلی از ایران پول دریافت میکند و کتابچــﮥ مصرف را به جانب ایرانی نشان داده است.  هیچ انسان معقول وهیچ عقل سلیم قبول کرده نه خواهد توانست که این پول خیرات است و یا صرف وصرف رایګان داده شده. بیاداریم که آقای سپنتا قبول  پول رشوت داده  توسط ایران  نه پذیرفت و رد کرد. به یقین ومنطق سخن  ګفته میتوانیم که همچو پرداخت های غیر مشروع ،  حرام و غیر قانونی به تمام مراجع مسؤول رسمی و غیر رسمی و احزاب وسازمان های وابسته به منافع ایرانی به صورت وسیع صورت ګرفته ومیګیرد.
مسلم و غیر قابل انکار است که بخش از اجیران ایرانی به زور وپول ایرانی به عضویت درپارلمان و حکومت افغانستان راه یافته اند. به یقین ګفته میتوانیم که رهبران معیین سیاسی متعلق  و خدمت ګار به اهداف ایرانی وپاکستانی درافغانستان کم نیستند. دلیل آن ساده و عام فهم است. موضع ګیری و عمل کرد های به نفع اهداف این منابع خارجي پاکستانی و ایرانی به صورت واضع ثبوت ادعای ماست.
منطق و شناخت ما از حالات مشابه درجوامع مختلف بشری و ترس این مقامات اجیر دشمن  از برملا شدن و  تهدید این منابع استخباراتی و یا هنوز هم با ګرفتن پول های بې شمار ایرانی این مراجع به صورت عملی  به خدمت برای اهداف ایرانی ادامه میدهند. حاکمیت هم برای بقای چند روز حاکمیت خویش برای پایه ګذاری های اساسی این مراجع خارجی هیچ کاری را کرده نمی تواند ووضع دارد که روز به روز وخیمتر میشود.
کار برای شخصیت سازی های کاذب به شدت و موفقیت ادامه دارد. اینها اند که وزیر ورئیس  و پارلمانی تعیین میکنند. اینها اند که تفاهمات بین پیشتازان حاکمیت برای اهداف استراتیژیک بعدی خویش را روی دست دارند و موفقانه کار میکنند.
اظهارات آقای عطا محمد نور (ازنام عطامحمد نور) والی بلخ درمجلس بزرګداشت سالګرد انقلاب اسلامی ایران چندی قبل برای یک سیاست مدار افغانی عضوی حاکمیت امروزی دولت آقای حامد کرزی حتی برای این حاکمیت باید قابل قبول نباشد.
نشست های اوپراتیفی سفیر ایران با معاون اول رئیس جمهور وصدها تلاش روشن، آشکارا ومخفی برای استعمال منابع و امکانات افغانی برای مصالح کشور های شان و هماهنګی کار این منابع مسایل اند که به صورت واضح قابل درک اند.
اما  قابل درک و فهم نیست چرا افغان باید افغانیت خویش را فراموش کند و درخدمت این منابع خارجي قرار بګیرد. درین راستا تلاش های این منابع ایرانی دربین افغانها که اولا آنها را با کار بس وسیع تبلیغاتی و فتنه ګر از هویت و افتخارات خویش ناراضی بسازند و به هرآنچه  عزت و شرف کشور و تاریخ ماست بی اعتماد بسازند و تاریخ افغانستان را به توهین و تحقیر بګیرند و تاریخ این کشور را به باب ومیل ایرانی ها بنویسند. تصادفی نیست که  با احمدشاه ابدالی بخاطر جدا شدن از امپراطوری شان دشمنی کنند و هروقت فرهنګی و تاریخ کشور ما را تقلبی بپندارد و عدﮤ از نوکران ومبلغین خویش را درین قسمت تمام عیارساخته و برای شان امکانات مادی ومعنوی ومراجع درسی دراختیار قرار دهند و شخصیت سازی کنند . دقیقا کاربرای برنامه های طویل المدت امپراطوری ایران و ... را تطبیق میکنند. سرمایه ګذاری های به راه های مواصلاتی، ایجاد تلویزیون های زبانی، ایجاد مراکز بس پُرمصرف و براه انداختن نمایشګاه های کتب ایرانی، خریداری زمین های معیین درخطوط معین، پروژﮤ نور که ازهرات تا کابل باید زمینه های اسکان معیین سربراه شود و  براه اندازی عروسی های دسته جمعی و دهها برنامــﮥ ایرانی درموارد بظاهر جذاب روی دست است و این پروسه ادامه دارد.
اینکه چې تعداد اجیران و نوکران شان درحلقات مختلف حاکمیت آقای حامد کرزی وجود دارند شما خود محاسبه کرده میتوانید. ما کار و عمل هرکس را دیده و محاسبه میکنیم و نتیجه ګیری هم چندان مشکل نیست. این محاسبات نشان میدهد که که برای کي و برای چه کار میکنند؟
اګر حاکمیت امروزی ایران به غم و درد افغانهای خود را شریک میداند لطفا رد مرز های از منزل سوم عمارت، اعدام های افغانها بدون محاکم عادلانه  وتحت اهداف سیاسي درایران جلوګیری نموده و انرا توقف دهد.
اګر حاکمیت امروزی ایران واقعا به مردم افغان دلسوزی دارد باید برای افغانها زمینه و حقوق یک مهاجر را که حق اقل کار است برای افغانها درایران مهیا سازد.  درین راستا دهها تخلف است که  حاکمیت امروزی ایران درحق مردم ما کرده و میکنند که قابل قبول انسان و انسانیت نیست.
لذا کنترول ویا تلاش برای کنترول وسایل اطلاعات جمعی کشور و از جمله تلویزیون بس مهم آریانا افغانستان یک حالت کاملا قابل پیش بینی و تصور است. اینکه سیستم سیاسي و حاکمیت  چنین زمینه سازی را برای شان مهیا ساخته نیز قابل دقت و غور و تصحیح عاجل است. بلی سیستم نادرست زمینه را برای  تطبیق دیموکراسی تقلبی درافغانستان مهیا و آماده ساخت که یک نمونـﮥ مشخص آنرا ذیلا به  بحث میګیرم.
مشکل از لحاظ خطاء بودن سیستم:
میدیا و مطبوعات درکشور های دیموکراتیک توسط کمیتـﮥ مستقل و ازجانب اتوریته های طبیعی وانتخابی تحت نظر قانون  مطبوعات کنترول و نظارت شده و درین راستا به اساس کودکس ها و نورمهای اخلاقی و کار صورت میګیرد.
درکشور ما افغانستان رئیس این کمیته و کمیسیون خلاف عقل ومنطق وخلاف اصول دیموکراسی مانند کمیسیون کنترول  مسلکی بر مطبوعات شخص  وزیر اطلاعات و فرهنګ افغانستان آقای داکتر رهین ګماشته شده.  این حالت  به ذات خود سبب ګردیده که عین مرجع هم مجری سیاسیت معین باشد و هم خود قاضی که درنتیجۀ  آن برخورد درست صورت نه ګرفته و به این ترتیب یکی از ارکان مهم کارآیی دیموکراسی و نظام دیموکراتیک دربخش مطبوعات عمدا فلج ساخته شده  وبه این ترتیب سهم و کنترول مستقیممسلکی فرهنګیان و قلم که سبب کارای دیموکراسی به نحوی بهتر میشود نمایشي شده و زمینــﮥ سیستمی برای  دیموکراسی تقلبی مهیا شده است، که اصلا قابل قبول نیست.
ازین طریق از فرهنګیان کشور، ژورنالستان و تمام اندرکاران  فرهنګی و ژورنالیزم خواهان و توقع دارم که درین راستا صدای خویش را بلند و این مرکز و مرکز را از قید وسلطــﮥ حاکمیت دولتی خارج ساخته و انتخابات جدید درزمینه صورت ګیرد.
 ازین طریق از هموطنان و فرهنګیان خویش تقاضا دارم که  بادرنظر داشت کارعملی ژورنالیستیکی، برنامه های بس عالی و شجاعت عملی شان جناب فیاض را  حیث رئیس کمیسیون مستقل نظارت برمیدیا کشور پشنهاد داشته و کارکمپاین برای تحقق این پیشنهاد درصورتیکه آنرا موجه بدانند، آغاز بدارند.
ازین طریق و بدینوسیله از اقدام شجاعانه این ژورنالستان تلویزیون آریانا – افغانستان  پشتیبانی نموده و از خواننده ګان، فرهنګیان و هموطنان خویش تقاضا دارم تا خدمت ګاران خویش را شناخته و ازآنها به پشتیبانی برخیزید. نباید بی تفاوت ماند و ادای رسالت نه کرد. درحدیث پیامبراسلام آمده است که ساکت از ګفتن حق لعنت شده است.
 
پایان
 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب