07-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

کنفرانس یک روزۀ شهر برلین حزب سبزها در مورد افغانستان
07-02-2015

دوکتور ص. سعیدي

کنفرانس یک روزۀ شهر برلین حزب سبزها در مورد افغانستان

تشکیل کنفرانس ها، سمینار ها و نشست های ملی و بین المللی و بحث بر مسایل مطرح کشور ما، منطقه و صلح یک امرضروری،  حیاتی و مثبت اند. باید نشست، بحث کرد، ګفت و شنید و راه های حل برای خروج از منجلاب  تباه کن را که دارد افغانستان ومنطقه به آن مبدل ګردیده جستجو کرد.
تدویر کنفرانس بنیاد پژوهش هاینریش درآلمان درماه جاري ۲۰۱۱،  و طرح سوالها ویافتن جوابها دقیق و درست برای آنها از جانب بعضی اشتراک کننده ها جدا جالب و قابل تعمق است. درین راستا مسایل مورد بحث را مطابق به ګذارش محمود منجم زاده مندرج درسایت خاوران، بعضی جوانب جواب های ارایه شده از جانب بعضی اشتراک کننده ګان و دیدګاه های خویش را  جهت قضاوت دقیق تر وجستجوی راه بیرون رفت  با شما شریک ساخته و به ارایهء آن میپردازم:
سوالهای اشتراک کننده ګان کنفرانس بنیاد پژوهش هاینریش بول ازمحترم امرالله صالح : ”... پس از کشته شدن استاد ربانی رئیس شورای عالی صلح افغانستان توسط طالبان، چطورامکان صلح با طالبان موجود است؟‟
جواب محترم امرالله صالح: ” طالبان ازدید هدف از دید استرتژی از دید رهبری از دید عقبه ساختارحمایت خارجی در بیرون از افغانستان هیچ تغییری نکرده فقط گروه طالبان، افغانستان را از دست داده اند ولی رهبری شان زنده است و همان حمایتی که در دهه 90 داشته اند هنورهم دارند. گروپی که مسؤؤل در برابر ملت افغانستان به خاطر کشتار، به خاطر ویرانی ها و به خاطربجا گذاشتن زمین سوخته میباشد به هیچ صورت این معامله پایدار نخواهد ماند وافغانستان را نزدیک تر به پرتگاه خواهد کشاند.
حالا این مربوط به مردم افغانستان و جامعه جهانی میشود که با همان نیروی که از دید هدف هیچ تغییری نکرده، تا چه حد سر سازش خم میسازیم.

«امرالله صالح در بخش دیگری از سخنان خود دراین کنفرانس از مداخلات پرویز مشرف ریس جمهور سابق پاکستان به شدت انتقاد نموده گفت: او همیشه خود را مدافع حقوق پشتون ها درافغانستان میداند و درخواست میکند که  باید حکومت افغانستان به پشتون ها داده شود.
امر الله صالح گفت این مربوط به ملت افغانستان است که چطور حکومت خود را میسازند. او افزود چرا برادران پشتون ما اجازه میدهند که پاکستانی ها و سازمان (ای اس ای) خود را مدافع حقوق پشتون ها معرفی نمایند و در این رابطه شدیدآ اعتراض نمیکنند؟
یکی از سوال های مهمی که در این کنفرانس مطرح شد، این بود که پس از خروج نیروهای بین المللی درسال 2014 از افغانستان کدام کشورها مصارف پولیس و ارتش افغانستان را که سالانه بالغ بر4.5 میلیار دالر تخمین زده میشود خواهد پرداخت این سوال باید در کنفرانس بن دوم مطرح و تضمین داده شود تا پس از خروج نیروی بین المللی از افغانستان جنجال دیگری بروز نکند.
میشایل اشتینرنمایند ویژه المان در امور افغانستان و پاکستان که دراین کنفرانس سخنرانی میکرد در رابطه با مذاکره با طالبان چنین گفت:
مفاهمه با طالبان باید طوری نباشد که فقط بین کرزی و طالبان و یا بین امریکا وطالبان فیصله شود باید تمام مردم افغانستان و نه تنها بخشی از مردم را در بر گیرد خصوصا جایگاه جامعه مدنی و حقوق بشر درمذاکرات روشن باشد ما خوشبختانه توانستیم 34 نفرازفعالان جامعه مدنی افغانستان را در این کنفرانس دعوت کنیم که نیمی ازآن بانوان میباشند......»

 

حالا آمدیم به همین دید ګاه های من که میخواهم مطابق به اظهارات فوق باشما شریک سازم:
به صورت کوتاه باید ګفت تا زمانیکه مسأله در پاکستان و همراه پاکستان حل نه شود و برای فسخ عملی خط دیورند اقدام نه ګردد وافغانستان تاریخی احیا نه شود مسأله ومشکل افغانستان وخطر صلح جهانی ازین ناحیه حل  وبرطرف نه خواهد شد.
پالیسی سازان اصلی پاکستان ( ای اس ای ) هیچ ګاه نه خواهند ګذاشت درافغانستان حکومت و حاکمیت متکی به خود، خدمتګار و مواظب بر ملت خود ایجاد شود. درین راستا پاکستان تجربه، کدر و امکانات کافی در اختیار دارد. چون امکانات کافی پاکستان درافغانستان بسیار وسیع راه حل تغییر در رهبری نظامی  و استخباراتی ای اس ای خواهد بود و است. راه حل که سفیر مخلوع پاکستان در امریکا چندی قبل به آن تأکید داشت. برای کسانیکه که این واقعیت را تا هنوز نه فهمیده اند زمان خواهد فهماند.  
حال آمدیم به مسایل کشور ما ،  نقش و تحلیل های شخصیت های ملی و خاصتا کسانیکه از ایشان توقع ملت وجود دارد که بر زخمهای ملت مرهم خواهند ګذاشت. مهم و مسلم این است که نسخه های پیشکش شده با صداقت نباید سبب ادامۀ بحران و تراژیدی درافغانستان ومنطقه  ګردیده و باید توانایی فهم و قبول منطق را داشته باشد، حق پسند بوده، حق را قبول وبه کفارۀ ګناهان خویش اقدام عملی وجدی صورت ګیرد. این است راه. لجاجت سبب ادامه در ګناه و طولانی ساختن تراژیدی ملت ما خواهد ګشت که سبب سر افګندګی دنیا و آخرت نیز خواهد بود. ضرورت است راه ونسخه های را درپیش ګرفت و عملی کرد که  با تطبیق آن در وقت کم و قربانی کم نتایج بزرګ و اعظمی  را بدست آورد. با این طرز دید با این ارادۀ نیک مسایل را ذیلا درمیان میګذارم:
مسلم این است که مصالحۀ سیاسی و اماده کردن امکانات که نیرو های واقعی جامعه از طریق مجاری مشروع مطابق به ارادۀ مشروع ملت درحاکمیت راه داشته و مشروعیت خویش را ازملت بدست آورند مسایل اند که بحث طولانی ایجاب نمی کند. این کلید عام را به حرکت طالب و غیر طالب خلاصه کردن و این را به شهید معیین کشور خلاصه کردن و یا درین راستا حاکمیت با کسی حاضر به تقسیم غنمایم شدن ویا قبول کردن ویا رد کردن بحث خوب نیست.
مصالحه وتفاهم سیاسی با کلید سازی عام قابل قبول است. اینکه توافق صورت ګیرد که مشروعیت نسخه های خویش را باید در انتخابات آزاد و شفاف از ملت بدست آورد باید یک امر روشن برای همه و سبب توافق همه شود.
لذا مصالحه و مفاهمۀ سیاسی به این معنا نیست که باید حرکت طالب که تا دیروز خواهان امارت اسلامی بود و درتحقق آن تلاش میکرد امروز باید از ین برنامه بګذرد و باز درین صورت باوی توافق صورت ګرفته میتواند. این یک فهم خطا و نادرست از مصالحه و مفاهمۀ سیاسی است. بګذار طالب و حرکت طالب دربرنامه های خویش کماکان باقی بوده و به آن پایداری کند. اما باید قبول کند که زمانی میتواند و زمانی حق دارد برنامۀ امارت اسلامی مطابق به فهم خویش از اسلام عملی کند که مشروعیت تطبیق آنرا از ملت بدست آورده باشد.
درین راستا بر پیشتازان جامعه و خبره ګان  و از جمله جناب امرالله صالح است که به مردم بګوید و توضیح کند که ملت همچو برنامه های را انتخاب نه کند و با همچو نسخه ای حرکت طالب موافق نباشد و مشروعیت برایش ندهد. اما وی حق نه خواهد داشت که در پست دولتی خواهان تعریف رسمی مقابل شده و با خط کشی های که خود مناسب و درست بداند حق انتخاب ملت را ازوی بګیرد.  ملت را از این انتخاب محروم ساخته و برملت آنچه را که خودمی پسندد ویا مناسب میداند تحمیل وخط کشی خویش رامعیاراصلی قراردهد.
این است رمز اساسی سخن که تاحال کم به آن توجه شده. حاکمیت امروزی کابل هم مصالحه را به معنای تقسیم غنایم در بین حاکمیت ومخالفین مسلح خلاصه کرده و از مصالحه به مفهوم تسلیم شدن، رشوت دادن و چوکی دادن کار میګیرد و درین راستا به صورت واضح فریب در کار است. چنین فهم از مصالحه و مفاهمۀ سیاسی اصلا خطا وبه جای نمی رسد و نه خواهد رسید.
این امر را به جامعۀ جهانی مؤکل کردن نیز خطا است. جامعۀ جهانی اګر واقعا در افغانستان و منطقه صلح میخواهد به این اصل باید توجه نموده و مسألۀ خط  تحمیلی و نام نهاد دیورند را با فرزند ناخلف استعمار وقت یعنی پاکستان یکطرفه ساخته وبه این ترتیب مانع کشتن اولاد خویش، مانع مصارف مالی خویش و رفع خطر صلح جهانی ګردد.  رسالت دیګر را به دوش جامعۀ جهانی انداختن ومانند کنفرانس بــن اول زعامت و رهبری را از جانب جامعۀ جهانی تعیین کردن یک امر خطا، نادرست بوده و همچو حاکمیت وارد شده از خارج و طروق غیر مشروع درنهایت امر بی کفایت و  تجرید شده  وکاری مناسب را کرده نه خواهد توانست. نتایج آنرا امروز در ده سال اخیر درافغانستان میبینیم. جامعۀ جهانی حق ندارد که به جای ملت افغانستان با کسی سازش کند. این بحث و این روش روش درست نیست. این درواقعیت ملت را به حاشیه راندن است.
آمدیم به سخنان و مواضع آقای پرویز مشرف و تلاش های وی مبنی بر  دادن حکومت افغانستان به پشتونها و ....................
قابل تذکر میدانم که نباید خام بود. نباید به آن جهت کشانده شویم که دیګران و یا دشمن ما را به آن طرف کشاندن میخواهند. باید همه را شنید و بیدار بود تا اهداف دشمن برآورده نه شود.
همه میدانیم که آقای مشرف و پیروان وی مانند  آقای اشفاق کیاني  چه اهداف را در منطقه و افغانستان  دنبال میکنند.
همه می دانیم که آنها در چند سال اخیر برعلاوۀ دیګر جنایات نابخشودنی را بر اقوام پشتون و بلوچ عملی کردند.  بیشتر از ۷۰۰تن   از بزرګان قومی و زعمای محلی پشتون و بلوچ را بشهادت رسانیده و برای سرکوب نهضت های پشتون و بلوچ از کوماندو های دینی افراطی خویش استفاده برده و میبرند. هرصدای و هرزعیم قومی که برای صلح خارج از برنامۀ پاکستانی آماده شود و برای وطن خویش خیراندیشی داشته و کار عملی برای نجات آن بکند به نام تروریست و افراطی نابود میشود.
اصطلاح تارګیت کیلنګ (کشتن های هدفمند) حالا یک نام آشنا درمنطقه است. همه میدانند که با حضور نظامی بیش از ۱۵۰ هزار اردوی پاکستان درین مناطق و تحت پوشش مبازره علیه تروریزم پاکستان توانسته اهداف و منافع شومی خویش را درین منطقه عملی کند و موفق هم بوده.
همه میدانند که بازی بزرګ در کار است و کسیکه خود قاتل پشتون و بلوچ در پاکستان است بخاطر به جان انداختن مردم ما فتنه کرده واز مطالب به قسم یاد آوری میکنند که بتوانند افغانها را به جان هم بیاندازند.
سخن اساسی و مرکزی این است که حاکمیت درافغانستان به مردم تعلق دارد. مردم افغانستان مسلمان و مسلمان برادر مسلمان است. درهمچو حالت ما چرا بلند ګوی دشمن شده و به همچو فتنه  با ترویج آن عملا همراه شده و در رسیدن دشمن به اهداف شوم آن  وی را همراه شویم. برماست درکار، اظهارات و عمل خویش مانع  رسیدن دشمن به چنین اهداف شویم. اما واقعیت ده سال اخیرګذشته درعمل عکس آن بود. حکام افغانی و اجراات درمناطق شمال کشور جانانه آب به آسیاب دشمن ریختند و درین راه به اصطلاح تبر دشمن را جانانه دسته دادند ومساعدت کردند. تفصل آنقدر وسیع و روشن است  که حتی به آوردن مثال ضرورت نه خواهد بود. تصفیه های قومی و غصب املاک و تخطی های دیګر به اساس قومی مثال های زندۀ این مسایل اند.
آمدیم به مفهوم حاکمیت و چې زمانی میګویم که کیها در حاکمیت اند؟
معمول چنین است  زمانیکه در حلقات اساسی دولت و یا هم حکومت افراد و ګروه های معیین درسلطه باشند میګویند این ویا آن ګروه و ګروپی در حاکمیت اند. حلقات و مراجع اساسی حاکمیت به صورت عمده عبارت اند از وزارت داخله، وزارت دفاع، امنیت و وزارت خارجه. 
لطفا خود قضاوت کنید درین ارګانها به صورت عمده در ده سال اخیر کیها حاکمیت داشتند و چرا؟ در چنین شرایط معیاراساسی که مشروعیت و شایستګی باشد مراعات شده؟ جواب واضح و مسلم است که نه.
لذا تأکیدات دشمن تا حدی با ګفتار و اعمال جانب افغانی مرتبط است و تأکیدات و فتنه های دشمن را قوت داده است. درین این حالت خود تیشه به ریشه ای خویش زده ایم از دشمن نباید ګیله کنیم.   
لذا تأکید اینکه این امر مربوط به ملت افغان و مردم افغانستان که چطور حکومت خود را میسازند یک تأکید بجا و اینکه: «چرا برادران پشتون ما اجازه میدهند که پاکستانی ها و سازمان (ای اس ای) خود را مدافع حقوق پشتون ها معرفی نمایند و در این رابطه شدیدآ اعتراض نمیکنند؟» یک تأکید بی جا و خارج از واقعیت و حالات است که بر وضع حاکم اند.
 بلی درشرایط تارګیت کلینګ، درشرایط سرکوب بی رحمانۀ مردم درمناطق پشتون و بلوچ، درشرایط که جامعۀ جهانی به پاکستان تمام امکانات مالی بدهد وپاکستان با نام ګذاشتن تروریست و القاعده هر حرکت ملی و مردمی را درین منطقه سرکوب کند و ...... چطور میتوان چنین توقع کرد و چنین صدای ملت ومردم را کي خواهد شنید؟
تمام رهبران و زعمای موجود و باقیمانده که درین مناطق پشتون و بلوچ زنده ګې میکنند و تاهنوز به سازپاکستان کاملا نمی رقصند  اګر کشته نه شده اند از محل متواری ویا یکی دومرتبه از قصد ترور جان به سلامت برده اند. توجه کنید به شخصیت ملی پشتون محترم محمود خان اڅکزی که تا حال حد اقل از سه حملۀ تروریستی جان به سلامت برده است. این و دهها مثال دیګر.
قرار معلومات حتی یک زعیم و رهبر پشتون و بلوچ که خلاف توقع پاکستان اظهارات داشت در محل سکونت خویش باقی ګذاشته نه شده و به مناطق مختلف متواری ګردیده ویا زندانی و تحث تهدید است. در همچو شرایط توقع فوق یک توقع خلاف واقعیت و دامن زدن به افکار تبعیضی قومی نیز است. تبعیضی و قومی بخاطر اینکه انسان یا خوب است ویا بد. خوبی و بدی به قوم و قبیله ارتباط ندارد. مسلمان حق ندارد خوبی و بدی، ادای رسالت و عدم آنرا به قوم و ملیت ارتباط بدهد این طرز افاده در عقب خویش ګفتنی های دیګرو افکار دیګر را همراه دارد که به هیچ ګونه قابل قبول نیست و نباید باشد. این طرز تفکر با همان تفکر و اهداف خدمت میکند که تفرقه بیانداز و حکومت کن. این طرر تفکر به اهداف خدمت میکند که وحدت اسلامی را خدشه دار سازد. و ...... لذا نباید به این طرز تأکیدات غیر موجه داشت.
مسألۀ مصارف پولیس و ارتش بعد از سال ۲۰۱۴:
واقعیت این است که درین ده سال اخیرباوجود بزرګترین امکانات مالی و زمانی با بی کفایتی و بی عدالتی ها درعرصه های مختلف ضیاع وقت صورت ګرفت. این حالت با عوامل خارجی از جملا مداخلات و برنامه های دورویه ای پاکستان همراه بوده اما عوامل داخلی آن نیز نباید فراموش شود. بلی عوامل داخلی که درین مدت کي براریکه قدرت بودند و هستند؟ لذا از خود باید آغاز کرد و برای تصحیح پرداخت.
پاکستان نه خواهد ګذاشت که افغانستان به پای خویش استاد شود. آی اس آی و از جمله مطابق به برنامهای آنها حتی دولت امروزی ملکی پاکستان وبه شکل فورمال در رأس آقای زرداری در سفر یک سال قبل خویش به امریکا درملاقات با رئیس جمهوری امریکا تأکید داشت که اردوی افغانستان ملی نیست وتوانایی دفاع از کشور را بعد از ۲۰۱۴ ندارد و باید بعد از سال ۲۰۱۴ عساکر کشور های عربی و اسلامی به افغانستان دعوت شوند. و ............
این سخنان وتأکیدات به نحوی میرساند که برای افغانستان باید اردوی ساخته نه شود و یا تعداد آن محدود باشد و ........
همین برنامۀ اخیرا یعنی آوردن عساکر کشور های اسلامی به افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ توسط کارشناسان امریکایی منطقه درمورد یکبار دیګر مطرح شده وهمین حالا نیز به آن تأکید میشود.
سخن و برنامه های دشمن پاکستانی واضح است. در همچو شرایط بر ما است الۀ دست دشمن نه شده اولویت های خویش را برجسته ساخته و مشترکا برای آن کار کنیم. باید از امکانات موجود درکشور با حکومت داری خوب طور کار صورت ګیرد که بتوانیم به پای خویش استاده شویم. متکی به خود شده، نه ګذاریم افغانستان به طور در قروض خارجی غرق شود که همه دار و ندار ما در خدمت قروض و تعهدات امروز رفته و منابع عایداتی ما در ګرو خارجی ها قرار بګیرد.
بلی باید تأکید داشت و برای جهان مستدل ساخت که امنیت جهان دارد با هم هرچه بیشتر مرتبط میګردد و مساعدت آیندۀ مالی به افغانستان مساعدت به جهان و به امنیت خودشان نیز خواهد بود واست.
و اګر ضرورت  و راه حل عساکر کشور های عربی است و چنین امکانات وجود دارد  پس چرا این عساکر باید بعد از سال ۲۰۱۴  چرا همین امروز نه؟  اما دیده میشود که دشمنان برای ما برنامه های خویش را دارند که باید درمورد با هوشیاری و درایت دوچندان در افاده ها عمل خویش کار کرد.
بلی مذاکر با طالبان باید مطابق به تأکیدات  آقای میشایل اشتینرنمایند ویژۀ آلمان در امور افغانستان و پاکستان،  طوری نباشد که فقط بین کرزی و طالبان و یا بین امریکا وطالبان فیصله شود. باید تمام مردم افغانستان و نه تنها بخشی از مردم را در بر گیرد.
درین ګزارش  خبرنګار و طرز افاده وی مطالب و کج بحثی های نیز وجود دارند که قابل تأثر و به همان سبک اند که آب به آسیاب دشمن ریخته و افغانستان را به جانب پرتګاه سوق میدارد. افاده های مانند افغانستانی به وزن پاکستانی، عبارات: « گفته میشود تعدادی از افغان ملتی ها و طرفدارن طالبان از افغانستان و خارج از کشور خود را به عنوان نمایندگان طالبان به برلین رسانده و تلاش دارند در کنفرانس بن شرکت کنند....» مطالب اند که رنګ و بوی دیګر دارند و مجریان آن برنامه های دیګر غیر افغانی دارند. رفتن به این بحث ها ایجاد وقت بیشتر مطلبد.
 
پایان

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب