24-03-2019

عصمت الله راغب

معارف افغانستان باید از نو بازبینی شود!
24-03-2019

عصمت الله راغب

معارف افغانستان باید از نو بازبینی شود!

 

معارف افغانستان باید از نو بازبینی شود!
بارها شنیده ایم که گفته اند؛ معارف ستون فقرات جامعه است و جامعه بدون معارف مانند تندیس بدون روح است، متاسفانه در افغانستان طی سالیان متمادی گاهی در اثر جنگ و نا امنی و گاهی هم در اثر آلوده گی های سیاسی این ستون فقرات دچار آسیب های جدی شده و هرازگاهی هم این تندیس بدون روح مانده است.
در این میان یکی از نقدهای کلان که از شکل گیری اداره موقت بدینسو متوجه معارف افغانستان است، نقد بر محتوای مواد آموزشی و سیاسی سازی معارف افغانستان است. نظام آموزشی معارف افغانستان در طول 12 سال آموزش که طولانی ترین دوره آموزش و پرورش در طول حیات یک فرد می باشد با تناسب کشورهای همسایه حتا دانش آموزان در حوزه علوم تجربی و اجتماعی کمترین بهره را هم بخود نبرده و نمی برد.
دوازده سال ریاضی، فزیک، کیمیا... می خوانیم، در عمل نه به کاربرد فرمول موسی خوارزمی آشنا می شویم و نه هم از قانون نیوتن در عمل بهره می بریم و نه هم  تا آخر عمر سلفر و تالیم  و غیره عناصر را به چشم می بینیم.
در حوزه علوم اجتماعی همچنان امروز بر اساس فشار معلم نقطه سر خط حفظ می کنیم و فردا تمام چیز را به باد فراموشی می سپاریم. دوازده سال و گاهی هم شانزده سال می خوانیم مقاله و کتاب خو سرجای خودش حتا قادر به نوشتن در خواستی های مان هم نیستیم،. همین حالا اکثریت دوازده پاس ها و حتا لیسانس ها برای نوشتن درخواستی بسوی عریضه نویس ها دست استعانت دراز می کنند. وقتی حاصل کار دوازده سال آموزش را چنین می بینید دیگر همه پیشرفت های ناشی از علم به خیالی بیش نمی ماند. 
سیاسی سازی معارف یکی دیگر از آفت های است که همیشه در جلوی اصلاح سازی و غنامندی معارف افغانستان قد برافراشته است. بطور نمونه دوسال و یاهم سه سال پیش از امروز در یک برنامه ویراستاری شکلی مواد آموزشی معارف اشتراک داشتم، اتفاقا کتاب ها با هزینه بسیار بلندی بازخوانی می شد، یادم است چند کتاب  که بازخوانی آن مسئولیت من بود کوشش کردم تا در کنار دیگر مسایل برخی از کلمات انگلیسی که ما معادل آنرا  با کاربرد رایج در زبان فارسی دری داشتیم تعویض شود از آن جمله «ادیت»، «ادیتور»، «کتگوری» و امثالهم بود. این در حقیقت اندکترین بخشی از آن اصلاحاتی بود که ما به دنبال آن بودیم و متاسفانه تا آخرین لحظه موفق به معادل سازی آن نشدیم، این گونه موارد بخش اندکی از سیاست زبانی در معارف افغانستان بود که دست کم برای ما دست نایافتنی تعریف می شد؛ این در حالیست که موارد جدی تر از آن نیز در سر راه معارف وجود دارد.
از میان همه چالش ها و ناگفتنی ها، اما انتظار ما اینست تا رهبری محترم وزارت معارف ، نظام آموزشی در افغانستان را در سال تعلیمی 1398 مورد بازنگری قرار دهد و به پندار من بر اساس اولویت ها در شرایط فعلی اندکترین کاری که باید برای بهبودی معارف انجام شود اینست که در کنار غیر سیاسی سازی سکتور معارف، محتوای آموزشی باید از تیوری به عمل کشانده شود. اگر وضعیت کما فی السابق فقط در حد حفظ کردن خلاصه شود پایان کار تنها و تنها به انجام رساندن سنت نظام اموزشی و فارغ التحصیل شدن از صنف دوازده خلاصه می شود و بس.
ما برای معرفت شناسی و تکامل نیازی جدی به تقویت معارف داریم، پس بیایید برای داشتن معارف پویا و قابل انتظار همه با هم تلاش مشترک نماییم.

با احترام 
راغب

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب