مجلات و کتب

18-09-2018

عبدالقدیر علم

اجبار در عقیده و ایمان
18-09-2018

عبدالقدیر علم

اجبار در عقیده و ایمان



مقدمه:
اصل در اسلام آزادی واختیار است هیچ اثری بر اجبار مرتب نیست شخص مجبور به اظهار عقیده وادای عبادت از طرف خداوند ج پاداش نمیگیرد چنانچه شخصی مجبور بخاطر انکار از ارکان واحکام اسلام مجازات نمیشود.تکثر عقیده واندیشه در دنیا یک واقعیت است مجبور ساختن انسانها  بخاطر پذیرش عقیده واحد با حکمت وفلسفه خلقت همخوانی ندارد چون این تکثر عقیده واندیشه ازمظاهر خلقت و نماد حکمت با لغۀ الهی است..اگر زور وقدرت واجبار بر تحمیل عقیده با ارزش بودی خداوند همه موجودات را قهرا ملا ئکه می آفرید در آن صورت همه چیز خوب بود در آن صورت خبری از آزمون واختیار نبود که چنین نیست. دنیا دار آزمایش وآزمون الهی است واینکه چه کسی حق را با درک وبا اختیار انتخاب میکند وچه کسی راه باطل می پیماید ودر روز واپسین به دادگاه عدل الهی حاضر میشود.کسانیکه اعمال نامه شان به دست راست شان داده شود بطرف بهشت وآ نا نیکه  بدست چپ میگیرند راه جهنم می پیمانید وجود بهشت ودوزخ دلیل وجود آزادانه حق وباطل در دنیاست.
رسالت پیامبر ص در حوزۀ پذیرش عقیده فقط  تذکر بوده نه اکره واجبار ومجازات.
هیچ انسانی چه مسلمان وچه غیر مسلمان حق  تحمیل  اجباری عقیده اش را بر دیگران ندارد  سلب آزادی با عث اشاعۀ   ریا کاری ، نفاق ودوروی وزیر پرده انداختن عقیده انسانها میشود.. خداوند ج  میفر ماید: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی) در قبولی دین هیچ اجباری نیست حالا حق از باطل جدا وروشن است . این قبولی را ایمان گویند وقلمروایمان وعقیده  قلب است.وهیچکسی جزء خدا بر قلب انسانها تسلط ندارد...اگر کسی را مجبور کنی شاید اقرار زبانش را بگیری اما تصدیق قلبش از حوزۀ حا کمیت انسانها بیرون است...ایمان اقرار و تصدیق قلب است. عبادت هم رابطۀ عاشقانه عابد با معبود است وعشق رضا واختیار می طلبد وهیچ کس بزور عاشق نمیشود..لذا عبادت شرین وبا لذت عبادتی است که با عشق ومحبت عجین باشد وانسان را دوست خدا بسازد.إن الله یحب التوابین ویحب المتطهرین...پس  تحمیل اجباری عقیده بر دیگران منطقا, علما، واخلاقا، ودینا . جا ئز نیست. ومفهوم وحکمت رسالت هم رساندن پیام است نه بیشتر از آن. طوری که خداوند ج بطور صریح ومفصل  در سورۀ غاشیه  میفر ماید.
(فذكر انما انت مذكر (21) لست عليهم بمصيطر (22) الا من تولى و كفر(23)فيعذبه اللّه العذاب الاكبر (24) ان الينا ايابهم (25) ثم ان علينا حسابهم (26)
ترجمه: 1 – پس ای پیامبر تذكر بده تو فقط تذكر دهنده هستی ...یعنی وظیفۀ یک پیغمبر  ابلاغ است بشکل انذار ویا تبشیر به همین دلیل یکی از نامهای پیامبر اسلام .بشیر ونذیر است.وخداوند ج در حق پیغمبر ص فرمود.إنا أرسلناک شاهدا ومبشرا ونذیرا) یعنی مردم را به پاداش اعمال نیکو وشایسته بشارت بده وبد کاران را از نتیجه اعمال بد شان بترسان.
22 - - تو مسلط بر آنها نيستى كه مجبورشان (بر ايمان ) كنى . وتو ای پیغمبر مکلف نیستی بزور مردم را مجبور به ایمان آوردن کنی و بر قلب ها تسلط داشته باشی .چون کسی نمیتواند به زور وارد خانه قلب کسی شود چون قلب  مرکز تجلی عشق ونفرت است.وهردو برضا صورت میگیرد.
23 - - مگر كسى كه پشت كند و كافر شود....اگر کسی به مو عظه تو گوش نداد نا راحت نشووکار آنرا بخدا وروز رستاخیز حواله کن وظیفه تو رساندن پیام خدا بوده که ادا کردی ودر کتب ادبی فارسی هم چنین است که:..حافظ وظیفه تو دعا گفتن است ..در قید آن مباش که نشنید ویا شنید.
 -24 - - كه خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات مى كند....خداوند منکرین را بجرم عدم پذیرش پیام رسالت در آخرت مجازات میکند..کسی فکر نکند که تا آخرت زمان وفاصله زیاد است.روزی قلاده مرگ بگردنت می افتد وترا کشان کشان به میدان حشر به میز محاکمه عدالت الهی میسپارد.وچه بسا منکرین در دنیا نیز از طرف خداوند به مصیبت گر فتار میشوند.لذا مجاذات منکرین از آن خداست.
25 - - مسلما بازگشت آنها به سوى ما است ...خداوند ج میفر ماید ای پیامبر تو  نگران نباش، منکرین رسالت تو وپیام تو بسوی ما بر میگردند وبه محکمه عدل الهی گردن خم میکنند آن زمان است که ما بحساب ایشان میرسیم.
 26 - - و مسلما حساب آنها با ما است ..مجازات بخاطر عقیده کار تو نیست این من هستیم که بحساب منکرین خالق شان میرسم.

تذکر چه سودی دارد؟
حال سوال این است که منکرین وجود خدا برضا ورغبت خود دین حق را نمی پذ یرند پس به گوش خر یس( یا سین) خواندن چه سودی دارد؟ خداوند پاسخ این سوال را نیز با بیان لطیف وشرین چنین بیان فر موده است.تذكّر براى اتمام حجت است تا كافران در قيامت نگويند: «لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ» «1»* خدايا! چرا براى ما هشدار دهنده‌اى نفرستادى، كه از او پيروى كنيم.. 2»*
به عین تر تیب در سوره سوره اعلى) خداوند به پيامبرش دستور تذكّر داد ه و فرمود: تو تذكّر بده كه هر كس از محاسبه روز رستاخیز بترسد پند میگیرد و شاید افراد شقى از تذكّر سر باز میزنند. تو به انها کاری نداشته باش آنها  به بزرگترين عذاب از جانب خدا گرفتار خواهند شد.خداوند ج میفر ماید. ( «يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى)‌ شقیان بد بخت از پذیرش دین خدا وراه حق  اجتناب می ورزند  وبه جهنم مجازات میشوند..
إنک لا تهدی من أحببت ولکن الله یهدی من یشاء...پیامبران وعلماء مسئولیت رساندن پیام خدارا دارند اما پذیرش وهدایت وظیفه آنها نیست .هدایت انسانهای گمراه به ارادۀ خداست...گاهی محتسبین امر معروف ونهی منکر انسانهارا مجبور به انجام کاری میکنند حتی نماز ولی باید بدانند نمازی که تحت فشار وتهدید ادا شده هیچ رابطه بین خدا وبنده تا مین نمیکند..بلکه رابطه تهدید کننده وعبا دتگر تمثیل شده وشخص از ترس درۀ محتسب به مسجد رفته که هیچ ثوابی ندارد.
مجازات  منکرین از صلاحیت های خداست: خداوند ج صرا حتا بیان میدارد که در قسمت  اعتقاد بندگان. رسالت پیامبران تنها رساندن پیام وتبلیغ است..مجازات منکرین وظیفه من است.مجازات مجر مین طبق قانون در حوزه مدیریت  توسط حکومت ها اجرا میشود. بلی آنچه به مردم بر میگردد تطبیق حدود الهی در حوزه مدیریتی است که غالبا به حق العبد بر میگردد.

جهاد وقتال وعقیده:
جهاد ربط به قبولی وعدم قبولی عقیده ندارد چون جهاد عکس العمل است در برابر تجاوز وتعدی مخالفین عقیده اسلام.هر گاه بر ملک مسلمانان تجاوز صورت گیرد ویا بخاطر جلو گیری از تطبیق احکام اسلامی در سر زمین اسلامی اقدامی صورت گیرد مسلمانان مکلف به دفاع اند واین مقابله شان بنام جهاد یاد میگردد که از طرف خداوند ج نیز تا ئید گردیده که مجاهدان مورد حمایت الله ج میباشند...اما اینکه کسی عقیده را نمی پذیرد ومزاحمت هم نمیکند وبه قوا نین اسلامی تمکین مینماید سر ومال وجان آن از رهگذر قوا نین اسلام محفوظ است.

نوشتن دیدگاه