30-01-2018

دوکتور ص. سعیدي

عوامل تراژيدی ملت ما!
30-01-2018

دوکتور ص. سعیدي

عوامل تراژيدی ملت ما!



جناب صالح در محور طلوع! 
جناب امرالله صالح  كدر جوان و در موارد خير انديش درين برنامهء مذکور  سیه دانه، جودر ، سنګچل و گندم را قاطی پاتی کرده،  تلاش دارد به خور شنونده و بیننده بدهد. اما خوشبختانه شنونده و خوانندهء بیدار امروز سخت ګیر است و بیداری سیاسی دارد. میداند بخش ازین اظهارات و تحلیل هاناشی از در قید بودن حلقهء سیاسی و بخش  از عدم فهم عمق قضایا و را با بخش های آن پيچیده ای موجود آن تفکیک نمی کند. مسلماً تلاش ما کمک به تصحیح در بخش از برداشتهای خطاء و در کجا به خطاء رفته اند مساعدت خواهد کرد. 

خطای بحث شان در عدم برداشت درست از ضرورت مصالحه سیاسی و عدم  اعتقاد شان به سیاست مصالحهء سیاسی با یکی دوصحبت اول شان روشن است.  تصادفی نیست که در دههء حاکمیت مستقیم شان در هفت سال در پوست ریاست امنیت درین بخش سیاست مصالحهء سیاسی موفقیت نداشت. 

به فهم، منطق و شناخت من سیاست مصالحهء سیاسی نه تضرع و نه هم کم ارزش دادن به نیروهای امنیتی است. مصالحهء سیاسی تجرید دشمن از بین ملت  ودر دید جهان است. 

مصالحهء سیاسی به مفهوم واقعی کلمه الترناتیف خوب دیګر ندارد. 

مخالفت به سیاست مصالحهء سیاسی تعقیب همان سیاست نفیه دیګران است که  در حق خود آنرا جناب صالح شدیداً رد خواهد کرد. وی در مورد  حزب اسلامی و تفاهم اخیرش با حاکمیت کابل را  رد و  از ین توافق حاکمیت کابل و توافق سیاسی بدون  اخذ امتیاز چوکی از جانب حزب اسلامی را باز هم رد میکند. 

حزب اسلامی به انتخابات باور  و تأکید دارد، امتیاز ګرفتن در قدرت سیاسی را از دست حاکمیت فعلی نمی  خواهد و به انتخابات آزاد وشفاف میرود، اګر برنده شد و یا بازنده، نتایج مطابق قانون انتخابات را قبول دارد. 

این بهترین از توافقات سیاسی است که باید مودل قرار داده شود. رد کردن این تأکید به یکه تازی و ادامه جنګ در افغانستان و دوام سیاست نفیه است که علماً صلح و ثبات را در جامعه مانع است. 

ګسست رهبری با قشر متوسط در نیرو های امنیتی که جناب صالح به آن باور دارد، علت دیګر نیز دارد که آن عمدتاً حزبی و سمتی ساختن نیروهای امنیتی در زمان طولانی حاکمیت نظار و جمعیت اسلامی است. سمتی سازی این ارګانها و به صورت مشخص جنرالان ارشد این ارګانها و غیر ملی بودن شان به اساس کار کردهای رهبری قبلی این ادارات است. حال که اقلاً تغیر امده و یا در حال تغیر اند، خلاها و ګسست بین این حلقات نیروهای امنیتی و بخش از رهبری ایکه بدون شک بی کفایت اند، محسوس است. 

در قسمت اینکه طالب صلح نمی خواهند، جناب صالح خطاء میکنند. علت اینکه به نام طالب ای اس ای تجارت کرده و حلقات خیر خواه و افغانان بادرد این حرکت را به صورت یقینی و بدون شک ترور و زندانی میکنند، شک نیست و این پروسه طولانی است. ملا  برادرها، ملا برجان ها ، ملا آغا جان و ...و دیګر رهبران طالب که به مجرد کار و اقدام در امر صلح افغانی به نابودي و یا هجرت مواجه شدند. 

بخش های دیګر از صحبت شان نیز محدودیت های مشابه فکری دارد که ایشان مانند یک کدر جوان ضرورت به تجدیدنظر دارند. 

مطالعه من نشان میدهد که بخش از واقعیت نګری های جناب صالح در دوسال اخیر موجب از دست دادن جایګاه و نفوذ شان در صفوف و حلقات مربوط شان و یا واضح بګویم سیاست رد شان به روش های لندغری که کتله های مربوط به حلقهء وسیع نظار و مکتب دور و بر شان است، ایشان را در حالت تجرید  ازین حلقه و خاندانی های حاکم قرار میدهد که این امر موجب شده ویا  بادرک یک سلسله حقایق تلخ بخاطر حلقهء مربوط متعصب پایینی خویش از اظهارات درست و سازنده یا دوری میجوید ویاسکوت میکند. 

و اما نظر شان در مورد اینکه استخبارات چرابا خبر خویش در مورد سیستم کاری خویش واز جمله از افشاء استطراق سمع صحبت دارد، باید ګفت وسایل تخنیکی استخباراتی زیاد اند و خامی ها  در کار استخباراتی مراجع امنیتی از همان اول انقدر زیاد بود  که استخبارات دشمن استخبارات ما را به بازی میکشاند و به تمسخر میګیرد که تأسف بار است. اینکه معاون اداره در کنفرانس خبری اعلام   میدارد که شخص را در جلال آباد تصادفاً دستګیر کردیم و از وی تیلفون یافتیم و بعد نمبر تیلفونها و ... بحث شرم آور و سخت ضعیف  است.....

در مورد اینکه وضع چنین آمده و رسیده که نه حرف مردم را دولت میشنود و نه حرف دولت را مردم، باید ګفت که: حرف مردم را دولت از همان آغاز نمی شنود و این ګپ امروزنيست. ار حاکمیت ګپ ملت را میشنود، این  حاكميت امتيازات كل ملت را به حلقهء زور ګو محدود خلاصه نمی کرد. جناب صالح  درست فرموده که در حالت امروز  والی فرمان آمر خود را قبول  نه میکند و تمرد پيشه کرده. تمرد و یاغی  ګری ایکه  منافع و مصالح دیموکراسی، مردم در آن یا اصلاً مطرح نیست و یا فرعی است. سخن  مرکزی بقا در چوکی پُر درآمد ولایت و سهم منافع در تجارت شرکای حاکم  مطرح است.

مسلم این است که پاکستان و استخبارات منطقه در تباني به حُکام به زور و زر رسیده به زور ب52  دست به دست هم داده و تلاش دارند تا بقای خویش و تأثیر خویش را را در یک نشست بُن جدید  خلاف نورمهای قانونو اساسی تثبیت  کنند.   تمام شواهد نشان میدهند که تشدید بمب ګزاری ها و بی امنیتی های اخیر  در تبانی این حلقات صورت میګیرد.  

دستګیری های بخش جنایتکاران بخاطر جای را نمی ګیرند بخش اصلی انتحاری و بخش دستګیر شده معمولاً   در برابر پرداخت پول جرم را اجرا  میکنند و قربانیان اند.

 

هموطنان ګرامی! 

برماست تاعوامل عمده و فرعی تراژيدی ملت افغان را درک نموده و اګر خود هم نا اګاهانه و یا نا اګاهانه در صف شر و فساد قرار ګرفته باشیم  از آن خود را رها کنیم. 

 

هموطنان ګرامی، خوهران و برادران! 

اکثریت چوکی و زر پرستان خاندانی

 دودههء اخیر ، دست به دست هم داده و در تبانی با دشمن قسم خوردهء پاکستانی و قُم بخاطر کسب لقمه از کثافت، خون و باروت  ملت افغان دست به کار و مصروف هماهنګی شرارت اند. آشوب میکنند تا حاکمیت را منقاد به جزیه دادن کنند. 

بر شماست بی تفاوت نمانید و ادای رسالت نموده صدا و موضع روشن خویش را بلند کنید و مانع جزیه ګیری شوید! 

نه شود که دیر شود! 

و ما علینا الا البلاغ المبین

دوکتو رصلاح الدین سعیدی

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب