27-12-2017

دوکتور ص. سعیدي

مشکل بلخ و نور در کجاست؟
27-12-2017

دوکتور ص. سعیدي

مشکل بلخ و نور در کجاست؟

 



بحث های خطاء بی منطق و نتیجه ګیري 
خطاء درین چند روز در مورد ولایت بلخ و والی سابق آن ديدیم، شنیدیم و خواندیم که حوصلهء تحمل دیګر نیست. دیده درایی و به جان زدن، سوء استفاده از دیموکراسی و سوء استفاده از کلمات عادلانه و خواست ملت و ... آنقدر شنیدیم و دیدیم که ګاهی بر خود اشتباهی میشویم. نمی دانم این ما کودن ایم و یا کودن ها ما را کودن فکر میکنند. 

مشکل بلخ و جناب نور و نور ها در کجاست؟ مشکل ملت ما در کجا حاكميت كابل چه مشكل اساسی دارند و خطای اساسی در کجاست؟ 

مشکل در بی عدالتی های دور و نزدیک است. 

مشکل در آنجا آغاز میشود که ما دید انتاګونیستی، آشتی ناپذیری طبقاتی، دولت وسيلهء فشاریک طبقه بالای طبقهء دیګر، تقسیم عادلانهء نعمات مادی به زعم خود، تنظيم از نو رابطه با وسايل توليد و تنظيم تقسيم  توليد ما زاد و ... را پذيرفتيم و بخاطر تحقق آن کار کردند و میلیونها انسان و ازرش های انسانی بخاطر آن را تباه و برباد دادند و عدهء هنوز هم به ګناه و سهم خویش را درین تخلف، تعدی، تجاوز و جنایت عمدی، و یا غیر عمدی نمی پذیرند. نه تنها که نمی پذیرند هنوز هم به خطاء بودن دیګران و صحت خود باور دارند و حتی با حماقت و یا هم دیده درايی دیګران را به تمسخر میګیرند. و آن دیګر بدون تفکیک مسوولیت اخلاقی، وجدانی، سیاسی و جنایی همه را یکسان و به جوال واحد انداخته، و قبلاً تولد شده ها را یکسره به تمسخر ګرفته، آسان سازی نموده، موضع و عمل دارای تأثیر معکوس و غیر عادلانه دارند و میکنند. این ګروه اخیر  شبیه بدون درک نتایج کار و موضع خود، همان افراطيون جنایت کار اند که با منطق: تو در بمبارد وطنم، میکشی، من هم در بمب ګذاری در بس و میترو میکشم. هردو عملاً جنایت کار اند و انسان بی ګناه میکشند. هردو مبرر ندار‌‌‌‌‌‌ند. 

 

خواننده خواهد پرسید این آدم مغزش خراب شده. موضوع و عنوان: مشکل بلخ در کجاست و این از طبقات و مبارزات طبقاتی و ... بحث دارد. 

بلی این همه با هم ارتباط دارند که جنایات تحت نام هفت ثور، هشت ثور، شش جدی و انکشافات بعدی صورت ګرفت و با وجود آرزوهای خوب این و یا آن فرد، عملاً به جنایت و تخلف ضد بشری انجامید، عزتها بی عزت شد، انسان و انسانیت کشته شد. درین پروسه  به تخلف و جنایت يا ساکت ماندیم، یا ګفتیم به ما چه؟ 

به من خو مشکل نیست. 

باشد که از ما خفه نه شود، 

خیر تیری ته بیار، 

باشه من خو متاثر نه شدیم، 

باشه به من ازین چه میرسه و امثال آن. ادای رسالت نه کردیم. حق را دیدیم کمک نه کردیم، حتی نشر و بخش حق را که به ضرر خود حس کردیم، آنر تکثیر نه کردیم و از رساندن منطق حق هم کوتاهی کردیم. در مواردی هم عمداً اذهان را به بد راهه بردیم. خود را فریب دادیم و قصد فریب دیګران داشتیم. واګر مردم دانستند که تخلف و خیانت در کار است، آنرا توجیه کردیم. بهزاد زمانیکه به سوال یازده وکیل غزنی از یک قوم ویک مذهب مواجه شد، میګوید: خوب شد که بلاخره از ٢٥٠ عضوی پارلمان توانستم 54 انرا به میل خود ساختیم و عدالت تاریخی را تأمین کردیم و ... (نقل قول بالمفهوم). 

زمانیکه در مورد نهایت و نتایج نظام فدرالی در افغانستان از علم بردار آن در منطق خود کم می آید و برایش ثابت ساخته میشود که این منجر به تجزیهء افغانستان در شرایط کنونی میشود. وی در جواب ساده میپذیردکه: بلی بګذار آفغانستان تجزیه شود. 

آنها میدانند که این وطن با تفرقهء قومی و سمتی و چوبک زدن در بی عدالتی های ګذشته، مشخصهء منحصر به جامعهء افغانی و افغانستان  و درست کردن لقمهء سیاسی ازین کثافت به تباهی کشور میانجامد. همه میدانیم که  با یک شخص  اتن نمی شود،  اما این خفاشان سیه دل به این کینه توزی دامن میزنند. 

بی عدالتی قومی و سمتی را در اولین فرصت خود عملی کرده  اند.  انکشاف غیر متوازن اقتصاد کشور، ترکیب قومی و سمتی تعداد جنرالان و قطعات صاحب امتیاز خاص نیرو های امنیتی، تصاحب پست های حساس در ١٨  سال گذشته،  تركيب كادری در  وزارت  ھای  امنيت  ملی، وزارت دفاع، وزارت داخله و خارجه، كسب قرار داد های ميليونی، چور کابل  بانک و........همه و همه ګواه مشهود و مستند بی عدالتی های قومی، سمتی، مافیایی است  که حکومت ضعیف فعلی حتی  متخلفین مشهود را به محاکمه کشانده نمی تواند    

 

و اګر در حاکمیت و یا خارج ازآن در مورد صحبت و یا تلاش تصحیح شود ، مبلغین حق و عدالت، به شمول عدهء در حاکمیت کابل و خارج از آن را با میدیای وسیع  دست داشتهء   چنان هیاهو بر پا میدارند که حتی وزیر خارجهء آمریکا در صحبت های رسمی خویش از ضرورت تأمین حضور همهء  اقوم در ستیج سیاسی. افغانستان تأکید دارد.  مګر امریکا در ١٨  سال  گذشتهء بی عدالتی قومی و سمتی در افغانستان خبر نبود؟ 

آیا دولت مدرن را میتوان با قومی سازی ساخت؟ 

نقش احزاب سیاسی درساختن  دولت مدرن کجا شد؟ 

آیا یاد آوری این بی عدالتی های مستند بخاطر تصحیح و اقدام متناسب  عمل فاشیست و تعصب است؟  جواب به صورت قطع منفی است. 

 

عواید و سرمایهء اندوختهء ۱۸ سالهء والی و وزیر سرسام آور و تعجب آور است.  

ما ضد سرمایه و سرمایه دار نیستیم. 

اسلام  ضد سرمایه و  سرمایه دار نیست. 

 

با خدا داده ګان ستیزه مکن!

که خدا داده را خدا داده!

اما بسیار ساده: 

درکدام کمپنی و کدام  تجارت  صاحب چنین مال و متاع عظيم شدی؟ 

چند و به کجا مالیه دادی؟ 

به این ترتیب ثابت کن که مالت حرام نیست و خدا داده است. 

تا بعد از آن به حیث بهترین تاجر دنیا برای لقب بدهیم و بالایت افتخار کنیم. 

دریک هفته تحقیق همه اسرار عواید نامشروع 

روشن و قابل مصادره اند. 

 

و آما مزار شریف و مشکل آقای عطاء محمد نور والی سابق آن: 

مشکل در حاکمیت جناب حامد کرزی است ، مشکل در امریکا است که در زمان حاکمیت طولانی جناب حامد کرزی با وجود فرصت ها و امکانات آمادګي لازم برای انتخابات آزاد و شفاف، مظهر اراده ملت  عمداً نه ګرفتند. 

مشکل در متعصبین منحط قومی و سمتی و نوکران ایران و پاکستان آن است که پارلمان متقلب را به میان آوردند، از یازده وکیل سهم ولایت با اکثریت پشتون نشین غزني هر یازده از قوم و مذهب بهزاد تقلب کردند. 

مشکل در مجریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری که با وجود تقلب ادعا کردند که انتخابات شفاف را انجام دادند و به دروغ اعلام کردندکه به 5000 شکایات در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رسیدګي کامل کردند. 

مشکل و معضل درین است که اقای نورستانی عوض اعلام نتایج انتخابات، به دستور جان کیری انتصابات کرد و به رای ملت ارج ګذاشته نه شد.

 حکومت تفاهم ملی، وحدت مای  و وفاق ملی و اتحاد نیرو های ملی برای ایجاد حاکمیت در افغانستان بعد از اعلام نتایخ انتخابات ریاست جمهوری با برنامه محوری!!!، کار درست، ضرورت و حکم زمان بود و است. آما آنچه جان کیری تشکیل داده و تقسیم غنایم شد، تا برنامه، مصیبت بیش به بار نیاورد، مصیب بیش نبود و نیست.  استدلال نور ها. به آن ازین هم مفتضح  تر. 

  و ها باز هم قبل از پرداختن مستقیم به اصل عنوان باید ګفت که عدالت نباشد صلح نیست.  انترناسیونالست دیروز که طبقات و مبارزات طبقاتی میګفت و کارګران جهان متحد شوید،  نعره میزد و آن که در اعلای کلمه الله از اخوت اسلامی و امت اسلامی صحبت و اعتقاد داشت و در به قدرت رسیدن ، جنرال و مامور ارشد و ديپلومات  و چوکي پُر درآمد  را منحصر به قوم و زبان کرد، وزارت داخله، وزارت  دفاع و امنیت ملی را منحصر به قوم و سمت ساخت، لاجورد و زمرد را غیر قانونی تاراج کرد و میکند، و اګر کس فاشیست و قوم ګرا را به استناد مستندات فوق فاشیست و قومګرا ګفت و یا نه ګفت، اما در تصحیح حالت اقدام کرد و یا تلاش اصلاح کرد، آن وقت هم محمداشرف غنی و هم آقای حکمتیار فاشیست شد و خود شخص نویسنده هم با ټاپهء هم از اعضای حزب اسلامی شد.  

مشکل عدم

 بلی عدم قبول حکم رئيس جمهور و تمرد در قبال دولت مرکزی، با چرندیات زیاد همراه است. 

باید باور داشت که  در تحلیل سیاسی امروز فریب و چرند  ضیاع وقت خود و دیګران است. 

نه ارګ و نه ولایت میراثي است. 

ارګ را اینها و اتفاق تیم داکتر عبدالله عبدالله و ماما کري بر ملت قبول و یا تحمیل کرد. 

وظایف ارګ و وظایف والی معلوم است. والی بودي حال نیستی. 

این را  کي میګه؟ 

نماینده تیم شریک در حاکمیت و ارګ. 

تیم شریک کیست؟ 

جمعیت اسلامي و بخش از احزاب و شخصیت های دیګر متحد تیم اقای داکتر عبدالله عبدالله است. 

آقای نور و اقای صلاح الدین و شاخهء حزبی اش درین قسمت به خطاء  اند که تصمیم کابل را نمی پذیرند. 

درین شک و تردید ندارم. 

خدا خاتمه ایشان  را خیر کند. 

یک اشتباه ممکن شان درین شرایط مراجعهء آقای نور به ایران و به روس ها است. 

به روس ها و ایرانی ها بګویند که ما مانع داعش و طالبیم لذا ما را به همین علت عقب میزنند.   

اما مراجعه به روس ها مساوي به خود کشي است. بقیه را خود بخوان. 

 

و ها دیموکراسی خطوط سرخ دارد.  جنرال پاناما ارتیګا را فراموش نه باید کرد که اولاً  متحد آمریکا بود اما بعددر زندان چندین دههء آمریکا جان داد.  

و ها یک کسې به نام صدام حسین  هم  که بود که با تمام ارګاه و بارګاه تمام شد. 

و ها دیموکراسی آن یکي دیګر را از دفتر ملل متحد کشیدند و به چوک کابل با برادرش چند روز آیران کردند او اول در دفتر ملل متحد و دوم رئيس جمهور بود و سوم حاکمیت را تسلیم کرده بود. دیموکراسی و قرن 21 هم بود. خواب خرګوش نبین! به زمین استاده شو. 

و ها اخر امر چه میشود؟ 

زنګ تیلفون می اید و میګوید منم. اقای صلاح الدین ربانی  تیلفون را جواب ګفته. بلی سلام و در تیلفون بریش ګفته میشود. 

اون نفرت را بفهمان که دیګر والی  نیست. صلاح الدین ربانی میګوید: خو.... نفر تیلفون میګوید: نه بریش بګووالی نیست و از ولایت خارج شود. 

آقای ربانی میګوید و یا جناب آقای نور میګوید: خوب صاحب. 

نتیجه: 

اعلان میکند من بیعت به جمعیت داشتم و جمعیت فیصله کرد از مزار شریف خارج میشوم. و والي جدید میاید و کار میکند. 

در ابتدا عُمال مربوط به  آقای نور دو دسته میشوند. یکی مخالف والی جدید و دوم موافق اما موافق  در خفا مخالف و سوم تعداد کم صادق  والی جدید و نورمال تا اخیر صادق میمانند. 

به هرصورت بعد چه میشود؟ 

معمولاً والی جدید بعد از مدت یک سال به جای دیګر مقرر میشود و ... 

اګر جناب نور مشکل ایجاد کرده باشد برایش مشکل ایجاد میشود و دوسیه های اختلاس ها روی کار و عواقب بد. 

اګر همکاری کند و هوش اش به سرش بیاید. والی جدید را تبریک ګفته و در معرفی اش اشتراک کند. باز ممکن پوست در داخل کشور و یا پارلمان برایش و یا  وزارت برایش داده شود.  

بقیه تفاصیل دارد. 

جناب عطاء محمد نور به مشاور خوب واقعبین ضرورت دارد تا خاتمه اش خراب نه شود. 

موضع فعلی که سبکدوشی را قبول ندارد و مقاومت کند به نفع ملت، به نفع افغانستان ، به نفع جمعیت اسلامی و به نفع آقای عطای نور نیست. 

تشکیلات و سیاست تقسیم قدرت بین جناب رئيس جمهور و جمعیت اسلامی  حاکمیت منحصر به قوم و سمت و تکه دار ساختن یک شخص به نام والی و ولایت  کار درست نیست. 

بقای والی در سمت خود برای بیشتر از دو دوره، هر دوره سه سال، ضرورت به تنظیم قانونی دارد. 

مردم را به نام زبان، قوم و سمت به جان هم انداختن خلاف تمام اصول انسانی و قانون است. 

و ما علینا الا البلاغ المبین

27/12/2017

00447886474638

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب