23-02-2017

دوکتور ص. سعیدي

مشاور مسلکی و خواب پریشان!
23-02-2017

دوکتور ص. سعیدي

مشاور مسلکی و خواب پریشان!


ګفتم بحث جالب و مهم است. مشکل و راه حل کتابی را میدانم اما ګوش شنوا نیست. 
ګفتم نه تنها نقیصه را میدانم بلکی علت آنرا  و راه حل ممکن را نیز سراغ دارم. 
بلی 
فهم مسلكی در کار اتوریته میبخشد  واتوريته در كار ميدهد.  
بلی در جهان امروز كه امور وسيع و يك شخص نمی تواند عقل کل باشد و ممکن ھم نیست مسایل را یک شخص حل خود حل کند. 
زمانی بود که امام و خطیب مسجد، عالم دین و حاکم و قاضی و څارنوال و حتی تطبیق کننده جزا و یا ناظر تطبیق آن بود.  به این ترتیب حکومتداری ارزان بود و سریع. اینکه عدالت تأمین میشد و یا نه سوال دیګر است. مشکل داری به ولسوال طالب میروی در یکی دو ساعت چټ و پټ و حکم صادر و عملی میشود و السلام. اما تضمین تأمین عدالت وجود ندارد. خوب شد کار مجاهد بود، خراب شد اشرار و جنایتکار بود. و اما در شرایط نورمال جهان امروز در دولتداری نورمال اولا پست و چوکی ھای دولتی به چوکی های سیاسی و مسلکی تقسیم میشوند. 
خوشا به حال آن ملتیکه برای افراد متعهد، مسلکی مشروعیت در بدست آوردن کرسی سیاسی در دولت بدهند. کرسی های مسلکی و افراد مسلکی سرمایهء  ملت و تغیر در رهبری سیاسب نظام به مفهوم با در نظر داشت نتایج انتخابات تغیری در عزل و نصب در پست مسلکی نمی اورند و نمی آيد. مسلکی ھم مسلکی است و حدود خود را میشناسد. تأکید یکسره به مسلکی بودن سبب ایجاد حاکمیتهای غیر متعهد به منافع یک ملت و ایجاد حاکمیت های تجرید شده از ملت میګردد که ما تأثیرات بس تلخ آنرا نیز چشیده و میچشیم.  و اما مس‌ؤول  پست و کرسی سیاسی مانند وزیر و رئيس ارشد  باید با داشتن متخصص مانند مشاور و یا هم فعال ساختن میګانیزم ایجاد روابط تنګا تنګ با مراجع علمی، مسلکی و اکادمیک مسایل تخصصی را در مطابقت تخصص و مسلک تصمیم گرفته، حل و فصل نمایند. 
تصمیم  مرجع مسلکی و پیروی مرجع سیاسی از نظر مرجع مسلکی مسالهء  اجبار مانند قانون نوشته شده،  نیست. اجبار بودن این پيروی از نظر مسلكي  در منطق سلیم مرجع سیاسی و وفاداری وی به تعهد و سوګند است که به ملت داده است که بهترین خدمتګار وطن و ملت باشد.
در همین خواب  وافكار سوال و جواب با خود غرق بودم که به پهلو ګشتم و ناګهان در همان خواب در حالیکه هنوز خواب بودم ګمان کردم بیدار شدم و خود را درافغانستان یافتم. حکومت ائتلافی یادم امد، انتخابات و مشروعیت نتایج ان، اګر برنده نه شود، تهدید روان شدن جوی خون یادم آمد، انتخابات و نتایج انتخابات یادم امد، جان کیری یادم آمد. برای یک لحظه در ذهنم برق زد اګر تیل سربازم را قطع کنند و اګر پروژهء داعش و ایجاد مشګل را برای روسیه با علنیت فعال کنند، اګر آن سناریو جنګ ٥٠ سال اينده در افغانستان را در ذهنم ګذراندم و با خود فکر کردم که اګر سوال و منطق وجود نظامی شان در کشورم منتفی شود و همه با هم برادر وار کنار هم نشسته  و به شخص بیرونی بکویم مادربین خود جور میایم و شما ما را به کار ما بګذارید. آیا در مقام که هستم  باقی خواهم ماند؟ و آیا این درست است که من شایسته تر از همه درین پست و مقامم؟ و این آخیرش من را وحشت زده کرد، در حالیکه عرق و تر شده بودم  که زنګ ساعت ( الرم) به صدا درآمد و فهمیدم که خوابم و باید بیدار شوم که وقت نماز صبح است. شکر خدا (ج) را کشیدم  که خواب بود و من شخص عادیم و این همه بدوشم نیست. پسرم را صدا زدم برخیز صبح است. و همان زندګی فقیرانه روزمره آغاز شده و نه از دولتداری و نه از مشاوریت مسلکی خبری بود. قحط الرجال است و تراژيدی ملت افغان ادامه دارد! 
تعجب درين است که آن دیګر تراژيدی میافریند ګناهګار نیست اما من که ګناه ، تراژيدی و آفرینندهء جنایت و تباهی را نام میبرم، متهم به زهر پراګنی و سم پاشی و ملامتم. 
به من میګویند که نیم پر ګیلاس. را نا دیده ګرفته ام و همیش از جانب خالی ګلاس حرف دارم. من میګویم اول که آغا بلی های حاکمیت کم نیستند که آن دست آورد ناچیز را بزرګ جلوه داده و کف بزنند و دوم آن نیم پر نیم پر نیست، و آن حد اکثر ربع پر را به جان ما نصف پر تحمیل نه کنید. موفقیتها در تناسب به مصارف و قربانی، زمان مصرف شده اصلاً بلی اصلاً قابل قبول نیستند! 

پایان بی پایان

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب