20-02-2017

دوکتور ص. سعیدي

خاین کیست و خادم کیست؟
20-02-2017

دوکتور ص. سعیدي

خاین کیست و خادم کیست؟

 

جواب این سوال هم سخت و هم آسان است


سخت است بخاطريكه ما كدام مرجع استخباراتي و تحقيق جنایی نیستیم. تا فورم معاش خوری این و آن خاین و وطنفروش را با کار استخباراتی و اجنتوری بدست اورده و افشا کنیم. افشای آن کارت و اسناد هم با یک تکذیب و جعل بودن عملا درین دنیای فتنه و حیله   خاتمه یافته شناخته خواهد شد. عضویت هم با اهداف و مقاصد مختلف و ضرورتها توجیه داشته میتواند. اما تحلیل، ارزیابی، رای و نظر ما استوار به ان مظاهراند كه در دسترس محدود ما قرار ګرفته و ما آنرا مانند آن بازی خوردسالان ( پوزل) که قطعات كوچک تصویر بزرګ را پهلوی هم ګذاشته و با ګذاشتن این قطعات خورد تصویر بزرګ تلاش دادن تصویر و چهرهء از وضع سیاسی را به تصویر میکشیم. درین تصویر کشی و ادعا های خاین و خادم با مهر های سرخ، سبز و سیاه در جیب هریک از ما اګر جاسوس، مأمور ، مزدور، عقده مند و شخص تکلیف روانی دار، لفاظ و فضل فروش، بې مضمون و به هر قیمت انتقاد کننده و انتقاد برای انتقاد این تصویر و تحلیل را میدهد و پيشکش میکند وی همان تصویر را میکشد  که مأموریت ومعذور  بودن وی همان تصویر، حکم و هدایت را میدهد. 

اما آنهایکه تعهد به ایمان و وجدان و تعهد به حق و ادای رسالت درین فرصت کوتاه بشری  دارند و من چنین ادعای بزرګ را مانند صدها قلم بدستان افغان در داخل و خارج کشور دارند و تعهد بجز  به خیر، ایمان و وجدان دیګر تعهد ندارند و نداریم، اینها به نظر و منطق من چه راه و روش را  در شناخت و قضاوت خود در مورد اشخاص ویا وضع دارند و یا باید داشته باشند؟ 

تعهد چنین است که باید در راه حق، شناخت مشکل و پرابلم به صورت عینی پرداخت و مشکل را چنانیکه هست باید دید و درحل آن با اولویت دادن به مصالح و منافع کشور و ملت افغان، امر صلح و کرامت انسان و انسانیت به صورت پيګیر کار کرد و موضع داشت. سایر سمپتی، انتی پتی، علایق و تمایلات قابل درک و فهم اند و نباید با افراط و تفریط ګمان کرد که وجود ندارند و ګویا انرا منتفی دانست. نه چنین افراط و تفریط خطاء و نادرست است. 

من تاجکم، من پشتونم، من پنجشیری ام، من ازبک ام ، من مسلمانم، من انسانم ، من مصلحم. عزت و  اهمیت خود، منطقه و سمت و کشور خود را و ملت خود را میدانم لذا به دیګران نیز با درک عمق خود باید احترام کنم و عزت خود را در بی عزتی دیګران جستجو نه کنم. 

  درقسمت قضاوت بر دیګران: یافتن شخص بد و خرابی لذت نیست و نباید به آن خوشي حاصل شود و از یافتن بدی لذت برد. 

در زنده ها قهرمان دايمی نیست و هر لحظه ممکن قهرمان خاین شود. تصادفی نیست که ما دعا میکنیم که الهی خدایا خاتمه ای ما را نیک و خیر بګردا و خير كن! 

در شرع اصل برای ما ظاهر است و بر قلبها الله تعالی میداند. ما حق نداریم و نداشتیم ( چنانچه در زمان جورج بوش شد) زندانهای  بګرام و دهها زندان مشروع، قانونی و غیر قانونی را بخاطر و به علت پر کنیم که این و یا آن شخص به دین اسلام معتقد، ریش دارد، نماز میخواند، سلاح دارد و از خانه و عزت و ناموس خود دفاع میکند کاریکه باید حاکمیت میکرد و یا بکند.  حاکمیت امنیت خانه و ناموسش را ګرفته نمی توانست و نمی تواند.  تعقیب و پيگرد چنین اشخاص بخاطر بودن در وقت نامناسب و در جای نا مناسب به علت همین پيس داوری ها هزار ها و صدها هزار تراژیدی افرید و چنین اشخاص تعذیب و در  زندان ګذاشته شد و آن هم به صورت غیر معلوم باوجود این بدون  کدام  ابلاغ اتهام و بدون سرنوشت کشتن و بستن باز  هم مدعی حقوق بشر بودند و هستند. این شرم و خجالت است به  نام انسان و انسانیت. حکام و رهبران سیاسی افغان  که حاکم بودند و از اتباع خود درین عرصه دفاع نه کردند ، ساکت ماندن و عمل نه  کردند، جفا کار و خاین اند. درین کتګوری هرکس امد. نتیجه و قضاوت ما در مورد شان روشن است. 

در قضاوت بر اشخاص بدون جدا کردن مس‌ؤولیت ایمانی، وجدانی، اخلاقی، سیاسی و جنایی و این همه را مغالطه و مخلوط کردن و هرکه از پنجشیر است بد ګفتن این ګونه تحلیل،  و این قضاوت خطاء است. ما در پهلوی سایر معیار ها و محک ها انچه در دسترس داریم. همان مواضع و افکار حاضر اشخاص و افراد و قوت اعتقاد و عمل کرد. اشخاص است. کسیکه ګذشتهء داشت و همهء ما داریم و سمارق سبز شده نیستیم. 

لذا 

موضع امروز ما یکي از معیار های اساسی است. قهرمان دایمی وجود ندارد و این موضع امروز ماست که ما باید در پشتیبانی و دفاع از کس و یا در خلاف آن قرار ګیریم. برماست تا به آنهایکه فرصت داشتند و عمل نه کردند و حال در اصلاح و تلافی اند، یاد اورشویم که از اصلاح و تصحیح شما را الله تعالی انشا الله اجر خواهد داد اما دیګر حق امامت را ندارید و مانند سرباز به خاطر انچه خراب کرده اید خدمت سربازانه کنید تا اګر شود تلافی و جبران نسبی کنید. ما باید بخاطر داشته باشیم که در حرکت به پيش در ګذشته غرق نه مانیم، چې ماندن و صرف ماندن در  ګذشته ما را از رفتن و کار  برای حال و آينده باز میدارد. ګذشته را نباید فراموش کرد و تاکید بر اینکه ګذشته را صلوات و ختم ، یک تأکید خطاء است. ګذشته را باید همیشه بخاطر داشت و این توهین را که ګذشته ختم و فراموش کرد من توهین به خون شهدا میدانم و نادرست است. اما ګذشته نباید بخاطر انتفام و نفرت بکار ګرفته شود. نفرتیکه علم برداران فدرالی و نوکران ایران و پاکستان و حتی دشمنان اسلام و وحدت اسلامی بس ماهرانه و استادانه، موفقانه در افغانستان عملی میکنند. 

قضاوت بر کار رهبران ګذشته و حاضر پشتون و بلوچ، مجبوریتهای  دیروز و امروز شان را درک کردن و اینکه همه قهرمان نیست باید قبول کرد. و جود دهها هزار قربانی پشتون و بلوچ و مکارګي های ای اس ای و  قربانی بی حد و حصر رهبران پشتون و بلوچ همه قابل درک اند. قابل درک است که جناب آفراسیاب خټک سه چار سال قبل در هالند در یک نشست خصوصی ګفته بود که: اګر ای اس ای همین امروز خواسته باشد ما نیستیم. لذا مشکل ما را سعیدی و دیګران درک کنند و ما را ملامت نه کنند. این همه بجا و قابل درک اند. بلی در نشست ده ماه قبل با اعضای ارشد و مهم از پارلمانیان پشتون و بلوچ پاکستان در لندن درک و ظاهرا محسوس و روشن بود که در بحث عوض ګرفتن نام ای اس ای دست به شانه. میبردند و میګفتند که ما سوال حیاتی به اینها داریم. منظور شان همان پلیت به شانه های شان اشاره میکردند و از نظامیان  پاکستانی هراس داشتند. بلی جنرال دوستم زنده است بپرسید در اواسط  سالهای  بنا به توافق با ای اس ای به پاکستان رفته بود و در ملاقات با وزیر حکومت ملکی بس قهر و نا راض بود. بعد از ملاقات. ان مأمور ای اس ای که در بیرون در دفتر کار وزیر منتظر بود پرسید: جنرال دوستم چرا قهر و ناخشنود است؟ 

جواب: چون وزیر به ما انچه ګفته بودید وعده نداد. 

راوی روایت میکند که شخص مأمور ای اس ای به آدرس وزیر ملکی  پاکستان ګفت: این چه خر است ما آنچه وعده کرده بودیم برای تان میدهیم. 

احضار معاون سفیر افغانستان به بارک نظامی پاکستان در مورد دادن اعتراض پاکستان. به جانب افغانی در مورد انفجار اخیر در سند و ... همه و همه ان مستندات اند که حاکم اصلی در پاکستان نظامیان اند و هر مطلب و اظهار تجزیهء پاکستان امروز. مساوی است با پانسی( اعدام) از جانب ای اس ای. 

در چنین شرایط و در چنین حالت که تمام جهان به نام جنګ علیه ترور و دهشت جمع شده و پاکستان هم ترور تولید و هم پرچون میفروشد و هم هر کس را که خواسته باشد به نام تروریست میکشد و هم پاکستان به نام اسلام ایجاد شده و هم در طول تاریخ وجود خود خاصتا در 40 سال اخیر در کشور های عربی از جنرال مشرف، ضیاء الحق، کیانی و حالا جنرال .... ګرفته تا امروز  مسلمان کشته و ترور کرده و در منطقه، کشورهای عربی و افغانستان میکشد و میکشد. در چنین شرایط شخصیت و شخص با عزت چون مشال خان ټکر  که اصلا  ازافغانستان تحت سلطه پاکستان امروز است، بدون حراس و علنی ، نه قانون اساسی پاکستان خبیث را میشناسد، نه به آن اعتراف دارد  و نه تمامیت این کشور حرامې را میشناسد و علناً موضع به نفع افغانستان و ملت افغان و امر صلح دارد و درین راه عملا با قربانی کار میکند و باز ما عوض دست دادن به همچو قهرمانان شک و تردید کنیم، این بزدلی، جبونی، جفا و در مواردی خیانت است. 

برای ما موضع رسا و روشن جناب شان قابل قدر است و هر زمانیکه من ، شما و یا هر کس پای کج نهد در همان لحظه باید اعلام داشت که این خیانت و ما به این نیستیم. 

قول و عمل صالح را بدون پيش داوری باید تأیید و پشتیبانی کرد. 

کج بحثی و تلاش بخاطر افراط و کج بحثی و افراط در افاده ها را نباید با سوء استفاد از اظهارات کس وسیلهء  اهداف شوم ساخت و این را باید درک کرد که خواننده و شنونده امروز با بصیرت کی دارد، وسط سطر ها وپشت ورق را میخواند و در جان زدن و چالاکی درین عصر سخت دشوار است. 

شناخت جای خود و دیګران و ارج ګذاری به خواننده به شخصیت خود ما مفید است. 
 

و ما علینا الا البلاغ المبین

دوکتور صلاح الدین سعیدی

00447886474638

 19/02/2017

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب