26-01-2017

دوکتور ص. سعیدي

بخشی از جریانات کشور و مکلفیت های دیپلوماسی ما!
26-01-2017

دوکتور ص. سعیدي

بخشی از جریانات کشور و مکلفیت های دیپلوماسی ما!


صلح به تفنګ تأمین شده میتواند اما استقرارسیاسی و تحقق آن به تفنګ ممکن نیست.  صدها مرتبه صلح را در هلمند و هلمند ها به زور برچه و تفنګ تحقق بخشیدند اما استقرار و تفاهم لازم سیاسی را به عمل آورده نتوانستند و نه خواهند توانست. رسیدن به این هدف بدون خشکاندن سرچشمۀ آن تراژیدی ملت افغان و انسانان بیګناه منطقه و جهان درین رابطه وجود خواهد داشت.
وسایل و راههای تحقق و عملی کردن استقرار با  تفاهمات عملی سیاسی داخلی و خارجی  و عملی کردن درست  مصالحۀ  سیاسی به مفهوم درست کلمه میتواند درین راستا کمک به سزا وتعین کننده کند.  دشمنانان علنی و سری داخلی و خارجی  سیاست مصالحه سیاسي قبل از همه بخاطر تقسیم شدن و به خطر افتادن منافع و امتیازات نا جایز شان به صورت منطقی روشن اند. عدم تحقق به موقع و متناسب توافق و تفاهم سیاسی  با حزب اسلامی به رهبری ګلبدین حکمتیار با تمام انکشافات مثبت آن سند روشن این پروسه  است. به یقین  همین به  بکار ګیری  روش های بس خطا، افزاری، فریب یکدیګر، فرصت طلبی و دیګر روشهای نادرست  غیر عملی درین راستا شد که این سیاست  غیر قابل قایمقام در ۱۷ سال ګذشته  سبب شده که فرصتهای زیادی ملت ما ومنطقه  به هدر داده شد.
شواهد نشان داد که ادامۀ سیاست قبلی جهان در رابطه به افغانستان و خاصتاً موضع روز ګذرانی و پرداختن جزیه دادن بدون تعهد مشخص عملی جانب  پاکستان همه و همه عملا به معنای  ادامۀ سیاست جهان و دمقام اول سیاست امریکا و انګلستان در برابر افغانستان و منطقه است که این حالت درعمل خواسته و نا خواسته  به معنای ادامه جنګ و ادامۀ برادرکشی در افغانستان، عدم تحقق صلح و عدم استقرار برای افغانستان و منطقه شده  است.
مصاحبۀ  اخیر آقای دومینیک جرمی سفیرانګلستان با رادیو آزادی  که بعد از مراسم تحلیف  دونالد ترامپ به حیث رئیس جمهورامریکا  با خبرنگار رادیو صدای آزادی صورت ګرفته  مؤید این امر و برداشت عینی ما است.  این کشور  به صورت صریح  به ادامۀ  تمام روش ها و پالیسی های قبلي انګلستان در برابر منطقه، افغانستان و پاکستان تأکید دارند.   سفرهای و تلاشهای  دوامدار این سفیر به افغانستان و پاکستان و تلاش برای تقویت روابط بهتر افغانستان و پاکستان همه وهمه در ظاهر امر یک تلاش خوب  و مثبت اند اما در عمل  به نفع اهداف دور و نزدیک پاکستان تمام شده و افغانستان ازآن نفع لازم نه برده و نه خواهد برد.
تلاشهای پاکستان برای نشست های بعدی و آغاز  مجدد بحث پاکستان درین راستا و سفر اخیر پلان شدۀ جنرالان  پاکستانی به افغانستان همه و همه یک بار دیګر مطابق تمام شواهد  صرف وصرف  فریب جهان و زمینه سازی برای نهایی ساختن  برنامه های  پاکستاني در مطنقه و جهان است. پاکستان به غصب سرزمین های افغانی درشرق افغانستان و مداخلات بیشتر در افغانستان ادامه میدهد و توانسته مساعدت های کشورهای مهم جهان  را نسبت به پالیسی و دیپلوماسي ضعیب افغانی بوده ومیباشد. تأکیدات به  ظاهر زیبا پاکستان بخش از نیرو های جهان از جمله انګلستان، روسیه  و ....  را  کما فی السابق نیز فریب دادن  میخواهد و در موارد قبل از همه به نسبت ضعف پالیسی و دیپلوماسی افغانی میباشد. مسلم این است که انګلستان  و امریکا دیدګاه ها، مواضع و نقاط نظر ومنافع خویش را دارند که به صورت پیګیر آنرا اولویت داده و تعقیب میکنند اما در عمل در اکثر موارد جانب افغانی نتوانسته  کار خانګی خویش را درین راستا اجراء کنند.  این حالت اګرچه به صورت مؤقت وضع را به جانب صلح واستقرار و نفع افغانستان تغیرداده شده اما تلاشهای پاکستان به تغییر مجدد این حالت به موفقیت های منجر شده که این پروسه ادامه دارد. سیاست مکاره ګی و خبره بودن مراجع دیپلوماسي و استخبارات پاکستانی وضع را بیشتر به جانب پاکستان در حالت  تغیر  است. 
عدالت خواهد بود که با وجود رسوا شدن مقعی  پاکستان در سطح بین المللی به مساعی هند وبخش از پاکتها و ارقام موجود در جهان وقسما برنامه های مثبت  جانب افغانی درین راستا کار های زیادی است که جانب حاکمیت و دیپلوماسی افغانی باید به صورت دوامدار انجام دهد تا جهان و در مقام اول امریکا و انګلستان را از فتنه های پاکستان وحقایق روز منطقه و آګاه سازد.
به  صورت صریح در منطقه هر آن و لحظه میتواند وضع به ضد افغانستان تغیر کند. بکار ګیری  کشور چین، ایران، روسیه و طالبان علیه افغانستان توسط  پاکستان خطرات بدی را متوجه افغانستان ساخته که به صورت صریح عدم پیشګیری به موقع آن  از جانب حاکمیت و دیپلوماسی افغان به ناکامی صریح دیپلوماسی افغانی درین راستا درین مرحله انجامید. این وضع بخاطر به حق بودن ما تغیر کرده میتواند اګر دیپلوماسي افغانی کار خویش و وظیفهء خویش را با فهم مسلکی و مستدل بیان بدارند. توانایی های کادری جانب افغانی که توسط خانزاده ها و خانواده های حاکم به خود تعلق داده اند به صورت صریح به عواقب بس بدې برای ملت افغانستان خواهد انجامید.  
تأکیدات پاکستان  و انګلستان مبنی بر تحکیم و بهترساختن  روابط افغانستان و پاکستان که جنرال بجوا لوی درستیز پاکستان و سرتاج عزیز مشاور ارشد صدراعظم پاکستان به آن  نیز به مناسبت های مختلف تأکید دارند چیزی بیش ازفریب جهان از جانب پاکستان نیست. پاکستان با تمام تلاش و بکار ګیری تمام وسایل بخاطر تحقق اهداف و برنامه های پاکستان درین عرصه به  چیزی دیګری  نمی اندیشد. بحث مرکزی فعلی حاکمیت پاکستان و پلانهای سفر ایشان به افغانستان قرار تمام شواهد همانا نهایی ساختن سرحدات خویش با افغانستان  وکسب سرزمین های بیشتر افغانستان.  متزلزل ساختن حاکمیت  افغانی و جابجا کردن حکومت دست نشانده و تجزیـۀ  عملی افغانستان با تفرقه های قومی و سمتی در افغانستان ، همه و همه به صورت بسیار جدی از جانب پاکستان پیګیری و تقویت میشوند و شده اند.
چنانچه ګفته آمدیم اګر پاکستان به اظهارات خویش در قسمت بهتر شدن روابط با افغانستان تأکید دارد  باید اول به تحقق توافقات سه جانبه و چار جانبه  بین افغانستان و پاکستان  بپردازد و بعد  از بهتر شدن و کار عملی درین راستا به سفر ها و نشست و بازیدهای دیگر پرداخته شده و به آن وقت داده شود. بدون این کار عملی درتحقق توافقات حاصله دید وبازدید ها را ضیاع وقت و به نفع پاکستان میدانیم.
بر دیپلوماسی افغانی است تا جهان  را معتقدسازد که بر پاکستان است از حرف به عمل بیاید. به جهان  تشریح کند که پاکستان  به تعهدات و توافقات بدست آمدۀ قبلی  عمل  نه کرده و درین راستا کما فی السابق به فریب جهان و مردم صلح دوست جهان میپردازد. درنتیجۀ این سیاست است که مردم منطقه و قبل از همه مردم افغانستان به قربانی گرفته میشوند.
جهان با هم نزدیک میشود و ما در قرن بیست ویک به جدا کردن ملتها باور نداریم و دربین دوکشوریکه که بیشتر از ۲۸۰۰ کیلو متر خط متنازع فیها است و ۳۶۰ محل عبور و مرور وجود دارد و صرف ۱۲ آن شکلی تحت کنترول است، در همچو شرایط ارتباط دادن امنیت از جانب پاکستان به  قبول تصاحب سرزمین های افغانی توسط پاکستان  و کسب تأیید انګلستان و امریکا یک تلاش نادرست و ما آنرا خط سرخ غیر قابل عبور میدانیم و این  را در  رابطه به صلح و استقرار نمی دانیم.
 
تاریخ ګواه است که  آقای لارد لویس مونټ بټن  کاکای شوهر پادشاه موجود کشور انګلستان بود که وظیفۀ آخرین ویسرای  و کل اختیار انگلستان در هند برتانوی را  داشت.  اینها مشکل سپردن سرزمین های افغانی را به پاکستان دارند و اینها مکلفیت اخلاقی وسیاسی و حقوقی دارند  تا در تأمین عدالت و به حق رسیدن مردم افغان به سرزمین های تاریخی خویش مساعدت نموده و یا  با تشکیل سرحدات غیر مشروع  وضع را  ازین بیشتر بدتر نه سازند.
قوانین بین المللی و اصول حقوقی حکم میکنند و ما میدانیم که تفاهم و تحمیل نشاني ساختن ساحۀ نفوذ انګلستان  و بریطانیای وقت در زمان استعمار هند  در آنطرف خط تحمیلی، خیالی و فرضی «دیورندلاین»  صرف و در صورت مسامحه و چشم پوشی های غیر قابل قبول هم برای مدت معین  یعنی  برای ۹۹ سال مطابق به طرز العمل های مشابه اعتبار داشته میتواند در حالیکه حال ازین ممۍرد که اینک ازآن ۱۲۳ سال میګذرد. این تفاهم تحمیل شده بین کشور بدون استقلال سیاسی( استقلال افغانستان در سال ۱۹۱۹م اعلان شد)، با زور و تهدید فزیکی به صورت غیر روشن تحمیل شد و جانب افغانستان در مورد نقشه ازهمان اعتراض داشت و به همین علت از همان اول و به نسبت مصوبهء شورای هفتم افغانستا به صورت بعدی فسخ شده و خاتمه یافته میباشند. لذا عمل به آن آفغانستان را به مشکل مواجه کردن و زمینه سازی به ادامهء ظلم درین مننطقه را خلاف تمام نورمهای ملی و بین المللی دانسته و قابل اعتراض جدی جانب افغانی میداند.  
مامیدانیم که تخلفات صریح در ضد منافع افغانستان تا حال صورت ګرفته و برخورد پاکستان درین راستا عادلانه نمی باشد و بخش از کشور های جهان درین مورد چشم پوشي کرده ویا راههای روز ګذرانی را در پیش ګرفته که به نقص افغانستان، مردم آڼ، عدالت و به ضد صلح و استقرار در منطقه است. قبل از همه اګر جانب  حاکمیت دولتی جمهوری اسلامی افغانستان  وظیفۀ خویش را با دیپلوماسی فعال اجراء نه کنند، به ادامهء تراژیدی ملت افغان و  مردم بیګناه منطقه بیشتر  منتج  خواهد شد و شده است.  
مامیدانیم که مراکز تصمیم ګیری در کشور های جهان متعدد  و مراجع دولتی این حاکمیت ها را مانند امریکا یکی از مراجع تأثیر ګذار میدانند.
درین صورت ترور و دهشت و صدور آن اګر پالیسی رسمی حکومت پاکستان نباشد، اما در عمل از مراجع رسمی پاکستان است و این مستندات وسیع خود را دارد.
جانب افغانی باید مستندات خویش را درین راستا به جهان تقدیم کنند که یکی از عوامل تمدید تراژیدی ملت ما، افغانستان و منطقه  شده و خطرات عملی صلح در جهان، منطقه و مردم  عادی پاکستان امروز میشود و شده است. این پاکستان است که ترور ودهشت را ایجاد، تمول و صادر میکند. دادن بودیجه رسمی در سالهای ګذشته به نټ ورک تروریستی حقانی توسط پاکستان ودهها مورد دیګر مستندات روشن  غیر قابل انکار  عوامل ادامهء این حالت اند.
افغانستان، و خاصتاً دیپلوماسی فعال  آن باید به جهان مستند سازند که راکت های زمین به زمین تمرین شدۀ امروز ( 24/01/2017)  پاکستان و آنهم به پول خیرات و جزیه ګرفته شده از امریکا و جهان با کلاهک های هستوي با بورد ۲۲۰۰ کیلو متری  به هیچ وجه رابطه به مبارزه علیه تروریزم در جهان، پاکستان ومنطقه ندارد.  اګر به زعم استابلشمنت پاکستان هند ویا افغانستان است و یا  در عمل و مبارزه علیه آن عملاً  قرار دارد، این کشور ها  در تیر رس توپهای پاکستانی قرار دارند و دهها مرتبه به سرزمین افغانستان  این تجاوز را کرده اند  منطق و ضرورت این راکت ها با این کلاهک هستوی را پاکستان به چه هدف تمرین دارند؟ سوالیکه جانب افغانی آنرا از جهان و متحدین پاکستانی در جهان، امریکا و انګلستان، مطرح و ایشان را قناعت بدهند که پاکستان اهداف شوم تفوق طلبی و خط در منطقه و جهان است. این پاکستان است که به پالیسی های تروریست پرور جهان را به مخاطره انداخته و قربانیان اولی آن افغانها اند. به جهان باید مستند شود که پاکستان به استفاده از اسناد سفر افغانی و نام و حیثیت افغانی هند را به مخاطره انداخته و به نام و حیثیت افغانی بازی کرده و میکند.  این و دهها وظیفۀ مشابه که حاکمیت افغانی در کل و در مقابل اول دیپلوماسی دولت جمهوی اسلامی  افغانستان باید بلاتأخیر اجرا کند.
 اما در عمل دیده شده و شناخت ما  ازین قرار است که عدۀ بیشتر دیپلوماتان دولت جمهوری اسلامی افغانستان اول یا خود دانش مسلکی  وسیاسی ندارند ویا به این مسایل و عمق آن وارد نیستند. در جلسات سازمان ملل متحد به شعر خوانی مصروف اند و یا خاندانی های اند که به واسطه و ذریعه به پوست های پُردرآمد دیپلوماسی کشور مسلط ساخته شده اند.  دیپلومات ما تفاوت بین اظهارات خویش مانند خبرنګار و تحلیل ګر آزاد تا دیپلومات ارشد کشور در روسیه فرق کرده نمی تواند. با شخص مبلغ ضد اسلام، ضد وحدت افغانها و مفتضح مصاحبه نموده و به شر وفساد شهرت و فرصت نیک میدهد. اګر کسې اعتراض میکند آن شخص هم مورد فتنه و دسیسه قرار میګیرد. درنتیجه وزارت خارجهء کشور به معذرت خواهی میپردازد. مګر افغانستان به قحط الرجال مواجه  است؟ به صورت قطع نه.
حکام دولت جمهوری اسلامی افغانستان باید بدانند که دیګر آقای جان کیری وزیر خارجۀ امریکا نیست و ادارۀ  آقای  دونالد ترامپ  بیشتر از پیش صرف به اولیت دادن منافع امریکا  و پرداختن به آن را  به صورت بیشتر تأکید دارند.
بر جانب حاکمیت افغانی است تا نیرو های امنیتی قوی خویش، نیرو های استخباراتی خویش و حکومت داری خویش را  به صورت مشخص تقویت بیشتر کنند.
سیاست کدری و عدالت درآن را مراعات  و برای حاکمیت قانون کار مؤثر بهتر و بهتر عملی کند. افغانستان و مشکل آن راههای حل مؤثر خویش را دارند.  
 بر حاکمیت افغانی و کابل است تا امکانات بالقوهء خویش را خاصتاُ در رابطه به پاکستان به بالفعل مبدل سازد.
برحاکمیت کابل است تا از مقطعی بودن و روز ګذرانی در عرصۀ دیپلوماسی با جانب استوار بودن و عمیق بودن و به طرح برنامه ای کلان طویل المدت برود.
ما با مردم پاکستان امروز که برادران ما اند و در دام حلقات و دسایس نظامیان قرار ګرفته، مشکل نداریم. ما به نزدیک شدن روابط مردم منطقه ایمان داریم. این بدان معنا نیست که بخاطر نجات از شر نظامیان پاکستانی باید به هرتوقع ذلیل کنندۀ  پاکستان چنانچه بخش از تحلیل ګران نوکر پاکستان به آن سفارش دارند ګردن اطاعت به پاکستان را در پيش ګیریم. حاکمیت کابل حق  و صلاحیت ندارد که به  جدایی و غصب سرزمین های افغانستان از جانب پاکستان تحت این فشار های بیرونی و ستون پنجم در حاکمیت، صحه بګذارد. مردم افغانستان  وشواهد تاریخی و حقوقی این خواست پاکستان را قبول کرده نمی تواند.
ما از جانب افغانی به تشدید فعالیت ها و مواضع سالم درین راستا و کار متداوم متناسب تنویری و روشن شدن مواضع  و روشن ساختن خط سرخ غیر قابل قبول برای افغانها را باید به جهان و پاکستان روشن سازیم. به پاکستان باید ثابت شود که افغانستان باسیاست صدور ترور و دهشت به افغانستان به اهداف شوم خویش نمی رسد. پاکستان باید قانع شود که صدور ترور و دهشت به افغانستان به نفع بشریت وانسانیت نیست و به نابودی پاکستان خواهد انجامید. پاکستان باید بداند که اعمال شان به مردم پاکستان امروز، منطقه و جهان و صلح جهانی خطر محسوس و غیر قابل تحمل است.
رساندن این حقایق به  پاکستان و جهان از اولویت های دیپلوماسی افغانی میباشد.
تفاصیل هریک از موضوعات متذکره از حوصلۀ خوانندۀ امروز خارج است. همینکه تأکید داریم باید نیرو های امنیتی و استخباراتی خویش را به صورت جدی تقویت کنیم به معنای بلند بردن مصارف آن بدون کنترول مؤثر استفاده مؤثر از منابع تخصیص داده شده نیست. فعال ساختن مراجع امنیتی و استخباراتی کشور به نحوی که تغییر د تبدیل حاکمیت های در کار شان خلل و معطلی وارد نه کند یکی دیګر از آن کار های اساسی است که حکام کابل باید همین امروز انجام دهند.
لذا دقت و کار همه جانبه درین عرصه  و کار در عرصه دیپلوماسی  و نظامی به صورت مؤثر بدون داشتن معلومات استخبارتی دقیق و مؤثر ممکن نیست.
کار در عرصۀ دیپلوماسی، کار تنویر و معتقدسازی داخلی د داخل خود ادارۀ ما کار در سطح جهانی بدون فعال ساختن و ساختاره ای دست اول، دوم و سوم و بدون فعال ساختن لوبی های وسیع در داخل و خارج از کشور مؤثر و ممکن نیست.
 
در همۀ این عرصه ها نظام و سیستم را فعال متناسب ساختن، کار های اند که ديبلوماسی ما و حاکمیت کابل باید همین امروز انجام دهند.

پایان بی پایان
دوکتور صلاح الدین سعیدی
۲۷/۰۱/۲۰۱۷ 

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب