26-11-2016

دوکتور ص. سعیدي

سازمان ملل متحد و مسالهء صلح افغانستان!
26-11-2016

دوکتور ص. سعیدي

سازمان ملل متحد و مسالهء صلح افغانستان!

 

سازمان ملل متحد تاريخ:

The name "United Nations", coined by United States President Franklin D. Roosevelt was first used in the Declaration by United Nations of 1 January 1942, during the Second World War, when representatives of 26 nations pledged their Governments to continue fighting together against the Axis Powers.:

در مورد سازمان ملل متحد آنقدر مطالب و معلومات در انترنت وجود دارد که سالها به ان مصروف بوده میتوانیم. 

در مورد این خبر که عدهء در افغانستان تمثیل مودل سازمان ملل متحد  ٢٣/١١/٢٠١٦   را نموده و عدهء صاحب نظران در مورد  صحبت داشته اند  چند مساله بس مهم افاده شده در صحبت های این سخنرانان این ګردهم را درین نوشته کوتاه قابل دقت جدی دانسته و توجه شما را به جوانب دیګر آن جلب کردن میخواهم: 

اولتر از همه بايد دانست كه سازمان ملل متحد دولت بالای دولتها نیست. 

سازمان ملل متحد آنقدر صلاحیت دارد که کشور  های عضو به ان سازمان تفویض میکنند. 

تصور از سازمان ملل متحد داشتند که در اظهارات سخنرانان این نشست هویدا بود، درین قسمت یک برداشت و تصور خطاء است. 

در سالهای ٦٠ قرن ګذشته که تعداد زیاد از کشورهای جدید آزاد شده از یوغ استعمار کهن و مواضع کشورهای عضوی  کشورهای سازمان عدم انسلاک در چوکات سازمان ملل متحد بنابر ګذشتهء مظلوم شان در رای ګیری ها و مواضع در هماهنګی به  شوروی وقت قرار داشتند،  در نتیجه این حالت   طبعی تعداد زیادی ازین کشورها باعث میشوند که کشور های غربی و امریکا اصلا به سازمان ملل متحد علاقه و دل خوش نداشته و سالهای سال امریکا حتی حق العضویت خویش  را به این سازمان نپرداخته ودر امریکا عوض فعالیت شعبات معمول کاری سازمان ملل متخد شعبات و دفاتر مشابه و موازی را امریکا روی دست ګیرد. IRC در امریکا مثال زنده ان است که عملا وظايف كيشنري عالي سازمان ملل متحد در امريكا را اجرا ميكرد و ميكند. امريكا خواهان انحلال سازمان ملل بود.  مساله پیچیده ګي های تصمیم ګیری در سازمان ملل متحد  و امکان داخل شدن صرف همان موضوع در اجندای سازمان ملل صرف كه آن موضوع را شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب کند و آن هم صرف به  باب دندان  کشورهای عضوی دایمی، تشخیص شود که این موضوع صلح جهان را به مخاطره میانداږد، وباز حق ویتو کشورهای عضوی دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد که در صورت مخالفت هر یک از اعضای دایمی  در مخالفت به این و یا ان موضوع مساله مورد بحث بوده نمیتواند و به این ترتیب عدم تساوی حقوق، یک کشور با یک رای همه و  همه کار  سازمان ملل متحد را زار ساخته.  از اظهارات منعکس شدهء اشتراک کننده های این ګرد هم ایی روشن بود که از جوانب فوق قضایای سازمان ملل متحد آګاهی وجود ندارد. تعجب هم ندارم که نماینده افغانستان در ملل متحد عوض دها مطلب مهم صلح منطقه و افغانستان به خواندن  اشعار مولانا و سعدی  و آن هم به زبان فارسی مصروف باشد از دیګران چه ګله؟ 

بی انصافی بالاتر ازین وجود ندارد که سازمان ملل متحد را در آوردن صلح در افغانستان ناکام بدانیم و به هر قیمت، وارد و نا وارد نظر بدهیم و در پهلوی سایر عوامل فوق و با در نظر داشت سیاست های جورج بوش که میګفت یا با ما هستید و یا ضد ما هستید و مستکبرانه به جهان بې التفات بود و انچه لازم دید در جهان و افغانستان کرد . تروریست و حمله کننده بر امريكا در ٨٠٠ متری مرکز عالی نظامی و محله بودوباش استادان متقاعد اردوی پاکستان زندگی ارام سالھای متمادی داشت و سران باندھا به صورت رسمی در کویته و اسلام اباد و پېشاور زندګی میکردند اما آنها کوچه و بازار و قریه افغانستان را به خاک و خون یکسان کردند و شما به ان کف زدید. ایشان مسلسل و بیرحمانه افغانستان و قرېه جات آنرا بمبارمان کردند و در زندانهای غیر قانونی به حساب زبان و ریش و لونګی بدون سرنوشت اسیر و اذیت کردند و حکام افغان- شما مسلط در تمام مراکز کلیدی حاکمیت  از  افغان و از  اتباع افغانستان دفاع  نه کردید و بخش  ازایشان در اثر بې عدالتی و جنایات علیه خود شان و ناموس شان سلاح برداشتند و صلح در کشور تأمین نه شد. این سیاست ریوانچ ( انتقام )  و آن انتقام و سیاست غلط و غیر عادلانه کادری و عدم وجود عدالت بود و است که صلح در افغانستان کامیاب نه شد و نمې شود. شما ها ناحق سازمان ملل متحد بی دندان و بی پنجال را ملامت میسازید که صلح را در افغانستان و منطقه تأمین نه کرد. 

بحث اینکه صلح در منطقه هدف است یا بحران قابل کنترول را بجایش جدا میګذارم. 

بلی در نتیجهء همین حالت و همین سیاست خطا و همین وضع بود و است که آن پل و پلچک با کوالیته بس پایین که برای عبور و مرور با امن تر نیروهای نظامی شان قیر شده بود و مبتنی بر سیاست ریوانچ و انتقام جویی  بود تا کار بنیادی، بخش از عوامل از ناکامی جهان در افغانستان است و نه سازمان ملل متحد. 

درین میان و در پھلوی حاکمیت بی کفایت افغانستان، سیاست  اھریمنانه قاکستان در برابر افغانستان عامل ناکامیاست تا سازمان ملل  متحد. 

ازهمه بالاتر آنچه جناب صالح  یکی از سخنوران این نشست به صورت قطع توجه نه کردند آن بحث  ناکام ساختن پلان و برنامه صلح سازمان توسط ایشان با موانع اساسی مواجه شد. این دوستان نمی دانند و یا دانستن نمې خواهند،  اما در مصاحبه موجود یوتیوب موجود است که همین دوستان شورای نظار ګفتند که ملل متحد میخواست نیروهای وارد شده از خارج و غیر ملی را برما تحمیل کنند، لذا ما در آخرین دقایق دست بکار شدیم و نګذاشیم که برنامه مذکور ملل متحد در افغانستان عملی شود.  

لذا قبل از شکایت کردن از ناکامی سازمان ملل متحد از نقش خود مانند مانع برنامهء صلح ملل متحد در افغانستان باید اعتراف شده و از بارګاه الهی طلب مغفرت شود. 

بخش از عوامل دیګر 

نبود احزاب سیاسی ملی و نه کردن کار موثر متناسب جهت دهنده برای آن تا امروز، و به نسبت عدم وجود این احزاب  سازمان های که اندیشه  محور درآن جمع شد تا انحطاط به لجنزار قومی و سمتی و مافیای لاجورد و زمرد و دزدان کابل بانک و .... و در نتيجه سياست كدري غلط و عدم تصويب قوانین  خوب جهت دهنده  به مسير درست عوامل دیګر اند که رسیدن به صلح و رفاح را در افغانستان مانع شده، تا سازمان ملل متحد بی دندان و بی پنجال.   توجه کنید به تعداد ثروت جمع شده در دست حلقات محدود سمتی و کادرهای سیاسی در حاکمیت تا بخش از عوامل عدم حصول و رسیدن به صلح و استقرار را در افغانستان دریابید! 

عدم وجودافراد صادق بخاطر کار عملی سیاست مصالحهء  ملی و عدم تلاش  حاکمیت افغان  برای خارج  ساختن افغان از دست دشمن پاکستانی و ایرانی این ھمه عوامل تباه کن  داخلی و خارجی اند که تراژيدی ادامه دارد و بې جهت سازمان ملل متحد مقصر این همه شناخته میشود.  

و ما علینا الاالبلاغ االمبین

دوکتور صلاح الدین سعیدی

نوشتن دیدگاه

مجلات و کتب