لوگوی جام غور لوگو جام غور خانه
  
معلومات به زبان انگلیسی تماس با سایت جام غور موزیک از ولایت غور عکس از ولایت غور معلومات عمومی در جام غور آرشیف مطالب تاریخ ولایت غور ادبیات و هنر اخبار روز از ولایت غور ولایت غور






































   
 

ضیا باری بهاری

ضیا باری بهاری

 

 

 

از دفترچه خاطرات

 

 

 

سال گذشته در خانه یکی از دوستانم مهمان بودم که ایشان از «دیکتاتوری فرهنگی ایران» سخت به تشویش بودند و با عصبانیت برایم اظهار نمودند که اگر جلوی این دیکتاتوری گرفته نشود تا چند سال دیگر تمام افغان ها به عوض لسان دری به فارسی صحبت خواهند کرد. جالب این است که در الماری این هموطن عزیزم در حدود سی جلد کتاب موجود بود به استثنای یک جلد دیوان حافظ که به فکرم در شهر پشاور به نشر رسیده بود دیگر متباقی همه (به شمول دو جلد واژه نامه انگلیسی و آلمانی) از برکت فرهنگیان ایرانی فرسنگ ها راه را طی و طریق نموده و به منزل این دوستم راه یافته بودند. بعد از شنیدن این سخنان من از دوستم سوال نمودم ـ وقتی که شما از گسترش دیکتاتوری زبان بیگانه در افغانستان بسیار نگران و به تشویش هستید پس چرا این دیکتاتوری فرهنگی را به خانه خود دعوت نموده اید. او لحظه ای مکث نموده به طرف الماری اشاره کرد و گفت: منظورت کتاب هاست ـ گفتم بلی، همین است دیکتاتوری فرهنگی ایران در منزل شما! در جوابم گفت: این کتاب است به هر زبانی که باشد برای خواندن است ـ من ازش پرسیدم پس در کجا این زبان بیگانه را یاد گرفته اید، شما که هیچ وقت به ایران سفر نکرده بودید. دوستم چون جواب معقولی نداشت فکر چقوری نموده برایم گفت: برادر! لسان دری هم مشابه لسان فارسی است ـ من برایش گفتم خی بیایید یک کار دیگر می کنیم. چند بیت از اشعاری میرزا عبدالقادر بیدل را که در خاطرم بود برایش روی کاغذ نوشتم و دیوان حضرت حافظ را نیز باز کردیم و از دوستم پرسیدم که در این ابیات از دو بزرگوار شعر و ادب فارسی دری به غیر از سبک شعری، از نظر فارسی بودن و دری بودن شان چه تفاوت های می بینید و به چه اساس یکی را دری نام می گذارید و دیگری را فارسی!؟ به همین ترتیب از رودکی و فردوسی و سعدی و نظامی هم برایش اشعاری خواندم، باز  از او پرسیدم تفاوت ها را برایم نشان دهید، نظامی که از افغانستان نبود از آذربایجان، شما هم اشعارش را روان می خوانید. دوستم هیچ حرفی دیگر به گفتن نداشت، فقط با یک جمله کوتا پاسخ داد "خی تو می خواهی حالی بخاطر این گپ پای مره به محاکمه بکشانی"  بحث ما در همین نقطه ختم شد و از آن تاریخ به بعد با این هموطنم روی هیچ موضوعی دیگر بحث نمی کنیم؛ اما دوستی ما کمافی السابق ادامه دارد.

                                                                                

 




 

نظرات شما

اویانی

سلام به فرزند خوب زبان فارسی و به همه فرزندان فارسی! هر کسی، از هر کجائی که باشد؛ وقتی یک زبان را دو نام می دهد، دشمن نهایت( با عرض معذرت ) خبیث و مکاری است، و این مانند است که یک انسان را دو نام بگذاریم، آنچه غیر ممکن است. تشکر از قصهً جالب شما. احترام.

جلالی هروی
هرات

دوست عزیز ! بشما سلام عرض میکنم نوشتۀ تان زیبا بود ونشان میداد که آن دوست تان که شما از آن یاد کردید ، در موردی صحبت کرده است که منطقا صحیح نیست. زیرا زبان دری وفارسی منشا واحدی داشته وآنقدر با هم نزدیک هستند که در بسی جاها فرق آنرا بندرت میتوان یافت . لیکن ای کاش آن دوست ما بعوض این سوال غیر منطقی از شما منطقا می پرسید که : تهاجم فرهنگی ایران تهاجم زبان نیست ، بلکه تهاجم فرهنگ فاشیسم مذهبی وفاشیزم کور نشنلیزم ایرانی گری است .تهاجم ایران تهاجم بر تاریخ کشور ما وداشته های فرهنگی وغنای این خطه ومرز وبوم است . شما اگر دقت کنید امروز ایران با ترویج فرهنگ صفوی گری که بر پایۀ اندیشۀ دگم ومتجرانه ومتعصبانه کور شیعۀ صفوی بنا شده نه تنها در افغانستان بلکه در عراق - پاکستان وکشورهای عربی وحتی تا شاخ افریقا وتایلند وچین هم فقط اندیشۀ شیعه گری را پخش میکند این فساد بزرگ تهاجم ایرانیست . در ثانی تمام مشاهیر وبزرگان اهل ادب وعرفان وفلسفه وکلام این خطه افغان زمین را بنام کشور ایران موجود مسجل کرده وحتی با کمال وقاحت ودروغ برای شان شناسنامۀ ایرانی ساخته اند . سوم - ایرانیهای صفوی خود را با خاک کفش غربیها برابر ندارند ، اما متاسفانه آنها افغانهارا مردم بی تاریخ وبی فرهنگ وحتی وحشی دانسته وایشانرا حتی آدم بحساب نمی آورند . این اندیشۀ پلید وسخیف نظام موجود آخوندی ایران در برابر افغانستان وملت افغانستان است . اگر چه افغان ملتی های که بدروغ سنگ نشنلیزم را به سینه میگوبند به افغانستان آنقدر محبت ندارند ومتاسفانه فارسی زبانهارا بنام ایرانی ووابسته به نظام ولایت فقیه ایران میدانند در حالیکه در نزد یک فرد وابسته بنظام اخوندی ایران هر فردافغانی را ( حتی شیعه های وابسته به خودرا )انسان های فاقد فرهنگ ومایه تاریخی ومدنی دانسته وحتی آنهارا مانند نجسهای هند میشمارند . ای کاش زبان ایرانیهای موجود زبان عبری شود تا این وجه اشتراک بین ما وآنها هم نباشد . ما از محدودۀ تعصب بدور هستیم وبا هیچ زبانی وملتی وملیتی تعصب نداریم . حتی با همان ایرانیهای که مارا وحشی و غیر متمدن میدانند هم تعصب نداریم . اما آنها که خود را متمدن میدانند ؛ در برابر افغانها وحشی ترین مردم دنیا میباشند . امید وارم از تبصره ام دلخور نباشید هر چند خودم فرقی بین دری وفارسی قایل نیستم وصرف لحجات این دوزبان کمی فرق دارد ودر عرصۀ مسایل نوشتاری وزبان مکاتبات هر دو زبان عین کلمات وواژه هارا دارند . از شما تشکر میکنم ارادتمند تان جلالی هروی

محمد حسين
چغچران

سلام خدمت محترم ضیا باری بهاری ضمن آرزوي موفقيت براي شما و همه علامندان سايت محترم جام غور، مطلب زيبا و نكته مهمي را ياد آوري كرده ايد. ضرب المثلي است كه "گربه در راه خدا موش نمي گيرد"، جمهوري اسلامي ايران در افغانستان نقش هاي گوناگوني داشته و هميشه در پي منافع ملي خودش بوده است چنانچه پاليسي هركشوري چنين است ولي با آنهم به نظر من در دو مورد خواسته يا ناخواسته جمهوري اسلامي براي ملت افغانستان خدمت نموده است: 1. در قسمت زبان فارسي كه نمي شود گفت فارسي جدا از دري يا دري جدا از فارسي است بلكه هردو دو روي يك سكه است كه اگر فعاليت هاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران نمي بود اكنون هم فارسي غريب مي بود و هم دري و مانند زبان پشتو از هرزباني در آن وجود مي داشت به جز از خودش. 2. در قسمت پناهندگان افغاني كه براي شان جا و مكان داد، هرچند در دوران مهاجرت اكثر هموطنان ما از تحصيلات محروم ماندند ولي همان اندازه كه توانستند خودرا حفظ كنند و حد اقل به تعليمات ابتدايي دست يابند بازهم جاي قدرداني است. بااحترام

علاوالدین جلالی
فیروزکو

سلام دوست محترم آمیدوارم که صحت مند باشید ودر ضمن من میخواستم یک نکته را از زبان دوست شما بشنوم که فرق زبان دری وفارسی در چی است ؟ من شنیده بودم که فرق بین دوزمان آنست که نیاز به ترجمان باشد مگر در بین این دوزبان که شما یاد آور شدید کدام ترجمان ضرورت نیست لطف نموده برایم دراین باره کمی معلومات بدهد از لطف شما بعید نخواهد بود. تشکر

ضیا باری بهاری
آلمان

با ابراز سپاس و امتنان از همه دوستان و عزیزان که با نظرات و پیام های دوستانه وارزشمند شان مرا افتخار بخشیدن بدینوسیله می خواهم حضور برادر ارجمندم جناب علاوالدین جلالی که پرسشی را نیز مطرح نموده اند به عرض برسانم که دو روز پیش دوستی که من با ایشان در رابطه به جدایی و جدا ناپذیری زبان فارسی دری در سال گذشته با ایشان بحث داشتیم، پیام برقی برایم ایمیل نمودند که در بخش از آن چنین آمده است:"برادر عزیز...امیدوارم از من خفه نباشید، من سخت اشتباه نموده بودم متأسفانه شما را نیز آزرده ساختم، مرا ببخشید. حرف هایم از عدم آگاهی و نا فهمی منشأ گرفت بود، نه از روی تعصب و بد بینی من زبان فارسی را مثل زبان مادری ام دوست دارم ... بعد از صحبتی که با شما داشتم حرف های شما بالایم تأثیر گذاشت و بعد از آن تصمیم گرفتم که در این مورد بیشتر تحقیق نمایم،البته بعد از مطالعه و جستجوی زیاد و به خصوص زمانی که صحبت عالماته استاد واصف باختری را در سایت جاویدان دیدم و دقیق گوش نمودم کاملأ متیقین شدم که زبان فاریسی دری یک زبان واحد و جدا ناپذیر است که در افغانستان و تا جیکستان بنام های دری و تاجیکی از آن نام می برند. برادر عزیز! من سخت اشتباه نموده بودم متأسفانه شما را نیز آزرده ساختم، امیدوارم مرا ببخشید." از این دوست نازنینم یک جهان سپاس و موفقیت و بهروزی برایشان تمنا دارم، آرزومندم که خداوند پاک ما را نیز یاری رساند تا همیشه متوجه اشتباهات خود شده و در صدد اصلاح آنها باشیم. با محبت و درود فراوان ضیا باری بهاری

 

Balatarin  بالاترینDelicious Delicious Del Facebook

ارسال  به شبکه های اجتماعی

 

 
  
    
 
طرح و دیزان : قادر علم تماس با سایت جام غور
سرگرمی
انجمن گفتگو
صفحه شما
سایت های دیگر
عضویت در سایت جام غور
حفظ اطلاعات شخصی شما
جام غور
پالیسی سایت جام غور
شرایط استفاده از سایت جام غور