می خواستم خروشِ خستهء یک زخمِ پیر را تا آخرین ستاره که می بینم برویانم می خواستم پیامِ دو دستِ شکسته را به غنچه های معنی یک باغ متصل کنم می خواستم از خانه ها و خیابانها با هایهوی صاعقه، همراه بگذرم . برلین ، نومبر 1998 مسیحی () () ()
می خواستم
خروشِ خستهء یک زخمِ پیر را
تا آخرین ستاره که می بینم
برویانم
پیامِ دو دستِ شکسته را
به غنچه های معنی یک باغ
متصل کنم
از خانه ها و خیابانها
با هایهوی صاعقه، همراه
بگذرم .
برلین ،
نومبر 1998 مسیحی
() () ()
ارسال به شبکه های اجتماعی