
حسن شاه فروغ
برخیز هموطن
این مطلع:
برخیز هموطن که ترا خواب برده است
دزدان اساس خانه و اسباب برده است
ازیک غزل محترم
حسن شاه (فروغ) به مشاعره کذاشته شده است که استقبال آن شعرای گرامی
میتوانند ذوق خود را بیازمایند.
حسن شاه فروغ
برخیز هموطن
بـرخـیـز هـمـوطن که تـرا خواب برده اسـت
دزدان اسـاس خـانـه و اسـبـاب برده اسـت
طوفان ووحشت آمده-هـرسـوغـبـار جـنـگ
مـنـزل خـراب و بـادیـه سـیـلاب بـرده است
ازمـا تـوان دشـمـنـی و جـنـگ رفـتـه اسـت
تـاب و تــوان زنـدگـی را آب بـــرده اســـت
هـر کـاروان بـه منزل و مقصود خود رسید
زانــرو که پای خود کف مهتاب برده است
هـر سونگر که نغمه و ساز و تـرنـم اسـت
دسـت هنـر بـه زخمه و مضراب برده است
دشــمــن زبــــارگـــاه تـمـــدن بـــرای مـــا
زنـجـیــر پـا و چرخه ی دولاب بـرده اسـت
در گلـسـتـان پـر گـل مـا گـل نـمـانـده اسـت
اززلـف پـر شـمـیـم بـتـان تاب بـرده اســت
از لـعـل و از گـهــر هـمـه احـجار قـمـیـتی
هـرآنـچـه نـاب- یـا کـمـی نـایاب برده است
مـارا (فـروغ) دیـده نـور دو چـشـم تـســت
از مـردمــان دیـده مـن تـاب بـــرده اســت
نظرات شما
|
محمدرضا احسان هند
|
سلام و عرض ادب حضور گرامي حسن شاه فروغ:
محترم حسن شاه فروغ شعر شما واقعا جذاب و پر محتوا بود. بسيار عالي سروده بوديد. تشكر بسيار برايم خوشايند و جالب بود. براي تان صحت و سلامتي آرزو ميكنم.
|
|