سپاسگزاری

 

دوست گرامی القدرم استاد محمد عارف ملکزاده،

سلام واحترامات  قلبی ام را بپذيريد. نهايت خوشوقتم که بعد ازسپری شدن سالها، اينک نامهء آن عزيز را از طريق سايت" جام غور" دريافت مينمايم. (الحق که نامه نصف  ملاقات است).

 من هر گز خاطرات نيک وصميميت های گذشته را فراموش نکرده ام.

اجازه دهيد ازمراتب تسليت صميمانهء شما نسبت به درقيد حيات نبودن پدر مرحومم (فگار صاحب )اظهار سپاس وقدر دانی نمايم.

از خداوند پاک برای شما وتمام دوستان در هرجای که هستيد، مؤفقيت و سعادت هردو جهان را تمنا ميکنم.

از دست اندر کاران سايت "جام غور" نيز بسيار زياد ممنون ومتشکرم که با استفاده ازتکنالوژی مدرن انترنيتی، اين سهولت ها وامکانات سخاوتمندانه را در اختيار همهء ما قرار داده اند. ما هم وظيفهء خويش ميدانيم تا در بلند نگهداشتن کيفيت انتشارات اين سايت  از هيچگونه همکاری دريغ نورزيم.  با تقديم احترام  فگارزاده    شهرکابل- 29 اپريل 2006

 

عرض اعتذار وتسلیت به محترم فگار زاده. محمد عارف ملکزاده.

در صفحۀ نخست سایت جام غور نگاهم به عنوان سوگ سرودی افتاد  که توسط ادیب ودانشمند گرانمایۀ کشور بخصوص ولایت غور جناب استاد غلام حیدر یگانه حسن تر قیم یافته بود.وقتی دقیق متوجه شدم دیدم این سوگ سرود بنام یکی از مشعلداران علم ومعرفت وطلایه داران اخلاق وادب ولایت غور فضیلت پناه استاذ محمد رسول فگار سروده شده بود. من این سوگ سرود را که در ابتدا قدری شکسته نوشته شده بود چندین بار مرور نمودم چون تا این لحظه از افول این ستارۀ پر نور آسمان معرفت اطلاع نداشتم نهایت بهت زده شدم چون شخصیت فگار در جامعۀ روشنفکری ولایت غورخیلی ها معروف وشناخته شده بود.  باور نداشتم  از رحلت اینگونه شخصیت های تاریخ غور از طریق سایت انتر نتی اطلاع حاصل مینمایم . بعد از تکرار عنوان و مرور بر متن سرودۀ جناب استاد یگانه در یافتم که استاذ محمد رسول فگار جهان فانی را وداع گفته است.  متعاقبا با یکی ازدوستانم که از اوضاع غور بیشتر اطلاع داشت تماس حاصل نمودم وازوی پرسیدم میتوانید بگوئید جناب فگار صاحب چه وقت پدرود حیات گفته اند؟ در جواب گفت خیلی سال میشود ...گفتم دریغ که شرایط ناگوار افغانستان مارا از جریان حاد ترین مسائل جاری در کشور دور نگهداشته با خود خیلی فکر کردم...  نخواستم خاطر هیچ دوستی را با سنگ ملامتی ملول سازم وتصمیم گرفتم همه ناگواری هارا به به بدی روزگار که چون زنجیر پیش پای همگان افتیده حوالت نمایم واز طریق جام غور که حیثیت آینـه خانه غوری هارا دارد ومارا به هم نشان میدهد  مراتب تسلیت وهمدردی خودرا به حضور دوست گرامی ام استاذ غلام علی فگارزاده فرزند برومند آن مر حومی  از طریق جام غور به عرض برسانم.

دوست گرامی وقدرمند جناب فگار زاده صاحب السلام علیکم.

اجازه دهید تا آغاز تسلیتم را به فرمودۀ سعدی رح آغاز نمایم:  سعدیا مرد نیکو نام نمیرد هرگز   مرده آن است که نامش به نیکوئی نبرند. میدانم نام نامی فگار در جهان معنویت برای ابد با قیست ومرگ ونابودی به سراغ چنین شخصیت ها نمی آید بازهم  مراتب تأثر واندوه فراوان خود را نسبت رحلت والد ماجد شما که در حقیقت پدر معنوی همه تشنه کامان علم ومعرفت بود برای شما و عموم دوستداران تقدیم نموده با اتحاف دعا بروح پاک این شخصیت بزرگ تاریخ کشور وغور باستان جنت الفردوس را برای شان استدعا مینمایم. ومیدانم کاروان بشریت به نوبت این وادی لایتناهی راطی مینمایندوما همه به ایشان می پیوندیم{ انا لله وانا الیه راجعون}از خداوند ج به شما صبر وپایداری آرزو میکنم وبه خود توفیق دیداردوستان چون شما.  با عرض حرمت محمد عارف ملکزاده دوست شما  در هالند

26 اپریل 2006  نوت . امید وارم به کمک شما وجام غور آثار علمی وخطی مرحوم فگار را من حیث یادگار دایمی در صفحات جام غور مشاهده ومطالعه نمائیم

 

سلام به خواننده های وبسایت جام غور

از نماینده محترم خواهش مندیم تا در سه مورد ذیل زیاد توجه خویش را مبذول دارند. اول تعلیم تربیه وایجاد مکاتب جدید اعزام معلمین خدمتی (موقت)یا بطور دائم واکمال کتاب های مورد ضرورت مکاتب. دوم در مورد ایجاد شبکه های برق در مرکز ولایت ومراکز ولسوالی ها البته به برق حرارتی به هیچ صورت موافقه ننمایند زیرا اکمال مواد سوخت مشکل میباشد. برق یا باید بادی باشد یا آبی. البته آبی هم به دو صورت امکان پذیر میباشد.

- ایجاد بند های جدید برق در ولایت غور.

ـــ ویا اگراز بندبرق سلما میباشد باید کارعملی انتقال پایه های ولتاژبلند از حالا  شروع شود .

 سوم در مورد راه سازی که باید حتمآ در پلان های پنج ساله جا داده و کار عملی آن را خواستار شوند. با احترم ارسالی سید ضیا از دنمارک

 

مطلب مورد بحث اموز .

مطلب مورد بحث وتبادل نظر این هفته  تغیر نام چغچران مرکز ولایت غور به یک نام دیگر است

.اگر موافق باشید لطفا نام مورد نظر خویش را  به آدرس جام غور بفرستید.

سلام به جام غور

فضل احمد راهی از هالند و قیس احمد راهی از هالند. ما هم به پیشنهاد هموطنان خود موافق هستیم که مرکز ولایت غور از چغچران به فیروز کوه تبدیل گردد. احترام، فضل احمد از تولک

سلام بخدمت همه هموطنان عزیز !

به نظر من فیروز کوه بهترین و شایسته ترین نام برای مرکز ولایت غور به عوض چغچران میباشد.

در کتاب تاریخ مختصر غور نوشته محترم مستمند غوری میخوانیم .. ( فیروز کوه با شکوه ترین، مستحکم ترین و مشهور ترین شهر غور بوده و از جمله بزرگترین مرکز سیاسی شاهان غور محسوب میگردد.... )

به اساس تحقیق مورخین زیادی در مورد غوریان ثابت شده که فیروز کوه نام قدیم مرکز غوریان بوده است. بنآ بیجا نخواهد بود که نام جدید مرکز ولایت غور فیروزکوه باشد.

                                والسلام     سید ضیا از دنمارک

 

به ادامه بحث بر سر تغیر نام چغچران مرکز ولایت غور.

من هم به این باور هستم که نام فعلی مرکز ولایت غور، یعنی چغچران تغیر داده شود و به نام فیروز کوه مسمی گردد. محمد عارف ملکزاده از هالند.

برای صفحۀ "بحث و تبادل نظر" جام غور.

در بارۀ تغییر نام چغچران:

ما به این نظر هستیم که نام چغچران مرکز ولایت غور اگر به فیروزکو تغییر یابد کار شایسته است. به این دلیل که فیروز کوه یک نام تاریخی است و یکی از پایتخت های شاهان غور بوده است. از سوی دیگر از نگاه جغرافیایی این نام مطابقت کامل به نام سلسله کوهای فیروز کوه دارد. طوریکه میدانید سلسله کوه های فیروزکوه متشکل از سیاه کوه و سفید کوه است که سفیدکوه در شمال چغچران و سیاه کوه در جنوب شهر چغچران موقعیت دارد. چغچران که در وسط هردو شاخه کوه موقعیت دارد با گرفتن نام فیروزکوه این سلسله جبال در ذهن انسان تجسم واقعی پیدا می کند و همچنان با فیروز کوه نام تاریخی که از زبانها افتاده حیات دوباره میابد.

اما نام کاسی به عوض چغچران بنا بر نارسایی تلفظی مقبول به نظر نمیاید. از سوی دیگر چنین نامی موجود است و جود خارجی دارد.

تغییر نام ولسوالی دولینه به ولسوالی سیاه موی وجلالی که قبلأ طرح شده است، مرد تایید ما نیز است.

(از  سوی انجنیر عبدلغفور غوری، توکل گلزاد، عبدلخلیل همت، گل احمد نوری، عید محمد عزیزپور)

 

 

به نام خدا

داکتر جمعه گل یعقوبی جراح شفاخانه ولایتی غور

       صمیمانه ترین احترامات خدمت دست اندرکاران ساید  جام غورتقدیم است ابتکارشروع برنامه هائی این سایت واقعآ قابل قدروتمجید می باشد و از درگاه ایزد متعال آرزوی موفقیعت وکامیابی برای تمام همکاران مینمایم. جام غورانعکاس دهنده تاریخ یرافتخارغور وکلتوروعنعنات مردم غورمیباشد از جانب برای کسانیکه در افغانستان زنده گی می کنند آدرس و یاد اوری از دانشمندان اهل خبره بزرگواران ودوستان که درخارج از کشور زنده گی مینمایند ارزش بسزائی دارد.

به همه همکاران ومبتکاران این ساید ارزوی موفقیعت مینمایم.

 

تبصرۀ کوتاهی بر نوشتۀ دوست

دایمی من استاد محمد عابد حیدری

                با اظهار سپاس و عرض ارادت با اندیشه های نیک و سودمند جناب محترم عابد حیدری شاگرد قبلی من که اگر امروز او را استاد خطاب کنم به آن افتخار می کنم و به آن می بالم !

               جناب حیدری ! شما که عشق و علاقمندی با زادگاهت یعنی غور باستانی و مهد تاریخ مردان چون شهاب الدین غوری و سلطان غیاث الدین که سلطنت خویش را از مرو و نیشاپور تا کنار دریا های جمنا و گنگای هند و از جیحون تا بلوچستان پهنا بخشیده بود نشان داده اید درخور اهمیت و ستایش بی پایان است .

                آری ! طوریکه تاریخ گواه است غورستان دلیر مردان و نخبه گان زمان را در آغوش پرورده خویش اند که اکنون با گذشت قرن ها اخلاف آن با شاهکاری های آن ابرمردان تاریخ می بالند و به آنها ارج بی پایان را تقدیم و می ستودند .

                   با تائید از حقایق و فکتور های فوق در زمینه غور باستان گفت که دولت غوری بیش از نیم قرن یعنی از تارخ 1148 میلادی الی 1214 زمام امور را در دست داشت و بعد از آن رو به انحطاط گرائیده و سر انجام به پایان رسید ، اما با آنهم دوره سلطنت غوریان یکی از دوره های رشد و گسترش تمدن و فرهنگ در آن سرزمین بود که تاریخ و عناوین درشت و پهن آن را به بحث و بررسی گرفته است که این قضاوت تاریخ موجب خرسندی همگان و بخصوص ساکنان غورستان کهن گردیده و می گردد .

              تمدن و فرهنگ دوره غوری دنباله همان تمدن و فرهنگ دوره غزنوی است که تاریخ نیز مشهون از فرهنگ پروری آن به نیکی و افتخار یاد نموده است .

          دربار سلاطین غور همواره مرکز تجمع دانشمندان ، نویسنده گان،  شعرأ و طریقت های مذهبی نیز بود تا تأثیرات مثبت آن علاوه از قلمرو آنها به نقاط دیگر مانند خوارزم که در جوار آن قرار داشت تحت شعاع قرار دهد .

            در دوران سلطنت غوری علاوه از رشد و ارتقای فرهنگ در عرصه های صنعت و معماری نیز موقعیت های چشمگیری را همراه داشت که به گونه مثال جامع هرات و مناره جام می باشد .

          مناره جام که مدت بیست سال قبل ار حمله ویرانگر مغل ها با معماری و نقاشی خاصی تزئین یافته بود یکی از یادگار های عالی و باشکوه همان دوره است که از حیث فن معماری هیچ نقیصه در آن مشهود نیست .

           از ادبیات دری آن دوره می توان از چهار مقاله عروضی سمرقندی نام برد ، اما از آنجائیکه سطور تاریخ در رابطه با آثار قیمتی و گرانبهای ادبی هنری و علمی آن گواهی می دهند این همه آثار گرانبها طی تهاجم ظالمانه چنگیز با خاک یکسان گردید و تنها نامی از کوشک "برین" و باغ "داور" در کتابی باقی مانده است که در پهلوی شاهکاری های معماری و ادبی باید گفت که سرزمین باستانی غور در صنعت دستی ، فلز کاری ، نساجی و غیره نیز رشد قابل ملاحظه را حاصل نموده بود که صفحات تاریخ در باره آن نیز به نیکی یاد نموده است .

              زراعت ، مالداری و آبیاری نیز انکشاف یافته بود که در پهلوی آن رشد اقلام تجارتی به حد کافی در حال توسعه و گسترش قرار داشت که به مؤفقیت های دامنه دار دست یافته بود با وجود اینکه خوارزم مستقل در مرکز شاهراه تجارتی آسیای وسطی قرار داشت ـ افغانستان راه تجارتی هندوستان را با چین و آسیای مرکزی و ایران در دست داشت که شهر های کابل ، بلخ و هرات از جمله مراکز عمده تجارتی آسیای مرکزی محسوب می گردید .

              غلامان در دربار سلاطین غوری از اعتبار خاص و استثنائی برخوردار بودند که حتی با مقام های شاهی نیــز رسیده انــد ، چنانچــه سلطان شهاب الدین غوری فاقد پسر بوده ، بناءً غلامان وی به مثابه فرزندانش همه افسران و والیان بزرگ قلمرو آن بودند که سرانجام در هندوستان باررده های بلند پادشاهی رسیدند .

               سلطنت غوریان از حیث تشکیلات نظامی و عسکری دارای اهمیت بیشتر بوده که نظم و انظبات آهنین در تمام ستون های عسکری آن به نحو بیشتر استحکام یافته بود .

                   شهاب الدین غوری در جنگ دهلی یکصدوبیست هزار سواره را توظیف نمودند تا در برابر سه صد هزار نیروی مجهز پتهورای و گاندی رای با روحیه عالی و سرشار برزمند که در نتیجه لشکر دوصد و بیست هزار نفری شهاب الدین غوری در برابر نیروی سه صد هزار نفری با پایمردی و شهامت رزمی خویش جنگیدند که با فتح دهلی از جانب عساکر منظبط شهاب الدین غوری انجامید .

                 علامت نظامی قشون وی عبارت از دو بیرق بودند که از جمله یکی به رنگ سرخ و دیگری آن به رنگ سیاه بود که در دو جنــاح آن کشیــده می شد ، چتر مخصوص سرخ رنگ مربوط به شاه بود و چتر سیاه به ملکان ، بزرگان خاندان شاهی و والی های بزرگ اختصاص داده شده بودند .

                سلطنت غوری دارای دو پایتخت بوده که یکی آن پایتخت زمستانی و پایتخت دیگر تابستانی بود که یکی شهر فیروز کوه و دیگری شهر داور بود که علاوه از آن پایتخت سومی آن شهر غزنی به شمار می رفت که شهاب الدین غوری در احیای مجدد آن بعد از تخریب توسط علاوالدین جهانسوز سعی و تلاش بیشتر به خرچ داده و آنرا مقر حکمرانی خود برگزید .

            خانواده سوری که از غور کهن نشئت کرده بود از ملوک الطوایف افغانستان و حکمرانان غور باستان در دوره قبل از اسلام بود که از مشاهیر آن (ماهویه سوری) زمامدار ولایت مرو در قرن هفتم میلادی در هنگام ظهور اسلام می باشد که توسط وی (یزدگر) ساسانی بقتل رسید و با اعراب داخل مفاهمه و مذاکره گردید که سرانجام با دین اسلام مشرف گردید .

                اما سوری های غور توانستند تا استقلال خویش را در مقابل حملات و تهاجمات اعراب تا مدت قرن ها حفظ نمایند ، موقعیت جغرافیــائی حسـاس ، راه های صعب العبور ، قلعه های متعدد و مستحکم نظامی در سطوح مرتفع و اقلیم نهایت سرد و روحیه سرشار رزمی مردمان آن سرزمین باعث آن می گردید تا در برابر تهاجمات اعراب ایستاده گی و مقاومت نمایند .

                  اولین شخص از امرای محلی غور در دوره اســـلام امیر فولاد شنسبی می باشد که در قرن هشتم در نهضت ملی مردم افغانستان بر ضد سلطه دولت اموی شرکت نموده و با ابومسلم خراسانی همکاری نمود .

                بنجی بهاران مرد دیگری از همین سلسله بود که در اواخر قرن هشتم به مقر خلافت عباسی سفر نمود و منشوری را از هارون رشید حاصــل کرد ، موصوف هم عصر یعقوب لیث پادشاه صفاری افغانستان در قرن نهم میلادی بود که در زمان وی دین اسلام به غور کهن راه یافت و قسمتی از ساکنان آن به دین اسلام مشرف گردید که در نتیجه با ساکنان آن عده از مناطق غور داخل جنگ گردید کـه تا هنــــوز با دین اســـلام پی نبرده بودند که این حالت خاص موجب جنگ میان آنها تا سال های بعدی گردید که در حقیقت امر همین نبرد ها میان ساکنان غور باستان  با رشد و توسعه صنعت سلاح سازی در غورستان گردید .

                     تاریخ اسلام نیز به اهمیت غور باستان تأکید ورزیده و گفته می شود که در زمان خلیفه ولید ابن عبدالمالک بن مروان ، حجاج بن یوسف ثقفی با یک لشکر نیرومند با قصد اشغال مناطق غور توظیف گردید زمانیکه لشکر وی به غور وارد گردید و در آنجا با تبلیغ دین اسلام آغاز نمود ، در میان ساکنان آنجا در مورد پذیرفتن دین اسلام تفرقه ایجاد گردید که روی همین موجب یکی از شهزاده های غور به اسم شاه حسین مجبور به ترک غور گردید و از سایر شهزاده ها جدا و راهی را در پیش گرفت که به محل حکمرانی شیخ بیتن ابن قیس عبدالرشید رسید که شیخ بیتن این شهزاده را باخرسندی تام پذیرفت و به آن در کنار خویش جا داد .

                    در کتاب "مجمع النساب" شجره ذاتی شاه حسین چنین بیان شـده است : شاه حسین بن شاه معزالدین  جمال الدین حسینی بن بهرام بن شنسب که از جمله حکمراوایان غور بودند که در دوران خلافت حضرت علی رضی الله عنه مشرف به دین اسلام گردیده بود و فرمان حکمروائی غورستان را از خلیفه سوم اسلام بدست آورد بهرام ابن شنسب دارای دو فرزند بوده که مشهورترین آن جلال الــدین نـــام داشت کــه از نسب وی سلطــان معز الدین متولد گردیده است که با سلطان شهاب الدین غوری شهرت یافت که دارای عزم فولادین و شکست ناپذیر بوده که بعد ها به حیث پادشاه نام آور غور زمام امور را در دست گرفته و افتخار فتح دهلی هندستان را نیز دارا می باشد .

            سلاطین غور مدت 56 سال زمام امور را دردست داشت و بعد از آن رو به انحطاط گرائید و دورۀ پر جلال و عظمت آن به پایان رسید .

             همان غور باستان اکنون در ردیف یکی از ولایات قسمت غربی افغانستان را متشکل می سازند و در میان ولایات بامیان ، سرپل ، فاریاب ، بادغیس ، هرات ، فراه ، هلمند و ارزگان احاطه می باشد ، ولایت غور در شرائط کنونی در زون جنوب غرب کشور قرار داشته که حاوی ( 9 ) ولسوالی می باشد .

            مردمان غیور و با شهامت غور اکنون در امر باز سازی و عمران مجدد کشور با سایر هموطنان خویش همگام  بوده و در جهت آبادی ، وحدت ملی و رفاه همگانی سهم ارزنده خویش را ایفا نموده و همین اکنون نیز نیل به همچو اهداف نیک کار و پیکار می نماید .

             هر آنچه در رابطه با موضوع مطلوب فوقاً تحریر یافت از حیث غنا و محتوا پاسخگوه شخص شما و سایرین نخواهند بود ، ولی این در حقیقت امر آغاز و گشایش چنین خطیر و بزرگ تلقی باید نمود که با تشریک مساعی نویسنده گان ، محققین و پژوهشگران حق بین و دور اندیش در خصوص قضایای مربوط به آن غنا و روح تازه باید بخشید .

               از دوست عزیز، هم اندیش و پرتلاش محمد عابد حیدری یکبار دیگر اظهار سپاس و امتنان بیکران نموده از اینکه از حقانیت و درستـی (Web Sight ) جام غور با نیکی یاد آوری نموده و از آن با گرمی تقدیر و تمجید بعمل آورده است ، مایه خرسندی و شادمانی ما گردید و آنچه را که من توأم با احترامات فایقه با جمعی کثیری از دوستان و علاقمندان که این صفحه جام غور را به خوانش می گیرند با جملات نهایت کوتاه و مختصر به پیشنهاد آن می پردازیم :

1.  در صورتیکه گرداننده گان و دست اندرکاران این برنامه نیازمند وجوه مالی باشند باید بطور داوطلبانه از مساعدت های مالی مستفید گردند .

2.       شخص بنده با کمال افتخار و بذل مساعی حاضرم تا نشرات و مقالات جام غور را در پشاور با امکانات محدود و ناچیزیکه در دیار هجرت با ما دست داده اند طور رساله و مجله هفته وار بدست نشر و چاپ سپرده و غرض استفاده علاقمندان و اهل مطالعه به داخل کشور انتقال دهیم .

               برخی از دوستان و علاقمندان که این جملات را به خوانش می گیرند نزد آنها سوال ایجاد خواهند گردید که (سعیدی) تاریخ باستان غور را به مایان تشریح و توضیح می نماید در حالیکه همه دوستان از تاریخ پرافتخار غور و همه اصالت های آن با خوبی مطلع اند و می تواند تا تصور مطلوب را از آن بدست بیاورند ، اما بنده با تاریخ پر جلال و درخشان غور افتخار نموده و به آن از صمیم قلب می بالم ، ولی آن چیزیکه در ارتباط با دانشمندان و کارشناسان امور در عرصه های مختلف در ذهنم خطور می نماید و جایگاه خاص و پر اهمیت را در ذهن و قلوب همگان دارند بیاد آورد که به گونه مثال از تن چند از ذوات محبوب القلوب می توان نام برد :

                   داکتر انور غوری ، داکتر نصیر ندا ، داکتر عبدالــرؤف گوهـــری ، استاد خالقـــداد ، استـــاد اظهر ، استــاد نصـــرالله (طوفان) ، داکتـــر حسین علی راموزی ، داکتر محمود ، استاد سراج الدین ، استاد عبدالحی فرهمند ، استاد قاسم ، محمد عابد حیدری ، غلام حیدر یگانه ، قدیر علم ، فضل احمد جویا ، عبدالصمد ، داکتـــر نعیم ، داکتــر میرا جان داکتر غلام رسول ، داکتر یگانه ، داکتـر یعقوبی ، دوکتـــور نوش آفرین و غیره  وغیره و غیره ... که تعداد آن اندک نیست و مشعل علم و فرهنگ را در دستان نیرومند خویش همواره در اهتزاز نگهداشته است که البته اسمای عدۀ زیادیکه از تحریری هذا باز مانده است به هیچ صورت بمعنی آن نیست که از یاد بنده بدور مانده است ، بلکه فهرست طویل آنها در حوصله تحریری هذا گنجایش نداشته ، بناءً با ارائه پوزش عمیق از آنهائیکه اسمای مبارک شان از قید قلم بازمانده است عذر بنده را خواهند پذیرفت ، برای بنده و همه غوری ها مایه بسا افتخار و بالنده گیست که در سینه داغ تاریخ همواره مقام شامخ خویش را جاویدانه حفظ خواهند نمود .

               نزد همگان چنین سوال مطرح بحث است که باوجود چنین نخبگان و اهل علم و فرهنگ که غور باستان با کشور و مردم خویش تقدیم نموده است آیا کدام شخص به حیث وزیر ، معین ، رئیس ، والی و غیره در ارگان کنونی دولت گزینش یافته است یا خیر ؟

و در صورتیکه پاسخ به آن نی و منفی باشد پس چه باید کرد ؟

                      آرزومندیم که دوستان گرامی و دردمندان هم اندیش من با این نکته با عمق فکری خویش اندیشیده و با من یکجا در جستجوی اهدافیکه تا کنون به آن فایق نگردیده ایم هم صدا گردیده و جهت نیل به آن در یک صف واحد به تلاش های خویش ادامه دهیم ، زیرا این یک حق مسلم غوری ها پنداشته شده و باید با این هدف با تشریک مساعی فایق آئیم ، آن وقت امکان پذیر خواهد شد که در صف واحد وداع دایمی با گذشته های که درست نبوده اند با همه تلخی هائیکه از آن پشیمان ایم و با همه شرینی ها و لذت که دیگر گذشته آن را دوباره به کف آورده نمی توانیم .

با امید مؤفقیت و بهروزی هرچه بیشتر شما . مخلص شما احمد "سعیدی" 

 

پیام شاد باش دانشمند محترم پوهندوی محمد عابد{ حیدری} سابق استاد در پوهنتون کابل به مناسبت آغاز فعالیت صفحۀ انترنتی جام غور  .

               خوشحالم در جنب ده ها وصد ها صفحۀ انترنتی به همت نو جوانان عزیز ودوست داشتنی وطن {جام غور} را که هدف نشراتی اش خدمت به تاریخ وفرهنگ کشور به طورعام  غور وغوری ها بطور خاص تشکیل میدهد به مطالعه نشستم.

          بقائی یک ملت در بقائی فرهنگ آن نهفته است. وانجام خدمت به تاریخ وفرهنگ کشور وظیفۀ  همه تحصیل کردگان وچیز فهمان منجمله محققین، مؤرخین، حقوق دانان، شعرا ونویسندگان است.

               باور بر این است که خدمات سیاسی، نظامی ، تاریخی وفرهنگی اقوام، قبائل وملیت های ساکن کشور میراث همگانی بوده ومتعلق به همه است. تاریخ پر بار کشور مان در أدوار مختلفه از دوره های آریانای کهن تا خراسان مهد فرهنگ وافغانستان کنونی مراحل مختلف از عروج وفتور را از سر گذشتانده، که میتوان از مراحل عروج وعظمت آن از إمپراتوری بزرگ کوشانی دردورۀ آریانا، إمپراتوری غزنوی ها وغوری ها و...در عهد خراسان وإمپراتوری ابدالی در دورۀ افغانستان نام برد.

              تلاش در جهت معرفی هر کدام ازین دوره هابه مفهوم ادای دین مادر وطن است. همه وظیفه داریم در راستائی روشن کردن هر کدام ازین مراحل کاری انجام دهیم. { مسئول جام غور شما با فعال شدن صفحۀ انترنتی { جام غور} مصدر خدمت به کشورت وبخصوص به زادگاهت گردیده، همت گماشته، وظیفه ات را کاملا إنجام داده اید. تذکار کلام زیبای شاعررا درارتباط به این فعالیت نیک فرهنگی ات زمزمه میکنم.}

همتــــــــــــم بدر قــــۀ راه کن ای طا هــر قـدس       کــــــــه دراز است رهـــی مقصد ومن نو ســـفرم

           درین سفر بزرگ وطولانی از درگاۀ رب العزت برایت مؤ فقیت می طلبم. دیگر با روشنفکران ، قلم به دستان، محققان، مؤرخان ،حقوق دانان، شعرا ونویسنده گان است که در نشر وانعکاس حقایق با استفاده از صفحۀ جام غور مصدر خدمت معنوی بکشور شان گردند.

          از آنجائیکه هدف اساسی صفحۀ جام غور را معرفی تاریخ ،فرهنگ و....غور وغوریها تشکیل میدهد وظیفۀ خود میدانم که به حیث اولین ویگانه استاد پوهنتون کابل از غور با داشتن تحصیلات عالی ماستری در رشتۀ تاریخ وسابقۀ حدود پانزده سال تدریس مضمون تاž