
احمد سعيدي
امريكا چه نيازي به افغانستان دارد؟
پس از سال 1991 و تشكيل كشور هاي
مستقل جديد در منطقه شوروي سابق، مرحله جديدي از (بازي بزرگ) در خصوص برنامه
هاي محاصره جئوپليتيك در منطقه و بر قراري كنترول بر منابع غني هيدروكاربني آن
آغاز شده است.
تلاش هاي آمريكا در بخش آسياي
ميانه از جامعيت برخوردار بوده و شامل همزمان سازي اقدامات سياسي ديپلماتيك،
نظامي، اطلاعاتي و تحليلي و نيز فعاليت ساختار هاي (غير دولتي) است.
رويدادهاي سال گذشته نشان دادند
كه واشنگتن با استفاده از ناتو به عنوان پوششي نظامي، سياسي، آگاهانه و هدفمند
به تحقق اهداف خود در منطقه آسياي ميانه مشغول است.
در اين راستا، اقدامات آمريكا
پويا بوده و به سرعت اولويت ها تصحيح مي شوند. اما در عين حال منافع دراز مدت و
استراتژيك بي تغيير باقي مي مانند در اين راستا قابل توجه است كه اعلاميه هاي
اخير (بارك اوباما) رئيس جمهور آمريكا درباره برنامه خروج تدريجي نيروهاي اين
كشور از خاك افغانستان، مغاير با اعلاميه هاي سابق وي در باره اين است كه
نيروهاي نظامي ائتلاف غربي در اين كشور براي مدت زيادي باقي مي مانند.
شايد اگر ساده نگريست، چنين تصوري
ايجاد شود كه آمريكا استراتژي جامع و كاملي ندارد. اما بايد گفت كه اگر اين
اينطور مي بود آنچه كه اكنون در افغانستان رج مي دهد، رخ نمي داد.
از سال 2004 تاكنون آمريكايي ها
فعالانه به ساخت و ساز پيرامون فرودگاه (شيندند) و (بگرام) با باندهاي فرود
3500 متري آنها مشغولند كه مي توانند بمب افكن هاي سنگين استراتژيك نوع
B-52
را نيز بپذيرند. تعداد زيادي تاسيسات زميني و زيرزميني احداث مي شوند و اكنون
مي توان درباره ايجاد ابرپايگاهي داراي شهرك هاي زيرزميني بعنوان هدف اصلي حضور
امريكا و ناتو در افغانستان صحبت كرد.
فرودگاه هاي (بگرام و شيندند)
زماني پايگاه هاي نيروهاي هواي شوروي بودند و اكنون به پايگاه هاي جامعي براي
نيروي هوايي ناتو تبديل شده اند كه مجهز به سيستم هاي رديابي هوايي و فضايي
بوده و عملآ مي توانند حريم هوايي در سراسر اوراسيا را كنترول كنند. علاوه
براين، ايستگاه هاي كنترول حريم هوايي در آسياي ميانه، منطقه حزر، قفقاز و در
اروپاي شرقي و مركزي نيز ساخته شده و مگاكريدوري براي هدايت نقل و انتقالات
هوايي و كنترول بر حريم هوايي از اروپا با چين ايجاد شده است. آمريكا و ناتو در
همسايگي افغانستان، 6 پايگاه نظامي ديگر نيز دارند. هرچند كه برخي از آنها (از
جمله ترمز درازبكستان و ماناس در قرغيزيستان ك هنوز فعال است) رسماً تنها
فرودگاه هاي ويژه حمل و نقل هستند اما استقرار هواپيماهاي نظامي در آنها به هيچ
وجه سخت نيست آسياي ميانه توسط ماشين نظامي ناتو تسخير شده و عملآ به عامل
جنوبي براي محاصره روسيه توسط پايگاه هاي ائتلاف تبديل است.
بدين ترتيب، هدف اصلي سياست خارجي
آمريكا در آسياي ميانه برقراري كنترول بر منابع سوختي منطقه و جداكردن روسيه و
چين از آنهاست و بهانه رسمي براي دخالت نيز مي تواند اداره هرج و مرج باشد كه
به كمك سود جويي از پنانسيل مناقشه زايي موجود در منطقه برانگيخته مي شود.
من باور دارم كه مسئولين سوق و
اداره نظامي در كشور ما با در نظر داشت شرايط موجود استراتژي هاي غرب و شرق را
عميقناً درك نمي كنند و اهداف همسايگاني به كمين نشسته را نمي دانند. از ديد من
افغانستان يك مسئوليت و يك استراتژي كوتاه مدت براي امريكا نيست.
اين تخته خيز سالينان دراز مورد
استفاده خواهند بود البته با ساخت و بافت هاي كه در ان زياد تر مردم افغانستان
ضرر ميبينند. انچه را كه غرب شعار ميدهد و مسئولين ما باور دارند جزء خواب و
خيال بيش نيست.
