احمد سعیدی

 

 

جدا سازی قومی وفدرال سازی نظام

 

 

ریاست جمهوری آقاي حامد کرزی دردو نوبت انتخابات با ایجاد واحد های اداری جدید بنام ولايتهاي جديدالتاسيس ولسواليها بر بنائ خواسته هاي فردي کشور را بسوی جدا سازي نزدیک تر ساخته است واین روند حالا هم در برابر خرید آراء مردم در نتیجه معامله با سران قوم ادامه دارد. در هر نوبت وعدۀ جدا سازی قسمت های از یک ولایت  وپیوند آن به ولایت دیگر وجدا سازی اقوام در حاليكه خودرا مخالف نظام فدرال وانمود ميكند اما درعمل قومي بازار معامله را گرم ساخته است. بخاطر آسان سازی طرح نظام فدرال با شاخصه های قومی صورت گرفته است. آنچه برای شخص رئیس جمهور أهمیت دارد تصاحب قدرت است وبس آنانکه تشنه قدرت اند حاضر اند تمام ارزش ها هارا چه شخصی وچه ملی قربانی حس خود خواهی وقدرت طلبی کنند. تاریخ خونین کشور ما نام بسیاری از قدرت طلبان را در دل خویش ثبت نموده است که تا رسیدن به قدرت از ریختن خون نزدیکان خود هم دریغ نکرده اند. وهمه قدرت طلبانیکه به زور نیزه وشمشیر به قدرت رسیده اند سر انجام به پای تخت وتاج جان باختند یعنی تاج وتخت باقیست ونام سیاه شان در اوراق تاریخ ثبت واما خود شان دیگر نیستند .در گذشته رسم معامله بخاطر تصاحب قدرت کم بوده اما در شرائط فعلی تشنگان قدرت وچوکی بخاطر رسیدن به هدف پارچه های سر زمین شانرا در داخل کشور بالای افراد به معامله نشسته اند.زمینکه بطور کل بالای بیگانه ها تقسیم است واما در داخل بالای اربابان زر وسیم وصاحبان رأئی وتأثیر گذاران انتخابات تقسیم میشود.

فروش خاک در برابر آراء مردم: با آنکه جناب حامد کرزی تمام ابزار ووسائل اثر گذار در انتخابات را از قبیل کمیسیون دست نشانده بر گذاری انتخابات وزارت معارف ریاست ارگانهای محل، والی ها، ولسوال  فرمانده ولايات و ولسواليها وپول سر شار بدست دارد باز هم با مشاهده عكس باره كردن ها وانزجار مردم از  خود مأیوس بوده حاضر است قسمت های از خاک کشور را در بخاطر  آرآء انتخابات بفروش برساند.مثلا در دور اول انتخابات ریاست جمهوری بخاطر جلب حمایت قوماندان هاي مربوط ولسوالی پنجشیر را بدون داشتن معیار های وشرائط لازم از بدنه پروان جدا ومن حیث ولایت مستقل به افراد طرف معامله سپرد.

به عین تر تیب بخاطر معامله با جناب آقايان خلیلی ومحقق وجلب آرآء شان ولسوالی دایکندی وتمام مناطق هزاره نشین را از پیکره ولایت ارزگان جدا ومن حیث واحد اداری مستقل زیر نام ولایت دايكندي به اقوام هزاره سپرد. همين حالا طرح ديگري بخاطر تجزيه ولايت تاريخي و فرهنگي بدخشان بدو ولايت نامهاي ( بهارستان) و يا پامير و بدخشان توسط زلمي مجددي كمپاين انتخاباتي كرزي بخاطر كسب حمايت مقداري از كسانيكه به اهميت مساله مستفيت نيستند تحت اجراات قرار داده شده است. اين در حاليست كه در مردم بدخشان گذشته و حال تقسيم ولايت شان را بدو بخش انداخته اند. این حاتم بخشی ها بخاطر ایجاد سهولت وساختار تشکیلات اداری سالم صورت نگر فته بلکه صرف در برابر حمایت رهبران چون قوماندانان جنگي و با اشخاص و افراد ديگري مانندي آقايان ديگر كه به معامله گري شهرت دارند قطعات زمین در داخل کشور تقسیم بندی شده که مفهومش تقسیم بندی زمین به اقوام است. البته شمار قریه ها که بولسوالی تبدیل شده خارج از بحث ماست.

زمین فروشی در دور دوم انتخابات:طوریکه جناب محقق افشاء نموده ایشان در برابر حمایت از حامد کرزی ازوی تعهد گر فته اند تا ولسوالی جاغوری و ولسوالی بهسود هزاره نشین را من حیث ولایت برسمیت بشناسد. وبخش های هزاره نشین را بطور کل از غزنی جدا وبه جاغوری ملحق سازد بدین معنی که یکنوع تقسیم بندی قومی با داشتن ساحه حاکمیت وسیعتری بوجود آید البته غیر از ولسوالی جاغوری و بهسود   ار تقای تشکیل یک ولسوالی دیگر هزاره نشین برای محقق وارتقای ولسوالی اندخوی به ولایت برای جنبش ملي دوستم. البته ساختن اداره سالم وتشکیلات اداری مؤثر وظیفه دولت است وما با آن مخالفت نداریم واگر تشکیلات فوق بخاطر منافع ملی ورفع مشکلات در مطابقت با قانون اركانهاي محلي كه خود ساخته اند صورت گیرد کار شایسته ونیکوست واما اگر در آستانه انتخابات در برابر اخذ امتیاز رأئی مردم صورت میگیرد منظورش تأمین منافع خود خواهی شخصی بوده قابل تأمل است.

هر چند ریاست ارگانهای محل ادعا نموده اند که در کشور قانون است وولایت شدن یک محل از خود معیار های مشخص دارد هیچ کس صلاحیت دادن تشکیل ولایت را بکسی ندارد میشود از ایشان پرسید آغایان محترم آیا ولایت پنجشیر ودایکندی معیار های ولایت بودن را پوره کرده اند؟این دو ولایت نیز در برابر وعدۀ های قبلی حامد کرزی تولد شده است.وحال هم تضمینی وجود ندارد که کرزی آنچه را خواسته باشد عملی ميسازد. چون درين كشور قانون شكني و قانون ستيزي بخاطر مصلحتهاي مراجع قدرت يك تحفه است كه طي هفت سال عملي ميشود و هميشه مقامات عالي رتبه از قانون استفاده سوء كرده هميشه پيش روي قانون حركت كردند و قانون را در عقب خويش سوق داده اند. آقاي کرزی را میتوان دیکتاتور دموکرات ویا مستبد خنده رو خواند.شما در طول زمان ریاست جمهوری آن مشاهده کردید که بار ها  مصوبات شورای ملی را رد وبر فیصله خود اصرار ورزیده است. چندین وزرایکه رأئی منفی گرفتند او قصدا وقهرا ایشان را سر پرست همان وزارت معرفی کرد.چون وعده سپرده بود عملی ساخت حال فریاد های قانون مأبانه ریاست ار گانهای محل بر تصمیم وی اثر نخواهد داشت هر گز ني.

آقاي حامد کرزی کشور را بسوی تورم تشكيلاتي و اداري می برد: تصامیم حامد کرزی در جهت فروش پاره های زمین به سران اقوام مقدمه  مرز بندی های نظام فدرال است که در آینده شکل میگیرد.از همین حالا شعار های هزارستان وتر کستان وقطغن و لوي پكتيا و لوي ننگرهار وغیره سر داده میشود اما ازانجائیکه واحد های اداری همه اقوام را در خود جای داده نميتواند ساختار فدرال را بر پایه تقسیم بندی قومی طرح ریزی نمود كه طرح و توضيح منطقي آن علي الصحابه از حوصله اين مقاله خارج است. اما حالا معلوم میشود که رئیس دولت با جدا سازی اقوام از یکدیگر ومرز بندی های جدید اداری میخواهد راه را بسوی  تشکیل نظام فدرال آسانتر سازد. بهتر ميشود تا رئيس جمهور در صورتيكه با فدرال خواهان همسويي پيدا كرده اند اين مسئله را با ترويز يك سيمينار بزرگ علمي به بحث ميگرفت آنگاه باگذار از نظر خبره گان جامعه به تحقيق اين ماحول اقدام ميكرد. در غير آن دنبال كردن شعار بي بنياد تير در تاريكي رها كردن است. و فدرال ساختن نه بخاطر خوشبختي مردم بلكه بخاطر معامله قدرت و دستيابي به راي مردم در انتخابات. این وعده را به مردم هرات بشکل مدرن تری آن داده است. حالا مردمان ديگر ولايات كشور ميدانند كه چه نوع حكومت و چه آينده در انتظار شان است. و اين معامله گري ها چه بلاي را به سر شان خواهد اورد.

 

 

 


نظرات شما

اسم شما

 

محل سکونت

 

 

 


 

 

نظرات شما

فـضــل ا لـحـق فــضــل
 چــغــچــران

بـرا در عا لیـقـدر وگرامی ام جنا ب محـتـرم احـمـد خان سـعـیـدی را احترامات مـخـلـصانه عرض اسـت . من هـمیـشـه نظـریات پر مـحـتواو تحـلیـل های سـیـاسی شـما را پیرامون مسـایل مهـم سیاسی هـم از طریق سایت وزین جا م غور و هـم از طـریق رادیو تلویزیو ن تعـقـیـب میکنم وا قعآ که برایم بسیار جا لب بود ه ما یهُ عزت و وافتـخار سـرزمین ما هستـید تو فیق مـزید شـما وسایردوستا ن قـلـم به دست و اهـل نظـر ر ا از بارگاه ایزد متعال تـمـنا دارم . با احترام

نورالله
ویانا اتریش

جناب سعیدی صاحب در حفظ وامان خدا باشید۰نوشته شما را با دقت خواندم۰شما که نتنها مایه امید و افتخار وطنداران غوری تان بودید،در بین تعدادی از وطنداران بادغیسی نیز بنام نیک یاد میشدید۰ با تاسف و دریغ و درد که با این نوشته!!؟؟ بر همه دار !! وندار خود ۰۰۰۰ آقای سعیدی! تشویش نکنید وطن تان نه تجزیه میشود و نه فروخته۰ همانطوریکه ولایت پکتیا با تقسیم شدن به سه ولایت وطنت را بسوی تجزیه نبرد،مطمین باشید با تشکیل ولایت دایکندی و بقول شما یکتعداد ولایات دیګر که در حال تولد اند،افغانستانیکه تو پاسداری آنرا بعهده!! داری! تجزیه نخواهد شد۰با تاسف باید نګاشت که معلومات جغرافیای جنابعالی قابل تشویش است۰اګر وقت دارید بخوانید و اګر وقت خواندن نداری از رفقای پکتیا وال تان بپرسید تانامهای ولسوالیهای پکتیا = خوست را برایت بګویند۰ درآن ولایات هر قوم(هر ایزار بند)دارای ولسوالی است۰«مانند:منګل،څدران،څاڅی،ټنی،ګربز،صبری ۰۰۰وغیره» اګر بدخشان را از نګاه مساحت و کثرت نفوس با پګتیا مقایسه کنید،حد اقل شش مرتبه بزرګتر و پر نفوس تر خواهد بود۰همین اکنون ولسوالی اند خوی ولایت فاریاب بیشتر از هر کدام از ولایات جنوبی نفوس دارد۰ازدیاد واحد های اداری به هیج عنوان نباید به فدرالی شدن کشور تلقی ګردد،زیرا فدرال و فدرالی شدن یاکردن شرایط دیګر دارد۰ مدعی اید که تشکیل واحد های جدید اداری بمفهوم تجزیه کشورت است؟! این چنین نیست۰تجزیه نعریف خاص خو را دارد۰فروش خاک در برابر آرآ مردم که شما عنوان کرده اید یعنی چه؟ کرزی چرا به مردمان بلوچ،پشه يی،نورستانی،ایماق،قرغز و۰۰۰ خاک نمیفروشد؟چرا تنها هزاره ها و ازبکها طرف این معامله اند؟ ممکن با اینکه کمیت شان زیاد است موافق یاشید۰ هرګاه چنین باشد،پس مثل سایرین مستحق داشتن واحد های بیشتر اداری اند۰هزاره و ازبکها کمیت دارند۰کرزی بخاطر حل مشکل این کمیتها و کتله های بزرګ قږمی فرمان ایجاد تشکیلات جدید اداری میدهد۰شما چرا وار خطا شده اید؟تشویش تان در چیست؟ آقا! هزاره ها بر خلاف پښتونها،تاجکها،ترکمنها،ازبکها و بلوچها با باشنده ګان هیج کشور همسایه ارتباط اتنکی ندارند۰بتآ تشویش نکنید۰شما یګانه مالک این آب و خاک نیستید۰ افغانستان کم یا زیاد۲۵ میلیون نفر مالک« باشنده » دارد۰بهتر است تا حسن غم کش شدن،دست بکدام کار دیګر بزنید۰شما (مردم غور) که ازین حق محروم هستید،در راه تحقق حقوق دیګران بخیل نباشید۰اګر افغانستان به پنجاه ولایت تقسیم شود،تجزیه نمیګردد۰وبه همین ترتیب ایجاد واحد های جدید اداری نیز به هیجعنوان به مفهوم فذرال سازی کشور نخواهدبود۰شماتشویش نکنید۰بانوشتن چنین مطالب خود را تجرید و دیګران را از خود آزرده نسازید۰احترام۰۲۲ جون۲۰۰۹

احمد سعیدی
کابل

دوست عزیز نور الله خان سلام. من نوشته شمارا خواندم من هر گز نگفتم بدخشان وجاغوری صلاحیت ولایت شدن را ندارند ویا اندخوی نفوس کم دارد منظورم این بوده که چرا رئیس جمهور مسئولیت خودرا من حیث امتیاز در آستانه انتخابات در برابر رأئی مردم میفروشد.من طرفدار اصلاح واحد های اداری در کل کشور هستم من تنگ چشمی ندارم.من این خاک فروشی در برابر آرای مردم را تقبیح نمودم ای کاش این تشکیلات در فضای آرام من حیث یک وجیبه دینی وملی با عدالت إحیاء شود.منظورم این نیست که بدخشان وجاغوری واندخوی ولایت جور نشود این حق مردم است .حال در برابر رشوت مخالفم شما طرف دار این هستید که ظالم بر شما حکومت کند ووعده دروغ بدهد؟واحد اداری به قیمت تداوم حاکمیت استبداد خوب نیست.

Dr. Salalahuddin Sayedi
UK

دوکتور صلاح الدین سعیدی –سعیدافغانی ۲۹/۶/۲۰۰۹ هموطنان و خوانندګان ګرامی! مطلب را تحت کار داشتم تا مسأله فدرالیزم را به صورت همه جانبه مورد مداقه قرار دهد. اما وقت یاری نه کرد تا این مسأله را نهایی سازم. همچنان چند روز قبل مطلب را در ارتباط نوشته یکی از هموطنان دیګردر ارتباط فدالیزم نوشته بودم. به خاطر ارتباط نوشته من به این نوشته دانشمند محترم احمد سعیدی جهت مطالعه شما اینک کاپی آنرا ذیلا تقدیم میدارم. با صراحت تمام باید ګفت استدلال و منطق که محترم احمد سعیدی رسالت خویش را درین نوشته به جریت تام اداء نموده و کاملا قابل تأیید من است. نوشته جناب شان دارای محتوی عالی است. -------------------------------------------------------- هموطنان و خوانندګان ګرامی! جای خوشی است که عوض ګرفتن سلاح برای تحقق اهداف سیاسی با پیش کردن طرح ها و استدلال منطقی بودن طرح خویش ګذار میکنیم. متأسفانه همه در همه موارد چنین برخورد را ندارند. ما حق نداریم تعیین کنیم که کی حق دارد کدام مسأله را مطرح کند و کدام مسأله را مطرح کرده نمی تواند؟ این صلاحیت را برای ما کی داده؟ اما قانون و اصل قانونی باید جایګاه خویش را داشته باشد. مثلا اګر ما حتی مخالف بعضی مواد قانون اساسی کشور هستیم این حق ما است اما تغییر آن به هر وسیله نا مشروع حق ما نیست. برای تغییر مواد آن در قانون شرایط وجود دارد. ما نباید فراموش کنیم که ما در پهلوی حقوق وجایب نیز داریم. اګر ما سازنده میاندیشیم باید چنین برخورد داشت. ما حق داریم برای کشور خویش چنان نظام را پیکش کنیم که فکر میکنم آن نظام بهتر است. اما فراموش نباید کرد که این وطن و خانه مشترک است و برای خانه مشترک و زندګی کردن درآن اصول و رسوم و قواعد وجود دارد. برخورد انقلابی برخورد نادرست و منجر به برخورد خلاف قانون جوانب دیګر خواهد شد و نظم از بین خواهد رفت. انسان متمدن قرن بیست یک نباید چنین برخورد را داشته باشد. برخورد ما باید سیستم ساز باشد تا سیستم برانداز. برخورد ما باید سازنده باشد تا سوزنده. برخورد ما باید ادامه دهنده دست آورد های خوب باشد تا محوه کننده همه آنچه داریم. با چنین برخورد بحث روی مسأله نظام فدرالی و موجه بودن و عدم موجه بودن آن بحث جالب است. سخن را مختصر میسازم: - باید درک کرد و معترف شد که هر لغت و واژه به شمول لغات و اصطلاحات سیاسی از خود تعاریف لغوی واصطلاحی دارند. معانی لغوی به مرور زمان فرق نمی کنند – اما مفاهیم اصطلاح به مرور زمان فرق میکنند. باید درک کرد که فدرالی و نظام فدرالی که عده در افغانستان پیشنهاد دارند دارای چه ابعاد و مفاهیم است. باید مشخص ساخت تحت نام فدارلی چه میخواهند؟ در کدام شرایط و تحت کدام قواعد؟ نظام فدرالی برای افغانستان و یا هم برای آلمان و یا هم برای آمریکا؟ موقعیت جغرافیای، سیاسی، و تاریخی افغانستان با کشور های دیګر فرق دارد ویا خیر ؟ و ....................... اګر منظور از فدرالی کم کردن کاغذ پرانی های اداری است. اګر منظور از نظام فدرالی تقسیم مجدد، منطقی و قابل درک صلاحیت ها که منجر به بلند رفتن سهمګیری مردم در حل مسایل خویش ګردند. و مردم حاکم و مامور خویش را مطابق به قانون خود تعیین کنند و سرنوشت خویش را بدست خویش بګیرند و ..... مسایل است مثبت و قابل قدر. سوال مطرح میګردد که این مطالب تنها در چوکات نظام فدرالی ممکن است؟ جواب و شناخت من از مسأله چنین است که برای تحقق مطالب خوب فوق نظام فدرالی حتمی نیست. در پهلوی این در جهان ترند و مسیر چنین است که به خاطر همین کم کردن کاغذ پرانی، کوتاه کردن زمان صدور حکم و تطبیق آن، نزدیک ساختن اداره به مردم و کم کردن بار دولت یعنی مصارف دولت از دوش ملت و .... تلاش دارند و درکشور های زیاد عملی هم کردن تا ادارات وسطی قدرت دولتی را لغوه نموده و صلاحیت های آنرا افقی و عمودی تقسیم نمایند. یعنی بخشی از صلاحیت های ولایتی به ولسوالی ها و بخش دیګر به ادارات مرکزی انتقال داده میشود. اما با ایجاد دولت فدارالی ما در عمل برعکس اهداف فوق کار میکنیم. یعنی با ایجاد ادارات و ارګانهای جدید برای تشکیل فدرالی یعنی مرجع قانون ګذاری، اجراییوی و قضایی برای واحد های معیین اداری عضوی فدرال ما ادارات جدید را ایجاد میکنیم که خلاف مطالبات و خواسته های مثبت فوق است. - در پهلوی این همه یک مثال می آورم: آیا با ګذشت جنګ سی ساله در کشور، سطح کنترول از مراعات قانون ، سطح اجراات مراجع عدلی و قضایی کشور، موقعیت جغرافیای و اقتصادی کشور....... که اګر ما والی ولایت جلال آباد را انتخابی بسازیم – چه فکر میکنید که غیر از نماینده استخبارات پاکستان کی برنده خواهد شد؟ جواب و محاسبه کاملا واضح است. از سرحدات شوروی سابق و ایران عین توقع خواهد رفت. - چه فکر میکنید غیر از قومندانان مسلح و خون خوار کی برنده این حاکمیت و والی منطقه خواهد شد؟ جواب کاملا واضح است. به فهم من چه افراد و مراجع این مسأله را به این پافشاری دنبال میکنند: ۱/ آنهاییکه فکر میکنند با درنظر داشت بعضی مفاهیم مثبت که فوقا به آن اشاره شد – چنین نظام سیاسی به نفع کشور است. ۲/ قوماندانان سابق که خواهان صلاحیت های بی قید و شرط دیروز اند و در صورت موجودیت حکومت مرکز و به این اهداف کمتر نایل نه خواهند شد. ۳/ حریصان چوکی و مقام که در صورت افغانستان مرکزی امکانات شان برای پست های بزرګ دولتی دلخواه شان کمتر است. ۴/ بخشی از پالیسی میکران اصلی کشور های همسایه ( پاکستان، ایران ، شوروی سابق و نماینده فعلی آن روسیه) که میخواهند در صورت تغییر اوضاع سیاسی خلاف میل شان کمر بند امنیتی مانند ستون پنجم را در خارج از مرز های خویش داشته باشند. و یا هم در آیند بتوانند بخش افغانستان را از خود سازند. ۵/ کشیدن و خارج کردن مسایل مورد بحث افغانی از توافقات دینی و اسلامی به جانب قومی و زبانی. و بلاخره تشکیل یک جغرافیای سیاسی جدید منطقه به اساسی قومی نه به اساس دینی و مذهبی. ۶/ دشمنان قسم خورده افغانستان این وسیله راه و حرکت تاکتیکی برای تجزیه افغانستان قرار داده و زمینه های مناسب را برای تقسیم قومی افغانستان مهیاء میسازند. این همان تقسیم قومی خواهد بود که در چوکات های بزرګ تقسیم منطقوی مساله که در پلان های طول المدت است – کاملا میګنجد. اینکه درین کش مکش و جار و جنجال های سیاسی و نظامی کدام یک ازین مصالح و منافع در اولیت مصالح و منافع ابر قدرت ها قرار خواهد ګرفت و به اساس آن زمینه های عملی این اهداف بر آورده خواهد شد اینکه کدام یک ازین منافع و مصالح امکانات تحقق خواهد یافت سوال و مطلب است که جواب آنرا زمان خواهد داد. بلی کشور ما به تهدید های فوق مواجه است. لذا با تحلیل بسیار ساده و کوتاه بالا میتوانیم ګفت که متن دقیق عنوان باید چنین باشد: فدرالیزم در شرایط فعلی برای افغانستان ګامی است به سوی نابودی ! فدرالیزم در شرایط فعلی ګامی به سوی تجزیه و نابودی افغانستان! و ... مهم این است ما از سر و کله این کلیمه چه میخواهیم؟ مهم این است که نتیجه عملی و منطقی ما از طرح و برنامه کاری ما درین راستا چه میشود و به چه می آنجامد؟ فدرالیزم در کل و به صورت عام برای بعضی از کشور ها با در نظر داشت شرایط و استدلال های معیین منطق خویش را داشته، ضرورت و نظام خوب شده میتواند. اما برای افغانستان در شرایط امروزی مهلک است. ۲۵/۰۶/۲۰۰۹ دوکتور صلاح الدین سعیدی

 

ولایــت غــــــــور

اخــبــــــــار روز

ادبـیـات و هـنــر

ادبـیـات کــودک
فـرهـنگ مـردم

تـــاریـــــخ غـــور

عــکــــس هـــــا

فـلـم و مـوسـیـقی

آرشـیـف مـطـالـب

سیاه موی و جلالی

مـطـالــب عـمـومی

سیمینار غوری ها
گـــــــزارشــــــــات
نـشـــریــات غــــور

سـایـت هـای دیــگر

تـمــاس بـــا مـــــا

صـــفــــحـــــه اول

جـــــــام غـــــــــور
Pictures
Magazines

English Info

Contact us

                                       

Share

 

خانه | ولایت غور | مطالب عمومی | سوال و جواب | تماس  | درباره ما | جام غور | نقشه سایت

Copyright 2005 -  2009 jame-ghor.com

 حقوق  همه مطالب سایت جام غور محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذکر منبع مجاز میباشد