نظرات شما
|
فـضــل ا لـحـق فــضــل چــغــچــران
|
بـرا در عا لیـقـدر وگرامی ام جنا ب محـتـرم احـمـد خان سـعـیـدی را احترامات مـخـلـصانه عرض اسـت . من هـمیـشـه نظـریات پر مـحـتواو تحـلیـل های سـیـاسی شـما را پیرامون مسـایل مهـم سیاسی هـم از طریق سایت وزین جا م غور و هـم از طـریق رادیو تلویزیو ن تعـقـیـب میکنم وا قعآ که برایم بسیار جا لب بود ه ما یهُ عزت و وافتـخار سـرزمین ما هستـید تو فیق مـزید شـما وسایردوستا ن قـلـم به دست و اهـل نظـر ر ا از بارگاه ایزد متعال تـمـنا دارم . با احترام
|
نورالله ویانا اتریش
|
جناب سعیدی صاحب در حفظ وامان خدا باشید۰نوشته شما را با دقت خواندم۰شما که نتنها مایه امید و افتخار وطنداران غوری تان بودید،در بین تعدادی از وطنداران بادغیسی نیز بنام نیک یاد میشدید۰ با تاسف و دریغ و درد که با این نوشته!!؟؟ بر همه دار !! وندار خود ۰۰۰۰
آقای سعیدی! تشویش نکنید وطن تان نه تجزیه میشود و نه فروخته۰ همانطوریکه ولایت پکتیا با تقسیم شدن به سه ولایت وطنت را بسوی تجزیه نبرد،مطمین باشید با تشکیل ولایت دایکندی و بقول شما یکتعداد ولایات دیګر که در حال تولد اند،افغانستانیکه تو پاسداری آنرا بعهده!! داری! تجزیه نخواهد شد۰با تاسف باید نګاشت که معلومات جغرافیای جنابعالی قابل تشویش است۰اګر وقت دارید بخوانید و اګر وقت خواندن نداری از رفقای پکتیا وال تان بپرسید تانامهای ولسوالیهای پکتیا = خوست را برایت بګویند۰ درآن ولایات هر قوم(هر ایزار بند)دارای ولسوالی است۰«مانند:منګل،څدران،څاڅی،ټنی،ګربز،صبری ۰۰۰وغیره» اګر بدخشان را از نګاه مساحت و کثرت نفوس با پګتیا مقایسه کنید،حد اقل شش مرتبه بزرګتر و پر نفوس تر خواهد بود۰همین اکنون ولسوالی اند خوی ولایت فاریاب بیشتر از هر کدام از ولایات جنوبی نفوس دارد۰ازدیاد واحد های اداری به هیج عنوان نباید به فدرالی شدن کشور تلقی ګردد،زیرا فدرال و فدرالی شدن یاکردن شرایط دیګر دارد۰ مدعی اید که تشکیل واحد های جدید اداری بمفهوم تجزیه کشورت است؟! این چنین نیست۰تجزیه نعریف خاص خو را دارد۰فروش خاک در برابر آرآ مردم که شما عنوان کرده اید یعنی چه؟ کرزی چرا به مردمان بلوچ،پشه يی،نورستانی،ایماق،قرغز و۰۰۰ خاک نمیفروشد؟چرا تنها هزاره ها و ازبکها طرف این معامله اند؟ ممکن با اینکه کمیت شان زیاد است موافق یاشید۰ هرګاه چنین باشد،پس مثل سایرین مستحق داشتن واحد های بیشتر اداری اند۰هزاره و ازبکها کمیت دارند۰کرزی بخاطر حل مشکل این کمیتها و کتله های بزرګ قږمی فرمان ایجاد تشکیلات جدید اداری میدهد۰شما چرا وار خطا شده اید؟تشویش تان در چیست؟ آقا! هزاره ها بر خلاف پښتونها،تاجکها،ترکمنها،ازبکها و بلوچها با باشنده ګان هیج کشور همسایه ارتباط اتنکی ندارند۰بتآ تشویش نکنید۰شما یګانه مالک این آب و خاک نیستید۰ افغانستان کم یا زیاد۲۵ میلیون نفر مالک« باشنده » دارد۰بهتر است تا حسن غم کش شدن،دست بکدام کار دیګر بزنید۰شما (مردم غور) که ازین حق محروم هستید،در راه تحقق حقوق دیګران بخیل نباشید۰اګر افغانستان به پنجاه ولایت تقسیم شود،تجزیه نمیګردد۰وبه همین ترتیب ایجاد واحد های جدید اداری نیز به هیجعنوان به مفهوم فذرال سازی کشور نخواهدبود۰شماتشویش نکنید۰بانوشتن چنین مطالب خود را تجرید و دیګران را از خود آزرده نسازید۰احترام۰۲۲ جون۲۰۰۹
|
احمد سعیدی کابل
|
دوست عزیز نور الله خان سلام.
من نوشته شمارا خواندم من هر گز نگفتم بدخشان وجاغوری صلاحیت ولایت شدن را ندارند ویا اندخوی نفوس کم دارد منظورم این بوده که چرا رئیس جمهور مسئولیت خودرا من حیث امتیاز در آستانه انتخابات در برابر رأئی مردم میفروشد.من طرفدار اصلاح واحد های اداری در کل کشور هستم من تنگ چشمی ندارم.من این خاک فروشی در برابر آرای مردم را تقبیح نمودم ای کاش این تشکیلات در فضای آرام من حیث یک وجیبه دینی وملی با عدالت إحیاء شود.منظورم این نیست که بدخشان وجاغوری واندخوی ولایت جور نشود این حق مردم است .حال در برابر رشوت مخالفم شما طرف دار این هستید که ظالم بر شما حکومت کند ووعده دروغ بدهد؟واحد اداری به قیمت تداوم حاکمیت استبداد خوب نیست.
|
Dr. Salalahuddin Sayedi UK
|
دوکتور صلاح الدین سعیدی –سعیدافغانی ۲۹/۶/۲۰۰۹
هموطنان و خوانندګان ګرامی!
مطلب را تحت کار داشتم تا مسأله فدرالیزم را به صورت همه جانبه مورد مداقه قرار دهد. اما وقت یاری نه کرد تا این مسأله را نهایی سازم.
همچنان چند روز قبل مطلب را در ارتباط نوشته یکی از هموطنان دیګردر ارتباط فدالیزم نوشته بودم. به خاطر ارتباط نوشته من به این نوشته دانشمند محترم احمد سعیدی جهت مطالعه شما اینک کاپی آنرا ذیلا تقدیم میدارم.
با صراحت تمام باید ګفت استدلال و منطق که محترم احمد سعیدی رسالت خویش را درین نوشته به جریت تام اداء نموده و کاملا قابل تأیید من است. نوشته جناب شان دارای محتوی عالی است.
--------------------------------------------------------
هموطنان و خوانندګان ګرامی!
جای خوشی است که عوض ګرفتن سلاح برای تحقق اهداف سیاسی با پیش کردن طرح ها و استدلال منطقی بودن طرح خویش ګذار میکنیم. متأسفانه همه در همه موارد چنین برخورد را ندارند.
ما حق نداریم تعیین کنیم که کی حق دارد کدام مسأله را مطرح کند و کدام مسأله را مطرح کرده نمی تواند؟
این صلاحیت را برای ما کی داده؟ اما قانون و اصل قانونی باید جایګاه خویش را داشته باشد.
مثلا اګر ما حتی مخالف بعضی مواد قانون اساسی کشور هستیم این حق ما است اما تغییر آن به هر وسیله نا مشروع حق ما نیست. برای تغییر مواد آن در قانون شرایط وجود دارد.
ما نباید فراموش کنیم که ما در پهلوی حقوق وجایب نیز داریم.
اګر ما سازنده میاندیشیم باید چنین برخورد داشت. ما حق داریم برای کشور خویش چنان نظام را پیکش کنیم که فکر میکنم آن نظام بهتر است. اما فراموش نباید کرد که این وطن و خانه مشترک است و برای خانه مشترک و زندګی کردن درآن اصول و رسوم و قواعد وجود دارد. برخورد انقلابی برخورد نادرست و منجر به برخورد خلاف قانون جوانب دیګر خواهد شد و نظم از بین خواهد رفت. انسان متمدن قرن بیست یک نباید چنین برخورد را داشته باشد.
برخورد ما باید سیستم ساز باشد تا سیستم برانداز.
برخورد ما باید سازنده باشد تا سوزنده.
برخورد ما باید ادامه دهنده دست آورد های خوب باشد تا محوه کننده همه آنچه داریم.
با چنین برخورد بحث روی مسأله نظام فدرالی و موجه بودن و عدم موجه بودن آن بحث جالب است. سخن را مختصر میسازم:
- باید درک کرد و معترف شد که هر لغت و واژه به شمول لغات و اصطلاحات سیاسی از خود تعاریف لغوی واصطلاحی دارند. معانی لغوی به مرور زمان فرق نمی کنند – اما مفاهیم اصطلاح به مرور زمان فرق میکنند.
باید درک کرد که فدرالی و نظام فدرالی که عده در افغانستان پیشنهاد دارند دارای چه ابعاد و مفاهیم است.
باید مشخص ساخت تحت نام فدارلی چه میخواهند؟
در کدام شرایط و تحت کدام قواعد؟
نظام فدرالی برای افغانستان و یا هم برای آلمان و یا هم برای آمریکا؟ موقعیت جغرافیای، سیاسی، و تاریخی افغانستان با کشور های دیګر فرق دارد ویا خیر ؟ و .......................
اګر منظور از فدرالی کم کردن کاغذ پرانی های اداری است.
اګر منظور از نظام فدرالی تقسیم مجدد، منطقی و قابل درک صلاحیت ها که منجر به بلند رفتن سهمګیری مردم در حل مسایل خویش ګردند. و مردم حاکم و مامور خویش را مطابق به قانون خود تعیین کنند و سرنوشت خویش را بدست خویش بګیرند و ..... مسایل است مثبت و قابل قدر.
سوال مطرح میګردد که این مطالب تنها در چوکات نظام فدرالی ممکن است؟ جواب و شناخت من از مسأله چنین است که برای تحقق مطالب خوب فوق نظام فدرالی حتمی نیست.
در پهلوی این در جهان ترند و مسیر چنین است که به خاطر همین کم کردن کاغذ پرانی، کوتاه کردن زمان صدور حکم و تطبیق آن، نزدیک ساختن اداره به مردم و کم کردن بار دولت یعنی مصارف دولت از دوش ملت و .... تلاش دارند و درکشور های زیاد عملی هم کردن تا ادارات وسطی قدرت دولتی را لغوه نموده و صلاحیت های آنرا افقی و عمودی تقسیم نمایند. یعنی بخشی از صلاحیت های ولایتی به ولسوالی ها و بخش دیګر به ادارات مرکزی انتقال داده میشود.
اما با ایجاد دولت فدارالی ما در عمل برعکس اهداف فوق کار میکنیم. یعنی با ایجاد ادارات و ارګانهای جدید برای تشکیل فدرالی یعنی مرجع قانون ګذاری، اجراییوی و قضایی برای واحد های معیین اداری عضوی فدرال ما ادارات جدید را ایجاد میکنیم که خلاف مطالبات و خواسته های مثبت فوق است.
- در پهلوی این همه یک مثال می آورم:
آیا با ګذشت جنګ سی ساله در کشور، سطح کنترول از مراعات قانون ، سطح اجراات مراجع عدلی و قضایی کشور، موقعیت جغرافیای و اقتصادی کشور....... که اګر ما والی ولایت جلال آباد را انتخابی بسازیم
– چه فکر میکنید که غیر از نماینده استخبارات پاکستان کی برنده خواهد شد؟ جواب و محاسبه کاملا واضح است. از سرحدات شوروی سابق و ایران عین توقع خواهد رفت.
- چه فکر میکنید غیر از قومندانان مسلح و خون خوار کی برنده این حاکمیت و والی منطقه خواهد شد؟ جواب کاملا واضح است.
به فهم من چه افراد و مراجع این مسأله را به این پافشاری دنبال میکنند:
۱/ آنهاییکه فکر میکنند با درنظر داشت بعضی مفاهیم مثبت که فوقا به آن اشاره شد – چنین نظام سیاسی به نفع کشور است.
۲/ قوماندانان سابق که خواهان صلاحیت های بی قید و شرط دیروز اند و در صورت موجودیت حکومت مرکز و به این اهداف کمتر نایل نه خواهند شد.
۳/ حریصان چوکی و مقام که در صورت افغانستان مرکزی امکانات شان برای پست های بزرګ دولتی دلخواه شان کمتر است.
۴/ بخشی از پالیسی میکران اصلی کشور های همسایه ( پاکستان، ایران ، شوروی سابق و نماینده فعلی آن روسیه) که میخواهند در صورت تغییر اوضاع سیاسی خلاف میل شان کمر بند امنیتی مانند ستون پنجم را در خارج از مرز های خویش داشته باشند. و یا هم در آیند بتوانند بخش افغانستان را از خود سازند.
۵/ کشیدن و خارج کردن مسایل مورد بحث افغانی از توافقات دینی و اسلامی به جانب قومی و زبانی. و بلاخره تشکیل یک جغرافیای سیاسی جدید منطقه به اساسی قومی نه به اساس دینی و مذهبی.
۶/ دشمنان قسم خورده افغانستان این وسیله راه و حرکت تاکتیکی برای تجزیه افغانستان قرار داده و زمینه های مناسب را برای تقسیم قومی افغانستان مهیاء میسازند. این همان تقسیم قومی خواهد بود که در چوکات های بزرګ تقسیم منطقوی مساله که در پلان های طول المدت است – کاملا میګنجد.
اینکه درین کش مکش و جار و جنجال های سیاسی و نظامی کدام یک ازین مصالح و منافع در اولیت مصالح و منافع ابر قدرت ها قرار خواهد ګرفت و به اساس آن زمینه های عملی این اهداف بر آورده خواهد شد اینکه کدام یک ازین منافع و مصالح امکانات تحقق خواهد یافت سوال و مطلب است که جواب آنرا زمان خواهد داد.
بلی کشور ما به تهدید های فوق مواجه است.
لذا با تحلیل بسیار ساده و کوتاه بالا میتوانیم ګفت که متن دقیق عنوان باید چنین باشد:
فدرالیزم در شرایط فعلی برای افغانستان ګامی است به سوی نابودی !
فدرالیزم در شرایط فعلی ګامی به سوی تجزیه و نابودی افغانستان!
و ...
مهم این است ما از سر و کله این کلیمه چه میخواهیم؟
مهم این است که نتیجه عملی و منطقی ما از طرح و برنامه کاری ما درین راستا چه میشود و به چه می آنجامد؟
فدرالیزم در کل و به صورت عام برای بعضی از کشور ها با در نظر داشت شرایط و استدلال های معیین منطق خویش را داشته، ضرورت و نظام خوب شده میتواند. اما برای افغانستان در شرایط امروزی مهلک است.
۲۵/۰۶/۲۰۰۹
دوکتور صلاح الدین سعیدی
|