
نوشته: احمدسعيدي
بلاخره مجددي صاحب خواهان كمك روسيه شد
جناب حضرت
صاحب مجددي علم بردار نخست جهاد علي شوروي به روسيه رفتند تا كمك هاي ان
كشور را بخاطر اوردن صلح و باز سازي در افغانستان جلب نمايند من گذشته را
به ياد هيچ كس نمي اورم كه چي كفتيم چي كرديم و چي شد و حالا چي ميكنيم
مردماني زنده و تاريخ قضاوت ميكنند اما اين حقيقت را بدون كم و كاست همه
ميدانند كه امريكا و اروپا ديگر چندان علاقه مندي ندارند تا يك بار ديگر
دست حكومت افغانستان را گرفته راه رفتن را ياد بدهند انها ميدانند كه همه
چيز ناوقت شده است تغير مثبت در آينده امر حتمي پنداشته نمي شود اما لذت و
نرمي چوكي هاي چرخي را همه دوست دارند بعضي ها تا پاي جان مبارزه مينمايند
كه دايمل عمر باشند با در نظر داشت ضرورت كه خود تشخيص كرده اند اطلاعات
وجود دارد كه دولت افغانستان پشت در هاي بسته در تلاش انست تا با روسيه
موجود كه ميراث خوار شوروي سابق است كنار بيآيد و روسيه كمر ببندت رول
امريكا را در منطقه بازي كند اين بگو مگو هارا امريكا نيز ميداند خالي از
امكان نيست كه با عينك هاي ذره بين دار نقطه گذاري ميكند با در نظر داشت
اين اصل و اين مذاكرات پشت پرده كشور وارد مناسبات پرتشنج جديد باجهان
ميشود قبل از هر چيز در محور قرار دادن منافع ملي افغانستان كند درچهره
نمائي ها بايد و ما جز اين محور هر محور ديگري را غير قابل تائيد ميدانيم و
به آن باور نداریم. جناب مجددي صاحب ديروز از روسيه غرامت جنگي مي خواست
حالا چيز ديگر ميخواهد. هرچند پروسه هاي سياسي در افغانستان جوانب مختلف
زندگي را احتوا نموده است ولي برخورد تفاضلي با برخي جهات زير نام ضرورت
تامين امنيت و صيانت مردم مخصوصاً در وضيعت كه تمام اميدواريها به نیروهاي
مسلح غير افغاني و امريكا گره زده شده نزديك شدن زمامداران به روسيه موجود
كه خود را وارث شوري سابق ميداند ان هم به ميانجگري جناب حضرت صاحب مايه
تشويش ما را فراهم آورده است. تاسيس حكوما ت ائتلافي ( موقت و انتقالي و
انتخابی) با پشتوانه نظامي، سياسي بين المللي اگر نياز مرحله معين سرد سازي
و گذار كشور بسوي ثبات سياسي يك ضرورت تاريخي بود. تلاش براي تداوم آن به
هر وسيله، شيوه و شكل، تلاش براي احيا و ابقاي استبداد گروهي،قومی، زبانی
ومنطقوی به بی ثباتي، تبديل وكشور به ميدان زور آزمائي های حريفان منطقوي
خواهد شد كه در عمل به محروميت از استقلال سياسي حق خود اراديت مردم ما مي
انجامد. افغانستان نه تنها به خلع سلاح سرتا سری، تامين قانونيت و استحكام
سياسي ضرورت دارد بلكه تبديل آن به زون صلح در همزيستي با قرارداد هاي جهان
يك ضرورت است. امانه انكه به نرخ روز سياست كرد. ما در حاليكه تحقق
همكاريهاي ستراتيژيك افغانستان را در عرصه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي نه
تنها با كشور هاي اروپائي و ايالات متحده امريكا دقيق ميدانيم بلكه با تمام
جهان پشت در هاي بسته مذاكره با كار برد استتاري آن كه ميتواند ثبات اوضاع
را در منطقه بمخاطره اندازد هوشدارنيز ميدهيم و تشویش داریم. افغانستان
ديگر به تعبير علامه اقبال لاهوري نه تنها دلي درپيكرآسياست بلكه اهميت
ستراتيژيك آن مرز هاي آسيا را دريده و در پروسه اقتصاد، سياست و امنيت
جهاني جايگاه ويژه يافته است که هیچ کس نمی تواند منکر آن باشد. هر گام و
هر اقدام درجهت تامين صلح و تضعيف نقش تفنگ براي ثبات اوضاع در آن و در
نتيجه مبارزه موثر بر عليه تروريزم بين المللي زرع قاچاق مواد مخدره از
اهميت تعين كننده و سرنوشت سازی برخورداراست اما عدم شفافيت مذاكره ميتواند
امريكا را به شك و ترديد در سياست هاي ما وادار سازد تا طور ديگر فكر كند.
سیاسیون ما كه موسمي فصلي سياست و صحبت مي كنند بايد بدانند اگر افغانستان
ازلحاظ امنيتي به پاي خود نه ايستد و از لحاظ اقتصادي اين وضيعت حمايت نشود
و از لحاظ سياسي و اجتماعي ( اداري و حقوقي) تثبيت نگردد امكانات عاريتي و
حركت هاي ماكيالوستي امنيت هيچگاهي به تغيير واقعي بيلانس به نفع ثبات
دايمي مبدل نخواهد شد. نه تنها براي اينكه اين امكانات دايمي بوده نميتواند
بلكه براي آن نيز كه اين امكانات شرايط اجتماعي را تغيير داده نمي تواند و
در بيلانس موجود به حيث جمع يك نيروي اضافي موقت ظاهراً پله را به نفع
يكطرف سنگين نشان ميدهد در حاليكه تامين مطمئين و دايمي ثبات در افغانستان
حتي فراتر از شرايط اجتماعي به تغيير در مناسبات اجتماعي نيز ضرورت دارد که
تا هنوز زمام داران موجود کمتر به آن فکر کرده اند و نتوان درك انرا دارند
يا خير مردم ما می دانند که دراين اواخر تلاشهاي نيز جريان دارد كه با وارد
نمودن طالبان و شوروي سابق در معادله قدرت به استحكام بنيادهاي اقتدار
اميد بسته است. چنين اميد ها در زير ضربات تضادهای موجود خورد و خمیر خواهد
شد چنانچه واقيعت نتنها ميتواند به ياس مبدل شود بلكه عاري از خطر تولد
هيولای وحشت ناک بمراتب خطرناكتر و مهار ناشدني تر از القاعده طالب نيز
بوده نميتواند.
ما
به اين عقيده ايم كه حضور و يا بازگشت اعضاي سابق جنبش طالبان و روسيه با
ساز و برگ قبلي همچو افغانان ديگر به كشور يك امر بسيار طبيعي ولازميست و
اما بازگشت آنان برپايه معاملات سياسي قومی و حضور در معادله قدرت به حيث
يك تشكل كه د رعين حال خواهي نخواهي به معني جاي پاي براي تفكر طالبي در
سياست نيز است با ادعاي دموكراسي و ايده پيشرفت و ترقي در منافات كامل قرار
دارد. چنين اقدامات شايد بتواند تكرار ميكنيم شايد بتواند براي مدت كوتاه
در عرصه نظامي دست آورد هاي داشته باشد و اما اين دست آورد ها زمينه هاي
مساعد براي اختفاي تروريستها و يا بصورت يك كل توسعه امكانات تروريزم بين
المللي در جامعهء افغانی بوجود مياورد. ما دولت افغانستان و حلقات موثر بر
سیاستهاي آنرا به نتيجه گيري هاي ستراتيژيك از سياستهاي دفع الوقت و مقطعي
ئي اتخاذ شده دعوت ميكنيم و اظهار میداریم . این حقیقت را که ما بار ها
خاطر نشان نموده ایم که دلایل و عوامل بی ثباتی اوضاع و آسیب پذیری روند
جاری و حاکمیت مبتنی بر آن علاوه از تاثیرات مخرب مخالفتهای داخلی و خارجی
با رژیم ، اساساً در ناهماهنگی و تضاد میان وظایف ، اهداف و مجریان آن
زمینه دارد و در بطن نظام پرورش یافته است رهبري حكومت ميداند كه در چنین
اوضاع ، کشور وارد مرحلۀ جدید سیاسی با جهان میگردد که بدون شک و تردید
تاثیرات عمیق بر مناسبات همسایه گان با آنرا به دنبال دارد اگر ، نیروهای
جانبدار صلح و ترقی تقویت نگردد ، اوضاع آبستن تحریکات و به دنبال آن
رویداد های به مراتب خطرناکتر بوده میتواند بوجود خواهد آمد. از عواقب
مذاكرات بعضي ها با روسيه و کاربرد استتاری آن که میتواند ثبات اوضاع را در
منطقه به مخاطره اندازد هوشدار میدهیم و اظهار تشویش میکنیم.
