|

احمد سعيدي
اگر شعر بنويسم چطور
دوست
فرزانه يگانهِ يگانه ها از مدت كه جام غور را ميبينم مضامين نوشته شده را با
دقت ميخوانم دوستان زياد كه زاد گاه شان غور است اشعار نغز مينويسند و طور ديده
ميشود كه غوري ها در شاعري از بدخشاني ها كم تر نيستند پارچه هاي سروده شده
عزيزان تشويق و ترغيب ام كرد شعر گونه نوشتم يگانه كه يگانه شاعر فاخر مايئ اگر
سروده ام اندك نمك داشته باشد بگو تا در اين راه لنگان لنگان گام بردارم.
زباغ ميرسد هر لحظه صد صداي تبر *** بگو به ديري زمان هاي واي تبر
تمام زحمت اهنگران خسته ز فقر *** غنود بي نمكي ها پابه پاي تبر
زشاخ سبز اميدا نمانده يك برگي *** هنوز ميزنند ما را به ضربه هاي تبر
كران ها هم ابرند رعد و باران نيست *** چطور قد بكشد سرو در هواي تبر
نه خانقائي نه مريد نه شيخ ديجوري *** به گوش كر توشنو چه چهائي تبر
به اسمان سموچك به جوقلك صد بار *** فغان فغان شنيده ام زما جراي تبر
|
نظرات شما |
علم هالند
|
دوست گرامی جناب سعیدی صاحب سلام.
هر چند شما از استاد گرانمایه جناب یگانه طالب مشورت شده اید ولی من شمارا درین را تر غیب نمیکنم چون شما از مسیر اصلی خویش که سیاست ودر آویزی با خدایان قدرت است فاصله میگیرید.شما تا هنوز که نوشته اید از سیاست نوشته اید واین سرودۀ زیبای شما کمی غیر متعارف است.همان است که میگویم شمارا دوستان در خط سیاست می شناسند .اگر شما شعر را در استقامت سیاست می سراید باز باکی نیست.
|
فگارزاده شهر کابل
|
محترم سعيدی صاحب،
نظر اصلی را در مورد شعر شمااستاديگانه خواهد داد. اما به نظر من شعر "تبر" ميرساند که يقينأ شما در سرودن شعر هم کمبوديی نخواهيد داشت. مخصوصأ گاهی برای آرامش روحی و رفع کسالت های سياسی خواندن و يا سرايش شعر ضروری خواهد بود. اما بصورت کلی من نظر علم صاحب را در اين مورد ترجيح ميدهم.
شعر "تبر" شما اين دو مصرع رابيادم آورد:
تير و تبر بگير و ببر پيش پير کارگر
گو تير تيز کند تبر از تير تيز تر
هميشه مؤفق و سربلند باشی!
شاد و مؤفق باشيد.
|
غوری
|
آقای سعیدی صاحب با عرض ادب خدمت شما وتمامی وطنداران غوری
راستی میگن هرکارا به اهلش باید سپرد اگرشا شاعری کیند قصه تبدیلی وظیفه تخنیکر موتر وتخنیکر انسان (داکتر) تکرارمیگردد. یک روز داکتر وتخنیکر وظیفه های شانرا تبدیل کرده بودن یکی با استاتسکوپ به جان موتر رفت ودیگر با پیچ کش سه رخ به جان انسان. دوم اینکه شعر سروده میشود نوشته نمیشود همین مسله میرساند که شما بدرد تحلیل وسیاست میخورید نه بدرد شعر وشاعری خداوند شما را توفیق فرماید انشاالله
|
yagane
Sofia
|
دوست گرانقدر، سعیدی صاحب محترم،
سپاسگزارم از ارجی که به نظر ناقصِ من قایل شده اید. فضای با
ابهتی در سرودة شما گسترده است و پیام هولناکِ زمانه را واگویه می
کند. البته، «بی عیب، فقط، خدا است» و شک نیست که با دلسوزی بیشتر
می توان عیبکهای فنی را کاست. به هر حال، ابتدا از «سموچک» و
«جوقلک»، آغاز ِ مبارک و عالی است و از همه بهتر این که شعرت،
مطابق انتظار دوستان: جناب فگار زاده، جناب علم و استاد غوری، در
همان خطِ سیاست و فعالیتهای اصلی ات جوشیده و جریان یافته است.
همچنان،
اگر به یاد داشته باشی، زمانی در غور با هم مکاتبه های منظوم نیز
داشتیم، پس به هیچ صورت، این اولین سروده ات نیست که به دست ما می
رسد. لذا، سفرِ بخیر و راهِ سفید برایت آرزو می نمایم. خدا یارت !
اسد 1388
|
|