
نوشته: احمد سعيدي
چرا
زمامداران
ما
از گذشته نیاموخته اند
هر كه نه
آموخت از گذشت روزگار
هيچ
ناموزد ز هيچ آموزگار
كسانی كه با وجود سه دهه تجربه خونين و هولناک از تاریخ پر خم وپیچ
کشور، هنوز به مرحله پختگی تجربه و پاسخ دهی به مسائل ومشاکل امروز کشور ما نرسید
اند ودر کانفرانس
ها، ونوشتار ها در سياست گذاري ها با اينگونه درامه سازی ها و مفهوم سازی های
غيرعلمی، راه اشتباهات هولناک ديگر را هموار می كنند.به ملت مظلوم افغانستان جفا
میکنند. ملّت ما يكی از سياه ترين و خونبارترين دوره های تاريخ خويش را تجربه كرده
است و می خواهد بداند كه راز اينهمه سياهی ها و ناكامی ها و عقب ماندگی ها در چيست؟
بی جهت نيست كه تاريخ را "دريچه ای برای نگاه كردن به آينده" نيز تعريف كنیم. تاریخ
باید راه آینده را برای ما نشان دهد.فكر می كنم همينطور باشد! در واقع ما مردمی
هستيم كه غالباً آينده را فدای گذشته ناشاد خويش می كنيم و در اين مسير، همه داده
ها و دستاوردهای مثبت گذشته، همه راه ها و پل ها را هم خراب می كنيم چنانچه طي هفت
سال گذشته چنين كرديم.
الگو پذیری در مسائل اجتماعی باید هدفمندانه وپر ثمر باشد نه اینکه
ذوق وسلیقه افراد را در یک محدودۀ زمانی مشخص مر فوع سازد. اگر ما عفو,گذشت, إغماض
وچشم پوشی در کشتار وجنگ های خانمان سوز را از آفریقائی جنوبی الگو میگیریم.باید
این راهم بدانیم که آنها با آينده نگری و مدارا، به عبرت گیری از يک گذشته عميقاً
خونبار، فعلا آفريقای جنوبی مدرن متمدن ومقتدر و اسپانيای نوينی ساخته اند وا ما ,
ما هنوز از قبرستان ها و از جمجمه های مردگان "الهام" می گيريم. در واقع برای
بسياری از روشنفكران ما، آينده، در اسارت اين گذشته تلخ و ناشاد است، بی آنكه با
فروتنی بپذيريم كه ما(دولت,اپوزيسيون و روشنفكران) در ايجاد آن گذشته ناشاد، سهم
فراوانی داشته ايم. مثل اینکه عدۀ با ملاحظۀ نا هنجاری های درون دولت و حتي بعضي از
اعضاي كابينه باز هم منتظر اند طالبان بار دیگر چون فرشته های نجات بر کشور مسلط
شوند.. اينگونه بی پروائی و مسئوليت گريزی نه انديشيدن به آينده افغانستان واقعاً
تأسف بارو خجالت اور است چرا مسئولين نميدانند يا گوش شنوا ندارند در حاليكه
جوانی وزیبائی در افغانستان كشته شده است. در
اين مدت، نه تنها منابع مادی و اقتصادی جامعه ما تاراج گردیده، بلكه مهم تر از
همه، اخلاق سیاسی و غرور ملّی مردم ما نیز به تباهی كشانیده شده است. درین مدت تنها
جوانان کشته نشده اند بلكه پدیده، "جوانی"
نیز
در
جامعه ما كشته شده است. نه تنها زنان و دختران ما سر کوب شده اند، بلكه "دختری" و
"حس زن بودن" نیز از جامعۀ ما رخت بسته است... در برابر اين همه قتل و غارت و فساد
رشوت اختلاس و فقر و فحشا، متأسفانه حاكميت موجود مسئله اساسی -يعنی اتحاد و
همبستگی برای رهائی ملی- را فراموش كرده است و حتي بعضي ها نفاق ملي را همدم دامن
ميزنند.
نوع نظام ویاحفظ میهن:
در حال وهوائی فعلی شعار های بنام انتخاب نوع نظام بر سر زبانهاست در حاليكه این
شعار پسندیده و نهايت نیکو است , اما ما فعلا در شرائط قرار نداریم که برای ما
انتخاب نوع نظام مطرح باشد وفعلا آنچه مهم ومطرح است حفظ کشور بنام افغانستان است
که در آینده بستری باشد برای پیاده کردن نوع نظام. فعلا بستر نظام سازی در حال
نابودی است وما باید تلاش کنیم این بستر را برای ادامه حیات سیاسی, هویت ملی إقامۀ
حکومت با كفايت پاسداری کنیم. وجود سرزمین کامل منحیث بستر مناسب برای پیاده کردن
نظام سیاسی شرط اساسی وحیاتی است اين را همه مردمان را وطندوست ميدانند.
همه باور دارند اين دولت ما بر خلاف آنچه ادعا ميكند , در عمل
دموکرات ومردم گرا نیست , در واقع خیلی ها برخود محوری ودیکتاتوری می انديشه و عمل
مي كند اگر حكومت ادعای دموکراسی دارد باید متحمل, بردبار وبا حوصله باشد. باید همه
در پرتو فرهنگ افغانی در جهت ایجاد فضائی دموکراسی واقعی کوشا باشیم تا در آن هر
شهروند افغانی، آزادانه و آگاهانه بتواند نظام سياسی دلخواهش را انتخاب كند. اين
آرزو هرگز تحقّق نخواهد يافت مگر با سعۀ صدر, حوصله برد باری، دیگر اندیشی وتحمل
یکدیگر. بنابراين بر همه دولت مردان است كه بدور از تنگ نظری های سياسی موجود، با
فروتنی و براساس فوری ترين خواست ملّت مان، در يک اتّحاد ملّی، شعار "دوستی, برادری
همزیستی و اتحاد را" به اصلی ترين و محوری ترين شعار مبارزاتی خويش بدل كنند تا
مؤفق شویم.
اكثرا در نوشتار و
گفتارنسبت به ديگران از طرف برخی شخصیت های دولتی بحران آفرینی میشود .برخی تحلیل
گران سیاسی دولتي کوشش میکنند مسائل را طور مطرح کنند که تحریک آمیز وبحران زا باشد
و عده از اعضاي كابينه خود با اين ماجرا جوئي ها سروكار دارند.
طي هفت ساليكه ازين
حاكميت مي گذرد عده كوشيدن بجاي خدمت گذاري به مردم مستحق افغانستان نام ها و القاب
پوچ وبي معني را به گوشها زمزمه كنند يك عده را جنگ سالار يك عده را تفنگ سالار و
بعضي را به نام هاي ديگر لقب دادند از فساد و بي عدالتي بي پروائي به سرنوشت ملت
هيچ نوع توجه ندارند حالا وقت ان رسيده تا اين دولت را رشوت سالار و ترياك سالار
لقب داد تا لكه ننگ ديگري ثبت تاريخ شود و مردم بدانند كه عوامل بحران افريني درين
كشور كي ها بوده تا به داد گاه ملت جوابگو باشند.