|
|
|
نوشته: احمد سعيدي
حضور ناتو در افغانستان و تشويش همسايگان
با وجود اینکه ناتو چند سال است که بخاطر بر قراری امنیت در افغانستان بوده و اين وظيفه را بر عهده دارد هنوز عدۀ از ولسوالی ها ی هلمند از اختیارحکومت مرکزی خارج اند دراین نوشته کوشش میگردد با تحلیل دقیق از نقش ناتو در افغانستان به مسائلی چون تاثیر افزایش نیروهای ناتو در ایجاد امنیت لازم در افغانستان دلیل توجه ناتو به این کشور و علاقه مندی جرمنی ، هالند و دیگران حضور آن در نقش روسیه موجود در این میان استقرار ناتو در مرز های شرقی و بعداً بشمول امریکا در مرز های غربی به عنوان تهدید به اصطلاح زمامداران ایران در آن کشور و پریشانی های روسیه و در ضمن تشويش پاكستان. 1- روسیه و ناتو پس از جنگ سرد در سال 1994 زمانیکه ناتو ضرب العجل ده روزه برای طرفهای درگیر در بحران کوزو و جهت تسلیم سلاحهای شان تعین کرد اولین درگیری میان روسیه و غرب پس از پایان جنگ سرد رخ داد چراکه روسیه دراین زمان سیاست واقعگیرانه قدرتی بزرگ را اختیار کرده بود که منافع بخصوص خود را در حوزه بالکان دنبال می کرد و در مورد تلاش داشت . در حالیکه رهبران غرب بدنبال نشان دادن صلاحیت ناتو در ایفای نقش حفظ صلح و ایجاد صلح پس از پایان جنگ سرد بودند در همین زمان شگاف عمیق میان نخبگان سیاسی روسیه و شاخه های مختلف حکومت در زمینه سیاست خارجی وجود داشت هم زمان موضوع بحث اصلی محدودیت های اتحادیه اروپا در گسترش رو به شرق ناتو و نیز گسترش آن در اروپای مرکزی و موضوع روسیه در برابر تحولات همه جانبه باید مورد بررسی و گفت شنود قرار گیرد . 2- گسترش ناتو از دیدگاه ژسوپلتیک سازمان پیمان اتلانتیک شمال یا ناتو پس از جنگ جهانی دوم بنا به ضرورت زمانی و مکانی در آوریل 1949 با موافقت 12 کشور امریکا ، بلژیک ، هلند ، کانادا ، دانمارک ، فرانسه ، ایسلند ، ایتالیا ، لوکزامبورک ، نروژ ، پرتگال و انگلستان تشکیل یافت حلال اضافه از 26 کشور عضو دارد اما بعد از فروپاشی اتحاد شوروی ناتو خود را نیرومند ترین و سرنوشت سازترین قوت محرکه جهان میداند بار سنگین را که در افغانستان بدوش می کشد از ماموریت های دیگر گذشته این سازمان هم سنگین تر و هم پرمخاطره تر است و سرنوشت ساز برای ناتو است .
3- امریکا و ناتو همکاری های بیشتر اروپائی ها با امریکا در خصوص چالش های سه گانه یعنی جنگ خونین عراق ، افغانستان و جنگ با تروریزم در گرو تعهدات امریکا به ناتو میباشد این تعهدات شامل حمایت کامل تر از قوت های ناتو آرایش این نیروها تقسیم فن آوری پیشرفته نظامی و پذیرفتن بازآری واقعاً آزاد در دو سوی اتلانتیک برای کالاهای دفاعی است در این میان اروپائی ها نگرانی عدم و فاداری امریکا به تعهدات خود هستند اما امریکا نمی تواند ظرفیت همکاری نظامی اروپایی ها را قطع و بعداً از آنها مصرانه تقاضای کمک نظامی نماید این کار ناتو را فلج و امریکا را مجبور خواهد کرد که با استراتیژیک نظامی و سیاسی بیستر در خاور میانه افغانستان ، عراق و نقاط دیگر بدوش بگیرد . چنانچه هم حالا بخصوص طی چند سال اخیر مسئله عراق یک نقطه محوری مورد اختلاف دو طرف یا سه طرف به ویژه بین فرانسه ، امریکا و جرمنی ، امریکا بدل شده است گرچه ترکیه کوشش داشت در همچو شرایط موقف خود را رشد خوب تر بدهد و بر این مبنا نقش توازن بخشی را در منطقه بازی کند در حالیکه ناتو از بالکان و اروپا فراتر گذاشته و ماهیت جهانی یافته و حوزه ارضی آن به تبع توسعه نفوذ قدرت امریکا در تطابق با جغرافیای مورد نظر آن شکل گرفته است در همین حالت احساس میشود نوعی احتیاط توام با ترس بر فعالیت های اعضای ناتو سایه افگنده است .
4- ناتو در قفقاز و تشویش روسیه و ایران با خاتمه جنگ سرد انطباق ناتو و به طور کلی ساختار های امنیتی اروپا با شرایط جدید بین المللی به مشغله اصلی اعضای آن تبدیل در این حال کشور های اروپای شرقی و مرکزی به خاطر خلا امنیتی و غیر قابل پیش بینی بودن آینده روسیه احساس نا امنی میکند بخصوص در این اواخر که امریکا میخواهد راکت های خود را در چک و سلواک نصب کند این حقیقت پوشیده نیست که کشور های غربی در پی آن اند تا از طریق گسترش ناتو کشور های که قبلاً اتحاد شوروی بودند به عضویت خود جذب نمایند چنانچه این کار را تا اندازۀ انجام داده اند .درحالیکه امریکا و ناتو منافع خود را در این منطقه زیر نظر دارند روسیه و ایران برعلاوه اینکه نهایت از حضور ناتو تشویش دارند دنبال منافع خویش نیز در این منطقه می گردند هنوز که پیروزی و عدم پیروزی ناتو در افغانستان زیر سوال است و قوت های ناتو و خارجی در مبارزه حاضر منافع دراز مدت خویش را تعقیب می نمایند معامله گیری ها ظاهر و باطنی در حالت رنگ و رونق گرفتن است روسیه ، ایران و پاکستان هم آستین بالا زده اند حق العبور می خواهند در چنین حالت که ناتو نیز بعضی اوقات هدف را فراموش می کند چه چاره باید کرد .
در حالیکه ما شاهد همه اشکال مبارزه دیرین در جهان و منطقه بمنظور نفوذ در ملل دیگر در جریان هستیم زیرا نفوذ از خارج ارزانتر از آنست که دولت خود را در آن کشور نگهدارند بدین ترتیب بدون زحمت سود برده و می برند و در ضمن شکل مبارزه هم تغیر خورده امروز همه مسایل و پرابلم ها را باید از طریق سیاست های آگاهانه و هدفمند حل نمود نه از طریق سلاح های اتومی و غیر اتومی البته از شرایط مساعد بین المللی و منطقوی باید ما به نفع صلح و اعمار مجدد کشور خود تا حد امکان استفاده می کردیم تاریخ گواه است که تفاهم یک پارچگی و وحدت و انسجام واقعی انسجامی که باید در راه تحقق آن از خود گذری داشت و با هرگونه حسادت و خود خواهی وادعا نمودن میتواند ما را از این چالش ها و بدبختی ها نجات دهد ما باید کلید راه حل را در کشور خود دسته جمعی جستجو نمائیم آگاهان سیاسی میدانند که امروز ما در وضعیت سیاسی نهایت پیچیده ئی قرار داریم و طبیعی است که دگرگونی ها و بهبود اوضاع از ما درایت و آگاهی بیشتری میخواهد با رویا روی یا چنین مشکلات نیاز به نگرش و شیوه های نوین که بر اساس تیوری مصالحه و به هم گیرائی استوار باشد اشد نیاز داریم پاسخ مثبت به این دشواریها پویا وریشه یی بوده اما متأسفانه یک تعداد دست اندر کاران لشکری و کشوری ما تا هنوز این حقیقت را درک نکرده اند اصلی آشفتگی های زندگی سیاسی ما بدلیل این است که قضایا را تا ژرف نمی شگافیم و به راه حل آن به خارجی ها پناه می بریم چقدر خوب است که تجزیه و تحلیل مشکلات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را خود علاجی کنیم و در رفع آن در یک صف واحد بکوشیم ما بعد از تجارب تلخ گذشته از سالها تجارب و آزمودن ها در یافتیم که تا چه وقت متکی به بیگانگان در حرکت بود اتکا به بیگانگان هرگز ما را به سرمنزل مقصد نمیرساند بلکه به نظر ما تکیه بر ملت ، به مردم راه بهتری و درستری است ما از بیگانگان از نیرو و ارزشمندی کار شان بخاطر صلح و امنیت و بازسازی کمک بگیریم و این فرصت طلائی را از دست ندهیم اما طراح و سازندگان پلان های امروز و فردای وطن خود ، خود باشیم. باید همه سیاسیون ما بدانند و باور داشته باشند که مردم افغانستان طرفدار یک سیاست معتدل و معقول اند نه چپ افراطی و نه راست افراطی بعد ازین در این کشور جای پای دارد .
وحدت و یک پارچگی تمام نیروهای ملی و مردمی میتواند صفیر گلوله های موجود را در افغانستان خاموش سازد در غیر آن در آینده های نه چندان دور حوادثی را تماشاگر خواهیم بود که تا هنوز به ذهن ما خطور نمی کند کسانیکه با وجدان آگاه به نزد خدا و ملت در شرایط موجود احساس مسئولیت میکند این را خوب میدانند که منافع ملی و کشور از منافع حزبی و تنظیمی قومی و قبیله ئی ، زبانی و نژادی هزاران مرتبه فراتر مقدمتر و بزرگتر است هیچ حزبی و اندیشه ئی اهمیت بیشتری از مردم افغانستان به نزد ما باید نداشته باشد .
|
|
|