|
|
نوشته:احمد سعیدی
انتخابات پاکستان امید ها و چالش ها
انجمن فکری برشنا
پاکستان کشوری است که با مشکل هویت تاریخی مواجه است. این کشور در اگست 1947 با جدائی از پیکر هند پا به عرصه وجود گذاشت وقتیکه پاکستان از هند جدا میشد تقریبأ 600 ایالت خورد و کوچک در نیم قارۀ هند وجود داشت و پاکستان از جمله همان 600 ایالت بشمار میرفت بعد از جدا شدن این تنها پاکستان است که طی 60 سال از عمر خویش فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته و منحیث محور تشنج آفرین در مورد افغانستان و هندوستان گامهای محیلانۀ برداشته این کشور با عمر کوتاه خود 9 مرتبه انتخابات عمومی برگذار کرده به استثنای دو دوره در هفت دور آن هیچ حکومتی 5 سال دوام نکرد یا علیه آن کودتاه صورت گرفته یا رییس جمهور، صدراعظم و کابینه را منحل اعلان کرده در همین 60 سال که از عمر پاکستان میگذرد تقریبأ 38 سال آن توسط کودتا ها و نظامی ها اداره گردیده است. عمده ترین دگرگونی در تاریخ پاکستان تجزیۀ این کشور در سال 1971 بود بعد از آنکه در انتخابات 7 دسمبر 1970 حزب عوامی لیک به رهبری شیخ مجیب الرحمن از پاکستان شرقی (بنگال) به پیروزی دست یافت این حزب از جملۀ 162 کرسی بخش شرقی پاکستان 160 آنرا از آن خود ساخته بود، درحالیکه در آن وقت مجموع کرسی های پارلمان پاکستان به 307 چوکی میرسید حزب مردم پاکستان به رهبری ذولفقار علی بوتو از جملۀ 138 کرسی پاکستان غربی 82 آنرا ار آن خود ساخته بود؛ روی این اصل جنرال یحیی زمامدار وقت پاکستان در 12 جنوری 1971 برای گفتگو با شیخ مجیب الرحمن به شهر داکه رفت جنرال یحیی بعد از مذاکره با شیخ مجیب الرحمن از وی به عنوان صدر اعظم آینده نام برد. و اعلان کرد که مجلس ملی در 3 مارچ 1971 در داکه تشکیل خواهد شد. اما ذولفقار علی بوتو به بهانۀ اینکه با او مشوره نشده عدم اشتراک خود را اعلان کرد و پیشنویس قانونی را که حزب عوامی لیک مجیب الرحمن ترتیب داده بود نپذیرفت؛ چنانچه درین پیشنویس پاکستان شرقی بنام بنگله دیش و ایالت سرحد شمال غرب به پشتونستان نامگذاری شده بود. و موادی دیگری که در آن حقوق اقلیت ها زیادتر به مشاهده میرسید نیز درین مسوده وجود داشت قبل از آنکه پارلمان جدید پاکستان تشکیل جلسه دهد و صدراعظم جدید تعین شود اوضاع بطرف تشنج پیش رفته بود جنرال یحیی طی فرمانی در 25 مارچ 1971 حزب عوامی لیک را غیر قانونی اعلان کرد و شیخ مجیب الرحمن را به زندان انداخت مردم بنگال علیه دولت پاکستان دست به قیام زدند ؛خانم اندرا گاندی صدر اعظم فقید هند از قیام مردم بنگال حمایت خود را اعلان کرد. سومین جنگ بین هند و پاکستان در سوم دسمبر 1971 آغاز گردید؛ درین جنگ ده ها هزار نیرو های پاکستانی کشته و یا اسیر گردیدند دولت پاکستان در 17 دسمبر 1971 تن به آتش بس داد و تجزیه بخش شرقی کشور را پذیرفت در نتیجه کشور جدید بنام بنگله دیش بوجود آمد بعد از این جنگ ذولفقار علی بوتو با میرمن اندرا گاندی در جولای 1972 بخاطر رهائی اسرأی خود قرارداد Simla را امضأ کرد آگاهان سیاسی به این باور اند که تشکیل پاکستان از دو بخش شرقی و غربی از همان آغاز یک امر غیر طبیعی و شکننده بود، تضاد بنگالی ها با بخش دیگر پاکستان وقتی زیادتر اوج گرفت که پاکستان شرقی با هدایت علی جناح قائد اعظم پاکستان زبان اردو را زبان رسمی شناخت به سایر زبانها هیچ نوع ارزشی قایل نشد بعد از علی جناح خواجه نظام الدین نیز این تعصب زبانی را دامن زد و همین عقده ها روز به روز انکشاف نموده فاصله زیادی را بین ملت های مربوط بوجود آورد تا آنکه دامنه این بی عدالتی ها باعث تجزیه کشور پاکستان شد. بعد از آنکه کشور مستقل بنام بنگله دیش از بدنۀ پاکستان برای همیش جدا شد جنرال یحیی به اثر فشار مردم پاکستان از صحنۀ سیاسی کنار رفت و جنرال نیازی روی این علت به تقاعد سوق داده شد که تفنگچه کمری خویش را طوری دودسته با رهبر اردوی هندوستان جنرال جگجیت سنگه ارورا در حالیکه هر دو در دورۀ تحصیل همصنفی نیز بودند به علامت تسلیمی تقدیم کرده بود و بیرق پاکستان را به پیشگاه بیرق هندوستان به زمین گذاشته بود بعد ازین حوادث ذولفقار علی بوتو با کوبیدن میز ملل متحد که درآن وقت سرمنشی آن اوتان بود میگفت :ما پاکستانی ها صد سال دیگر میجنگیم این سخنان در حالی از زبان بوتو بیرون میرفت که اردوی پاکستان بدون قید و شرط با حریف دیرینه اش سر فرود آورده تسلیم شده بود بعد ازین حوادث یکه تاز میدان سیاست در پاکستان ذولفقار علی بوتو بود هم رییس جمهور و هم بعدأ صدراعظم منتخب بود؛ ذولفقار علی بوتو با چرب زبانی که داشت طرفداران زیادی پیدا کرده بود، حرکات آزادی خواهانه بلوچ ها و احزاب قوم پرست پشتون را یا به زندان فرستاده بود یا فرار از وطن کرده بود شعاری را که بوتو در خط مشی حزبی خود درج و آنرا در تبلیغات ارجعیت میداد و در اوایل مردمان فقیر به آن باور داشتند شعار (روتی،مکان،کپرا) یعنی (نان،خانه،لباس) چنانچه در دورۀ اول صدارت خود بوتو با راحتی حکومت کرد اما در دورۀ دوم تظاهرات خیابانی و نارضایتی های روز افزون مردم فرصتی را به دست جنرال ضیاالحق لوی درستیز وقت پاکستان داد تا علیه ولی نعمت خود کودتا نماید و بلأخره بعد از مدت محاکمه ساخته و نمایشی خودش ذولفقار علی بوتو را در جای به دار آویخت که دخترش بینظیر بوتو نیز چند ماه قبل در همآنجا به قتل رسید؛قتل دو پسر ذولفقار علی بوتو نیز از جملۀ عملکرد های مرموز حکام پاکستان است. اگرتاریخ پاکستان را دقیق مطالعه نمائیم به وضاحت دیده میشود که در سرنوشت این ملت در طول تاریخ نظامی ها و استخبارات پاکستان یعنی ISI رول عمدۀ را بازی کردند. در تاریخ پاکستان این جنرالان که و ظایف لوی درستیز را داشته اند:
همچنان جنرالان که ادارۀ ISI را رهبری کرده اند و در سرنوشت پاکستان و منطقه رول عمدۀ را دارا بوده و هستند شهرت شان خالی از دلچسپی نیست:
به باور آگاهان سیاسی دو کرسی یعنی لوی درستیز قوت های نظامی پاکستان و چوکی اداره ISI به دسترس هر فردی که باشد در سیاست گذاری های پاکستان و منطقه میتواند نقش کلیدی داشته باشد اما دور از انصاف خواهد بود که نقش احزاب سیاسی را در گذشته و اکنون در جامعه پاکستانی مطلق منتهی بدانیم بخصوص در انتخابات اخیر پاکستان که از جملۀ 73 حزب راجستر شده سیاسی در آن کشور47 آن در انتخابات سهم داشتند 26 حزب دیگر انتخابات را تحریم نمودند. احزاب عمده پاکستان عبارت اند از:
و تعدادی دیگری احزاب خورد و کوچک که از تذکر نام شان بخاطر به درازا کشیدن این مطلب صرف نظر مینمایم. حالا در مورد ماموریت 8 ساله مشرف و انتخابات جدید که در پاکستان صورت گرفته به قضاوت بنشینیم ؛ نتایج امروز و فردا و فردا های دیگری این انتخابات را مورد ارزیابی قرار دهیم امید ها و چالش ها را موشگافانه بررسی کنیم درین مورد قضاوت ها نه باید بدبینانه و نه زیاد خوش بینانه بررسی گردد آنچه که حقیقت است اینست: انتخابات اخیر پاکستان واضح ساخت که مردم آنکشوربا سیاست و عملکرد های 8 سال گذشته جنرال مشرف و هم پیمانان وی خط بطلان کشیدند و عملکرد های گروپ متعلفه احزاب مذهبی یعنی مجلس متحده عمل را که از مدت 5 سال به کمک استخبارات پاکستان بخاطر مداخله در امور افغانستان به قدرت رسیده بودند نیز مردم پاکستان جواب رد دادند و بطور افتزأ آمیز احزاب مذهبی انتخابات را در هر گوشه پاکستان باختند و مردم عوام پاکستان به احزاب صلح خواه و ملی گرا رو آوردند نه بنیاد گرا. با وجود اینکه خانم بینظیر بوتو رهبر اسبق حزب مردم پاکستان پیش از انتخابات به قتل رسید حزب مردم پاکستان در پارلمان مرکزی نسبت به احزاب دیگر تعداد کرسی های زیادتری را از آن خود ساخته؛ در ردیف دوم مسلم لیک نواز شریف سوم مسلم لیک قائد اعظم چهارم مهاجر قومی و پنجم نشنل عوامی پارتی. این ارقام در پارلمان مرکزی است اما در پارلمان های ایالتی در سند حزب مردم پاکستان اکثریت دارد در پنجاب حزب مسلم لیک نواز شریف و در صوبه سرحد حزب نشنل عوامی پارتی تحت رهبری اسفند یار ولی خان. علت اینکه حزب مسلم لیک ق در بلوچستان کرسی های بیشتری دارد اینست که یک عده از احزاب مذهبی و حزب نیرومند پشتون خواه محمود خان اچکزی که مرکز آن در بلوچستان است در انتخابات اشتراک نداشت در غیر آن مسلم لیک ق نمیتوانست در بلوچستان نیز دست آوردی داشته باشد. حزب مردم پاکستان بعد از آنکه خانم بینظیر بوتو رهبر این حزب با همه تعهدات دو جانبه که با و ساطت امریکا با جنرال مشرف داشت کار کمپاین انتخابی را آغاز کرد تقریبأ در اولین گردهم آئی بینظیر بوتو به قتل رسید اعضای این حزب حکومت مشرف را قاتل رهبر خود وانمود کردند اما حکومت مشرف بنیادگرایان مذهبی و القاعده را مجرم دانست . آصف علی زرداری شوهر خانم بوتو تأکید داشت تا بررسی حادثه قتل بینظیر بوتو از طرف ملل متحد صورت گیرد اما حکومت مشرف تاکنون موافقه نکرده است. بعد از قتل بینظیر بوتو همدردی و احساسات نیک مردم پاکستان بطرف این حزب زیاد شده رفت چنانچه در انتخابات 18 فبروری حزب مردم پاکستان که فعلأ سرپرستی این حزب را آصف علی زرداری دارد و سایر احزاب کرسی های ذیل را بدست آوردند :
با ائتلاف حزب مردم و مسلم لیک نوازشریف و حزب نشنل عوامی پارتی حکومت مرکزی ایجاد خواهد شد.و همچنان ائتلاف حزب مردم و مسلم لیک نوازشریف جکومت های سند و پنجاب را میسازند که وزیر اعلی سند شهباز شریف خواهد شد حکومت که در سرحد ساخته میشود متشکل از نشنل عوامی پارتی و حزب مردم پاکستان با همکاری نماینده گان آزاد خواهد بود وزیر اعلی سرحد از حزب نشنل عوامی پارتی انتخاب خواهد شد عجالتأ حکومت صوبه بلوچستان را حزب مسلم لیک ق به همکاری احزاب مذهبی تشکیل میدهد. اما برمیگردیم{ آیا این ائتلاف ها دایمی خواهد بود یا شکننده؟ }{آیا ثبات دایمی برای همیش به پاکستان برخواهد گشت؟}{ مناسبات افغانستان و پاکستان حسنه خواهد شد ؟ }{مداخله در امور افغانستان قطع خواهد گردید؟}{ آیا این احزاب با مشرف چه معامله میکنند؟} و صد ها گفتنی های دیگر که باید حل و فصل شوند. احزاب که در انتخابات امسال در پاکستان برنده گردیده اند به استثنای مسلم لیک ق و حزب مهاجر قومی الطاف حسین دیگران از جنرال مشرف نفرت دارند،میگویند همین جنرال مشرف بود که علیه نوازشریف صدراعظم منتخب پاکستان کودتا کرد نوازشریف را به زندان انداخت محکوم به اعدام نمود زندان اتک را به نوازشریف مشخص ساخت صدراعظم معزول را تا پایه دار آورد با شفاعت پادشاه سعودی از زیر جوقه دار آزاد و با اعضای فامیل خود به عربستان سعودی تبعید 10 ساله شد. گرچه یکبار پیش از انتخابات یعنی تقریبأ شش ماه قبل بنا به فیصله محکمه پاکستان نوازشریف به میدان هوائی راولپندی از سعودی برگشت اما دوباره دست و پا بسته به سعودی فرستاده شد . بین حزب مسلم لیک نوازشریف و حزب مردم پاکستان نیز روابط حسنه وجود ندارد شکست این ائتلاف هر لحظه خارج ازامکان نیست از طرف دیگر بین حزب مردم پاکستان و طرفداران شخص مشرف مخالفت های زیادی وجود دارد مشرف بعد از کودتا که علیه نوازشریف انجام داد مرحوم خانم بوتو را برای 8 سال تبعید و شوهرش آصف علی زرداری را بشمول یوسف رضا گیلانی رییس پارلمان دوره دوم صدارت بینظیربه زندان انداخت برای خانم بینظیر و شوهرش 86 دوسیه اختلاس و جنائی ساخته شد از طرف دیگر عداوت دیرینه قتل و قتال بین طرفداران حزب مردم و حزب مهاجر قومی که طرفدار مشرف است در کراچی وجود دارد که حل و فصل آن بزودی امکان ندارد. از جانب دیگرعداوت بین حزب مردم پاکستان و حزب نشنل عوامی پارتی نیز دیرینه است در دهه 1971 بعد از کشته شدن حیات احمد خان شیرپاؤ ذولفقار علی بوتو حزب نشنل عوامی پارتی را قاتل حیات احمد خان شیرپاؤ که عضو حزب مردم بود قلم داد کرد؛ خان عبدالولی خان سیاستمدار مشهوری صوبه سرحد و برادرش غنی خان و ده ها رهبران پشتون ها و بلوچ ها را به زندان پشت میله های آهنی انداخت عده از رهبران پشتون ها و بلوچ ها مانند اجمل ختک، افراسیاب ختک، عطاالله منگل، خیر بخش مری، غوث بخش بزنجو، وصوفی جمعه خان در افغانستان به سر میبردند که بعد از کشته شدن جنرال ضیا الحق توانستند دوباره به صوبه سرحد و بلوچستان برگردند و تا آنزمان به افغانستان در حالت تبعید به سر میبردند.حالا که ائتلاف نشنل عوامی پارتی و حزب مردم پاکستان در صوبه سرحد صورت میگیرد مخالفت های ذات البینی بین بشیر احمد خان بلور،غلام احمد بلور،الیاس بلور که از جمله فعالین حزب نشنل عوامی پارتی اند با قمر عباس که از جمله فعالین حزب مردم پاکستان است بخاطر قتل برادرزادۀ قمر عباس که وی ادعا دارد که برادرزاده ام به دستور بشیر بلور به قتل رسیده است گرچه این ادعا قمر عباس تاکنون به اثبات نرسیده همین دوسیۀ نسبی بشیر بلور باعث آن گردیده تا بحیث وزیر اعلی صوبه سرحد انتخاب نشود چون اعضای حزب مردم پاکستان به تقرر آقای بلور بحیث وزیر اعلی در سرحد مخالفت داشتند بخاطر جلوگیرس از تشنج رهبری نشنل عوامی پارتی میر حیدر خان هوتی را وزیر اعلی به صوبه سرحد نامزد کرده است این مخالفت ها و عداوت ها میتواند با ائتلاف نشنل عوامی پارتی و حزب مردم پاکستان مشکلات زیادی را در دراز مدت ایجاد کند و شکستن ائتلاف خالی از تصور بوده نمیتواند. از جانب دیگرخواسته های را که حزب نشنل عوامی پارتی دارد و احزاب ائتلافی و حکومت مرکزی باید بپذیرند نه باید از نظر دور داشت آنها عبارت اند از:
چنانچه اسفندیارولی خان رهبر نشنل عوامی پارتی صریحأ گفته است که ما با معتلفین خود مصلحت میکنیم اما هر گز از اصول خویش یک قدم عقت نشینی نمی نمائیم.حوادث بعدی نشان خواهد داد که این همه خواسته ها مورد پذیرش سندی ها و پنجابی ها قرار خواهد گرفت؟ سوالی است که جریانات آینده جواب خواهد داد از سوی دیگر ائتلاف حزب مردم پاکستان و حزب آقای نوازشریف تا بر کناری جنرال مشرف پایه دار خواهد بود و بعدأ شکننده. چنانچه از همین حالا نوازشریف حاضر نیست در حکومت مرکزی اسلام آباد از حزب خویش وزیری داشته باشد علتش اینست که نوازشریف به هیچ صورت موافقه ندارد تا وزیری را از حزب مسلم لیک (ن) نوازشریف پرویز مشرف حلف وفاداری دهد نوازشریف مشرف را رییس جمهور قانونی نمیداند شمولیت مسلم لیک نوازشریف با ائتلاف موجود با حزب مردم پاکستان در پارلمان مرکزی شش ماه دوام خواهد کرد و بس. شعار را که مسلم لیک نوازشریف و حزب مردم پاکستان روی آن انتخابات را برده اند باید عملی کنند. شخص نوازشریف رهبر مسلم لیک ن بالائی سه نقطه اساسی پافشاری دارد:
اما آقای زرداری و اسفند یار ولی خان با این پیشنهادات یک شبه موافقه ندارند،ولی تدریجأ با نواز شریف هم آواز اند. و از طرف دیگر امریکا از کنار زدن مشرف تشویش دارد وحزب مردم پاکستان و حزب مسلم لیک نواز شریف را تحت فشار دارد تا به دوام ماموریت مشرف توافق کنند از سوی دیگر اذهان مردم پاکستان به دوام ماموریت مشرف هم سوئی ندارد.مردم پاکستان عامل بدبختی های موجود درین کشور را از سیاست های غلط مشرف و طرفدارانش میدانند چالش بزرگ دیگری که مشرف به آن مواجه است ائتلاف برهم خورده مجلس متحد عمل است که درین انتخابات دست آوردی ندارند حتی مولانا فضا الرحمن و مولانا شیرانی در زادگاه خویش انتخابات را باخته اند.باخت فضل الرحمان و شیرانی این حقیقت را به اثبات میرساند که مردم پاکستان دیگر به احزاب مذهبی و بنیادگرا باور ندارند. از سوی دیگر سخنگوی طالبان پاکستان حاجی ملا عمر اعلان نموده که با حکومت جدید پاکستان آمادۀ مذاکره هستیم مشروط بر اینکه این حکومت سیاست های مشرف را تعقیب نکند.هدف اصلی سیاست های امریکا است گرچه نوازشریف و زرداری تاکنون درین مورد به رسانه ها چیزی نگفته اند اما اسفند یار ولی خان رهبر نشنل عوامی پارتی طی نشست خیری در مرکز پادشاه خان در پشاور بجواب یک خبرنگار که پرسیده بود آیا شما حاضر هستید با بیت الله محسود مذاکره کنید؟ اسفندیار ولی به زبان اردو جواب داد: {در حالیکه من با منموهن سنگه مذاکره کرده میتوانم چرا با بیت الله محسود نمیتوانم و بس.} از دیدگاه ما انتخابات اخیر در پاکستان و به قدرت رسیدن نشنل عوامی پارتی در صوبه سرحد میتواند برای افغانستان به فال نیک گرفته شود. البته در بخش سهولت برای مهاجرین افغانی کاستن ظلم پولیس پاکستان سهولت در رفت و آمد ها و انتقال اموال تجارتی اما در سیاست خارجی و تغیر در استراتژی پاکستان وقت کافی نیاز است نه درین زودی ها باید این حقیقت را فراموش نکنیم که مشکلات موجود آنطرف خط دیورند در قبایل ریشه دارد اجرأت و عملکرد در قبایل مربوط و منوط به رییس جمهور و والی یا گورنر است که از طرف رییس جمهور مقرر میشود مناطق قبایل را فاتاFATA(The Federal Administrated Tribal Area) میگویند اداره قبایل مربوط گورنر و پولتیکل ایجنت ها است حکومت انتخابی در صوبه سرحد یا سه ایالت دیگر هیچ صلاحیت اجرائی در مورد قبایل ندارد و نه تصمیم گرفته میتواند تمام مناطق قبایل امور محوله شان از طریق رییس جمهور و گورنر و کور کماندر یا قوماندان قول اردو عملی میشود وزیر اعلی اعضای کابینه اش و وکلای منتخب در مناطق شهری صلاحیت اجرائی دارند در مناطق که به نام قبایل یا ایجنسی یاد میشوند مانند:خیبر ایجنسی، باجور ایجنسی، وزیرستان شمالی و جنوبی ، اورکزی ، مومند ایجنسی وغیره هیچ نوع صلاحیتی را نمایندگان منتخب مردم که در پارلمان مرکز یا صوبه حضور دارند ندارند. به هر صورت با در نظر داشت امید ها و چالش های که بعد از انتخابات پاکستان پیش رو قرار دارد برای جمهوری اسلامی افغانستان ضرور است تا بعد ازین در سیاست گذاری های خویش راهی را انتخاب کند که نهایت فراگیر و سازنده باشد.با وجود آنکه احزاب برنده پاکستان در وقت کمپاین انتخابات خویش و بعد از انتخابات در مورد افغانستان حرفی تازه و دلچسپی را تاکنون به زبان نیآورده اند و دورنمای سیاست خارجی شان تاکنون پوشیده است اما بر ما لازم است تا در مورد سیاست های معقول که میتواند خیلی از گره های پیچیده را باز و راه های مسدود را صاف نماید دست به کار شویم. به نظر نگارنده از همه توضیح باید کرد که سیاست مجموعه وسیع و گسترده از ارزش ها بوده که با سیر و روند اجتماعی جامعه بشری ارتباط عمیق و ناگسستنی را دارا میباشد ، ولی این ارزشها در بسا موارد با هم در تضاد قرار داشته و قضایا را از زوایا و دیدگاه های دلخواه خویش مورد غور و بررسی قرار میدهند که این مجادله دایمی بوده نمیتواند. سیاست گذاری ما بعد ازین در مقابل همسایه ها بخصوص پاکستان نکات زیرین را باید داشته باشد: أ- ارزش ها و اهداف اصلی و ملی این هدف ها و ارزش ها در حقیقت همان هائی میباشد که مردم یک کشور حاضر اند در راه آن تن به فداکاری و جان فشانی بدهند.این ارزش ها و هدف ها نتیجۀ تربیتی میباشد که در اثر جامعه پذیری سیاسی، آیین گستری و یا تجارب شخصی بوجود میآید. آنها به مثابه معیاری برای ارزیابی اعمال خود و بیگانه بکار میروند و پایه بسیاری رفتارهای ما را به وجود می آورند. در بسیاری از کشور های رو به توسعه و از جمله افغانستان این ارزش ها و اهداف عبارت اند از: آزادی از از کنترول بیگانگان،وحدت ملی،تمامیت ارضی،توسعه اقتصادی سریع و ارتقای منزلت کشور بحیث یک کشور قدرتمند در سطح منطقه و در سطح جامعۀ بین المللی. ب- اهداف و ارزش های میانه اهداف میانه متعددی میتوانند مدنظر باشند، بهتر آنست تا برای سهولت در شناخت آنها را در سه دسته به خاطر آوریم: 1.تلاش برای توسعه انسانمدار و پایدار، باید تخستین هدف دولت افغانستان باشد. در عصری که ما زندگی میکنیم رسیدن به چنین هدفی به تنهایی ممکن نیست.کشور ما دارائی منابع محدود، خدمات اداری از هم گسیخته، و مهارت های فنی اندک است.آزادی ملی در مفهوم دقیق کلمه در حقیقت برای جبران نمودن و غلبه برای همین کمبودی ها است. ت- اهداف عام و دراز مدت عبارت از آن آرمان ها، طرح ها و نقطه نظر های اند که با توجه به نظم جدید اقتصادی ،سیاسی و ادیالوژیک بر سازمانها و روابط بین المللی اظهار میگردند. پاکستان و سایر همسایه ها نمیتوانند ازین طرح به دور باشند، از واقعیت های حاکم بر روابط قدرت در سطح بین المللی از صلح جهانی همزیستی مسالمت آمیز مطابق به منشور سازمان ملل متحد همسایه ها را قانع بسازیم. با تدوین درست این سه اصل میتوان دستآورد های معقولی که بتواند هم در دراز مدت و هم در کوتاه مدت موثریت داشته باشد بدست آورد. یک دپلوماسی موفق مبنی بر استراتژی تمام عیار و درخور اهمیت ارزش معنوی دارد. در فرجام باور ما اینست: با انتخاباتی که در پاکستان صورت گرفته امیدواری های جهت همکاری های متقابل بین افغانستان و پاکستان بوجود خواهد آمد اما محو تروریزم در منطقه و فرا منطقه به زودی نه در توان حکومت های منتخب پاکستان و افغانستان خواهد بود بلکه همکاری بدون قید و شرط و صادقانه بین پاکستان و افغانستان و جامعه جهانی در دراز مدت میتواند این مشکل را از سر راه بردارد.بزودی ها در رفع پرابلم ها نباید خوش باور بود. انتخابات پاکستان را میتوان یک تحول بزرگ در منطقه به حساب آورد اما این انتخابات نمیتواند در کوتاه مدت بر بحران موجود که هم افغانستان و هم پاکستان و بلاخره منطقه را تحدید میکند فایق آید میتواند از قدم های اولی بخاطر اعاده دموکراسی در پاکستان به حساب آید اما نه اینکه همه مشکلات را حل و فصل نماید.
|
|
|