
احمد سعیدی
فقط امیـــــــد باقیســـــت!
تاريخ، آميزه اى از افكار، عقايد و آداب و رسوم در گستره زمان است و بيان واقعيات آن به واقع نگرى و روشن بينى نياز دارد. پرداختن به مقطعى از تاريخ بدون درك و شناخت واقعيات حاكم بر آن، كارى به دور از شيوه تحقيق بوده و پرداختن به تحلیل واقعيت ها و تحليل آن همراه با دخالت حبّ و بغض ها هم شيوه كم اثر است. تحليل تاريخ چند دهۀ کشور از اين روش ها به دور نمانده، و اين خط در منابع
واقعه نگارى افغانستان معاصر قابل مشاهده
است. در اين فضاى مشوّش و مه آلود نگارش حقایق، شناخت و تفكيك واقعيت ها از بافته ها و گره ها امرىیست نهایت دشوار و در عين حال ضروری.که ما هم در زمرۀ سائرین درین زمینه زبان خامه را بحکم واقعیت نگری بکار می بریم. اما آنچه راکه مینویسم همه میخوانند ولی عادت کرده که به آن عمل نکنند در این کشور شنیدن زیاد است عمل کردن هیچ.
افغانها از دیر زمانیست که حرکتهای افراطی ای چپی وراستی را به تجربه گرفته اند، حرکتهایی که نه بر اساس استراتیژی دوامدار ومشخص واندیشه وتفکر خاص بلکه بر اساس حب و بغض ها مؤقتی وریاست طلبی ها همواره با یک شکل وقیافه خاص تبارز نموده ودر هر مقطعی از تاریخ رنگ و مسیر عوض کرده اند،چه بسا که در تضاد با مسیر قبلی قدم بر داشته اند. پدید آمدن چنین جریانها و مجموعه ها در زمان جهاد وپس از آن از مثالهای بارز تاریخی کشور است وبه خصوص بعد از به وجود آمدن حکومت های مؤقت,انتقالی تا انتخابی تا امروز در افغانستان
بازار بیشتر پیداکرده است و هننوز اکثریت شان مشغول سود جوئی اند و فریت کاری ها و خاک زدن ها به چشم ملت دوام دارد.
ملت هم در بحر حیرت وتعجب فرورفته و همواره این سؤال در اذهان عمومی خطور می کند که آیا رفتار و کردار قبلی این آقایون درست بوده یا مشی وسیاست فعلی شان ؟.!! اگر قبلا درست عمل می کرده اند پس حالا چرا از راه راست رو گردان شده ومسیرغلط را می پیمایند واگر امروز راه اصلی و وحقیقت را بر گزیده اند ، دیروزچرا مردم را با شعار های پر رنگ و لعاب اسلامی وگذاشتن ریش و فریب دادند وبزرگترین مصیبت هارا بر مردم خود روا داشتند .؟ گاهی بنام چپ ، گاهی بنام رات ، گاهی
نکتائی و چپن و قبأ رنگارنگ اینها هنوز خود را سر قافله می دانند ملت را از خریده خود.
چنانچه گفته آمدیم ظهور ابن الوقتی و نرخ روز نان خوردن در عرصه سیاسی افغانستان چیز تازه ای نمی تواند باشد بلکه در گذشته ها هم روند همآهنگی وهمکاری مقطعی افکار متضاد به خاطرمصالح شخصی وجود داشته که درنهایت امربه تازه گی ها ریاکاره تر موزه پا کانه تر شده میرود چاپلوسان همه در بارها خود را وارث ملت میدانند بار ها دیده شده اکثر سیاسیون کشور بخاطر مصالح شخصی حاضر به چرخش یکصد وهشتاد درجه ای اند ،اما از إجرائی یک اقدام کوچک وچرخش ساده که تبلور از شهامت
سیاسی، جرأت إخلاق إجتماعی ونشانه میهن دوستی وخدا پرستی است طرفه میروند !؟ وآن اینکه از طریق رسانه واطلاعات جمعی به پیشگاه ملت حاضر شوند واز گذشته که ایشان را از یکدیگر دور وآلۀ دست بیگانگان ساخته بود اظهار ندامت وپشیمانی نمایند واز آتشیکه بر سر ملت ریختند وایشان را بر خاکستر سیه روزی ها وبد بختی ها نشانند معذرت بخواهندو بگویند بشما خدمت کرده نتوانستیم دروغ گو بودیم اگر از مسئولین پرسیده شود که مشکل امنیتی به کجا خواهد رفت؟ بزرگترین شان نمیداند.
اگر گفته میشود وحدت ملی تأمین میگردد؟ میگویند ما به قدرت باشیم یقیناً.
آیا طرح نظام سیاسی مبنی بر عدالت اجتماعی بخصوص با موجودیت اختلاس ملیون ها دالر سرنوشت آن چه میشود؟ تیشه به ریشه نظام انتخابی نمی زند ، میزند.
واقعیت این است که اگر از کلی گوئی ومعادلات مجهول ومبهم بگذریم آهداف درازمدت و کوتاه مدت این دولت و سیاسیون معلوم نیست یا ما نمیدانیم؟ اگر درد ومصیبت بود وحدت ملی است این را میدانیم أعضای دولت قادر به حل این معضل نیستند چون عدۀ زیاد از مدعیان ملت داری در پهلوی شان قرار ندارد فاصله برفرسخ ها رسیده.
اگر هدف تأمین امنیت باشد این هم به نفع خود شان نیست بعضی ها نا امنی را دوام قدرت خود میدانند واز دیدگاه مردم می گریزند چون جواب ندارند.
اگر منظور دولت طرح شالوده های نظام سیاسی بر بنیاد عدالت اجتماعی ومشارکت ملی باشد, طرح مشخص در جهت نظام سازی وجود ندارد. واز طرف ملت تجارب نهایت تلخ از نظام سازی ونظامداری دارد بشمول نظام موجود و گذشته ها شرم آور دوران طالبان و دیگران .
دولت بخاطر اصلاح نظام در جهت کاهش فساد اداری ومنع تولید وترانسپورت مواد مخدر دست به مبارزات گسترده میزند بازهم این تلاش مرهون إعادۀ ثبات وتأمین امنیت در کشور نیست است که قبلا به آن اشاره شد چون شش سال هیچ ثمر نداشته.
هر حرکت سیاسی دلائل موجودیت ومسیر حرکت خودرا مشخص وویژه گی های ممیزۀ خودرا از دیگران بر جسته میسازد،اما طوریکه ملاحظه میگردد وضع موجود دولت نه خواستگاه استثنائی دارد ونه شاخص های که ملت را به آینده امیدوار بسازد.آنجه ازین انتظار میرود این است تا عدۀ از شرایط موجود استفادۀ شخصی نموده بر چوکی مورد نظر خود را سریش کنند. برای نواسه و کواسه خود پول ذخیره کنند. چنانچه بعضی ها کرده اند.
ولی به هر حال افراد وعناصر بی مایه و بی اساس همیشه در.تاریخ پیدا میشوند که برای رسیدن به قدرت چند روزه دنیا همه شعار ها ، احساسات ملی ومبانی انسانی،اسلامی را به بازی بگیرند وبه ریش همه بخندند چنانچه طیفهای شامل در شرایط موجود نیز از همین قماش مردمانند وبا کنارآمدن با افرادی اقدام به دیده درائی نموده دست هر مرتد را می بوسند که بنیاد بدبختی ها ومصایب افغانستان به آنها بر می گردد. اگر بعد از این هم بتوانند گناه های گذشته را جبران وآینده بهتر را
به ارمغان بیاورند چشم بد بین کور..اما - زمین شوره سنبل بر نیارد * دراو تخم عمل ضایع مگردان یا آزمودن را آزمودن خطاست.
ذکر اوصافیکه در فوق برای آدمهای به ظاهر وطن دوست اشاره شد به معنای سر زنش کردن کل ملت ومسلمانان افغانستان نیست ونمی توان نا امیدانه همه را از میدان بیرون شده وبه انحراف رفته پنداشت که بحمدالله حرکتهای وسیع ومردمی همچنان در صحنه هستند که میتوان به ایشان إعتماد کرد اگر چه طور رسمی تبارز عمومی نیافته اند،اما زمان این حقیقت را به آزمایش خواهد گرفت و دیر یا زود انتظارات دیرینه ملت بر آورده میشود تا قیامت عده محدود تیکه دار نیستنید!!؟.
ازآنجائیکه در تشکیل وایجاد یک دولت انگیزه های متعدد میتواند مورد مطالعه قرار گیرد ودست های گوناگون از داخل وخارج در طراحی آن به حرکت آمده باشند مانند دولت و حاکمیت موجود جرأت افشائی رهبری آن برای سازمان دهندگان دشواری میکند در تر کیب رهبری دولت افغانستان شخصیت های به نظر میخورند , که بدنه نظام را تشکیل داده و دولت فعلی را رهبری میکنند. دولتیکه از لحاظ نظامی, سیاسی واقتصادی از حمایت گسترده وبی سابقه جامعه جهانی بر خوردار
ودست آورد های آن نسبت به حمایه جامعه جهانی بسیار نا چیز است.دست های خودرا به طرح های مبهم واسترتیژی های دراز مدت محول نموده وگاهی به بهتر بودن وضع نسبت به دوره های قبل افتخار میکنند.. اگر خدای ناخواسته جامعه جهانی عشر کمک های فعلی را بدسترس طالبان قرار میداد بدون تردید دست آورد های صد برابر نظام فعلی می بود وهر کس نان میداشت میتوانست با استفاده از حمایت جامعه جهانی گامهای مثبت را درراه تعالی وترقی کشور بر دارد.
مسئله مهم ومورد بحث این است که أعضای دولت افغانستان از لحاظ کفایت ضعیف بوده و از حمایت مردم بی بهره اند.امروز تمام دنیا با همه توان عصای دست این نظام شده وبا همه قوا دست بر زیر بازوی شان نهاده اند تا ایشان را به قدم زدن وپیش رفتن کمک کنند اما متأسفانه حاکمان همیشه نیاز مند ما یک گام به پیش ودو گام به عقب بر میدارند.وهیچنوع پیشرفت در کار شان به مشاهده نمی رسد که واقعیت به نا باوری ملت نسبت به آیندۀ شان زیر هر نام که باشد افزوده است .
حتی بعضی ها استفاده منفی از مواقف دولتیمی نمایند .
اصولا استفاده از منابع ومواقف دولتی به نفع شخصی جرم وگناه پنداشته میشود.اما در افغانستان قضیه معکوس است .
استفاده از مقام وامکانات دولتی در جهت ساختار تا تقویت شخصی یک چانس طلائی به حساب می آید. عده زیاد از دولت مردان ما تنبلی و غفلت و عدم کفایت خود را بدوش رئیس صاحبت جمهور می اندازند 273 نفر پولیس در حوزه جنوب غرب خیانت می کنند از وظیفه دور میشوند آیا این هم وظیفه رئیس جمهور است یا وزیر داخله نه بلکه وظیفه قوماندانی قندهار و زابل . ملا نقیب الله با دادن رشوت فرار داده میشود در این هم رئیس صاحب دولت ملامت است وزیر صاحب تجارت گاز را ازترکمنستان به قیمت زیاد خریداری میکند رئیس صاحب ملامت
است ، صدها زمین دولتی غصب میشود رئیس صاحب ملامت است نخیر به هیچ صورت درست است که رئیس دولت در رأس قرار دارد اما باور من اینست که در یک وزارت اگر اداره سالم و مسئول درجه اول با کفایت در آن وزارت یا در آن ولایت باشد اینقدر نابه سامانی ها هرگز پدیدار نمی شوند.
کشور و مردم با کابینه و مسئولین امور ضرورت دارند که هم دانا با شند هم آگاه و بینا در غیر آن فردای ما از امروز و امروز ما از فردا خرابتر و مردم ما بدبخت تر خواهند بود.
نظرات رسیده
بسم الله
بلژیک
جناب سعیدی صاحب از تلویزیون ها می بینیم که نام خدا مرد زبان دار هستی اما متأسفانه گاهی این زبان را بخاطر مظلومیت غور باز نکردی .صد پیرزال کور میخواهد به حال افغانستان گیریه کند وشما همیشه مشکلات پاکستان را حساب میکنید .غصه نخور غم غم من وتو وغور وافغانستان است.میدانی هر کس خودرا گرم میکنند درین روز ها ایجاب میکند شما در پهلوی نمایندگان غور استاد شوید محرومیت غور را برخ دولت بکشید تشکر